شناسه خبر : 4908 لینک کوتاه

ترجمه و تلخیص بخشی از مقاله «یک مدل اقتصادی - اجتماعی از رفتار اعتیادآور»

ترجیحات و فراترجیحات افراد

اعتیاد در افرادی که «عدم تعادل‌های قابل توجه» دارند و نیز کسانی که با شرایطی مواجه می‎شوند که کالاهای اعتیاد‎آور در دسترس، مقرون به صرفه و جذاب هستند، رخ می‌دهد.

جان اف تامر، دپارتمان اقتصاد و فاینانس، کالج منهتن
اعتیاد در افرادی که «عدم تعادل‌های قابل توجه» دارند و نیز کسانی که با شرایطی مواجه می‎شوند که کالاهای اعتیاد‎آور در دسترس، مقرون به صرفه و جذاب هستند، رخ می‌دهد. پنج تاثیر خارجی و داخلی که درجه عدم تعادل فردی را توضیح می‌دهند و عواملی که شدت عدم تعادل را تغییر می‎دهند، عبارتند از:
1- سرمایه شخصی فرد، 2- سرمایه اجتماعی فرد، 3- سرمایه مصرفی فرد، 4- تاثیرات اجتماعی و عمومی بر فرد و 5- استرس‎زا بودن شرایط زندگی فعلی فرد. در ادامه این عوامل اصلی به ترتیب شرح داده می‌شوند.
سرمایه شخصی: سرمایه شخصی، که نوعی از سرمایه انسانی است، به عنوان ظرفیت انسان تعریف می‌شود که از خصوصیات شخصی اولیه فردی نتیجه می‎شود. سرمایه شخصی چگونگی عملکرد روانی، فیزیکی و روحی فرد را منعکس می‎کند. این ظرفیت آینه تعادل بیوشیمیایی درونی، وضعیت و سلامت فیزیکی، قدرت روانی و هدف زندگی فرد است.
سرمایه اجتماعی: موهبت سرمایه اجتماعی فرد، دومین عامل اصلی موثر بر این است که آیا شخصی احتمال دارد که معتاد شود یا نه. سرمایه اجتماعی به ظرفیتی که در روابط اجتماعی یک فرد یا وابستگی‎ها و روابط بین فرد و دیگران مجسم می‎شود، اطلاق می‎شود. سرمایه اجتماعی در خانواده‎ها، سازمان‎ها، انجمن‌های مدنی و جامعه بزرگ‎تر گنجانده شده است.
سرمایه مصرف: شکل‌گیری اعتیاد، شامل سرمایه‌گذاری در سرمایه مصرفی در نسبت با یک کالای اعتیادآور است. مراحل این فرآیند عبارتند از: 1- متمایل شدن به کالا 2- کسب آگاهی درباره آن 3- یادگیری اینکه چگونه و در کجا کالا را به دست آورد 4- یادگیری یافتن و ارتباط با دیگر مصرف‌کنندگان کالا 5- یادگیری چگونگی تغییر اثرات کالا با حالات خاص روانی.
جامعه و اجتماع: تاثیرات اجتماعی و فرهنگی به طور کلی از جامعه و عوام چهارمین تعیین‎کننده احتمال معتاد شدن یک فرد است. این تاثیرات از رهبران، گروه همسالان، سازمان‎ها، رسانه‎ها و ...، مردم را به داشتن ارزش‎های خاص، سبک زندگی و الگوی مصرف تشویق می‎کنند. آنها فرهنگی گسترده‎تر و همچنین تاثیرات فرهنگی محلی را منعکس می‎کنند.
وضعیت فعلی زندگی: پنجمین تعیین‎کننده احتمال اعتیاد ظهور انحصاری وضعیت پر‌استرس زندگی است؛ ورود به استرس طولانی‎مدت غیر‎قابل‎اجتنابی که مردم احساس می‌کنند قادر به کنترل‎اش نیستند. تشدید عدم تعادل موجود اغلب رویداد منجر به اعتیاد را تسریع می‎کند. گذارهای وظیفه‌ای و بحران‎های فردی، می‌توانند رویدادهای استرس‎زای قابل توجهی باشند.
پنج عامل فوق، درجه عدم تعادل یک فرد را تعیین می‎کنند. سرمایه شخصی فرد، مهم‌ترین عامل است؛ عوامل دیگر معتدل ​​و یا شدید بودن عدم تعادل را مشخص می‎کنند. خواه درجه عدم تعادل بالاتر از سطح آستانه باشد و اینکه چقدر باشد، درجه سوگیری تعیین می‎کند که فرد در ارزیابی مزایای مورد انتظار و هزینه‎های استفاده از کالای اعتیادآور تحمل می‎کند. این تعصب ناشی از انواع مختلفی از پردازش ذهنی معیوب است. اول، وقتی فردی در تلاطم قوی ولع مصرف است، دارای توانایی کمی و یا بدون توانایی در نظر گرفتن اطلاعات و اولویت‎های مرتبط است. این فرد نمی‎تواند به کالای اعتیاد‎آور نه بگوید، و نمی‎تواند با وضوح کافی برای استفاده از اطلاعات در فرآیند ارزیابی منافع و هزینه‎ها فکر کند. اگر این اشتیاق ضعیف‎تر باشد، پردازش ذهنی او تا حدی ناقص خواهد بود، اما هنوز هم گرایش به سمت استفاده از کالای اعتیادآور است.
دوم، همان‎طور که پیش از این نشان داده ‎شد، حسابداری ذهنی یک فرد ممکن است منجر به انکار (یک فرآیند روانی شناخته‌شده و مشترک) برخی از هزینه‎های حتمی مرتبط با استفاده از کالای اعتیادآور شود. این «سوگیری» است، و همچنین شامل پردازش معیوب اطلاعات می‎شود.
سومین عامل سوگیری، موضوع پردازش معیوب اطلاعات نیست، بلکه عملکرد معیوب ذهنی درگیر است. این است که معتاد و یا معتاد احتمالی، نفسی پایدار با اولویتی پایدار ندارد؛ نفسی که دانستن اینکه چه چیزی را می‌خواهد، می‌تواند مدلی غیروابسته به منافع و هزینه‎های کالاهای مختلف را تعیین کند، و در نتیجه تصمیمی مناسب که منطقی است، بگیرد. کسی که در روند از دست دادن نفس خود است و یا در تلاش برای فرار از خود از طریق وابستگی به کالاهای اعتیادآور است، به وضوح نسبت به این کالاها دارای سوگیری است و واضح است که تصمیمی عقلانی در انتخاب کردن آنچه برای خودش بهترین است، نمی‎گیرد. ممکن است کسی در مخالفت با موارد فوق استدلال کند، که سوگیری در این امر مشارکت ندارد، چرا که فرد به سادگی کالای اعتیادآور را از منظر الگوی تغییریافته ترجیحات دریافت می‎کند؛ امری که استفاده اخیر فرد از کالا و انباشت سرمایه مصرفی را منعکس می‎کند. چنین تغییری در ترجیحات در واقع امکان‎پذیر است؛ آن هم با احتمالی زیاد. اما باید به یاد آورد که سوگیری، اتفاقات بالا را از طریق پردازش ذهنی معیوب و نه تغییر ترجیحات توضیح می‌دهد. همچنین می‎توان همان‎گونه که من در هرجای دیگر استدلال کردم، استدلال کرد که تغییر ترجیحات در راستای کالایی اعتیادآور، تغییری در راستای یک الگوی ترجیح پست است. یک استدلال محتمل دیگر این است که فرد رفتار اعتیادآور را به دلیل نرخ بسیار بالای تنزیل، انتخاب می‎کند. چنین فردی به منافع کوتاه‌مدت، وزنی بسیار بالا و به هزینه‎های دور، وزن بسیار کمی می‎دهد. ظاهراً این رفتار برای معتادان رفتاری رایج است. در حالی که بسیاری این رفتار را نامطلوب می‎دانند، به لحاظ اقتصادی رفتاری غیر‎منطقی نیست. در مجموع، فرد با عدم تعادلی قابل توجه، به احتمال زیاد در حال آشکارسازی نوعی پردازش معیوب ذهنی است که به درک همراه با سوگیری از منافع مورد انتظار و هزینه‎های رفتار اعتیادآور منجر می‎شود. هنگامی که این سوگیری قوی است، فرد به طرز مطلوبی برای درک مصرف کالای اعتیادآور گرایش پیدا می‎کند و در نتیجه، به کالای اعتیادآور یک تمایل سیری‌ناپذیر دارد. چنین فردی همچنین ممکن است قصد کند کالای اعتیادآور را زمانی که در دسترس و مقرون به صرفه باشد، امتحان کند. بنابراین چنین افراد نامتعادلی احتمال بیشتری دارد که نسبت به افراد متعادل، معتاد شوند. عنصر دیگر در نظر گرفتن واقعیت با توجه به کالای اعتیادآور است. فرد در مقابله با احتمال استفاده از این کالا در دسترس بودن آن، مقرون به صرفه بودن، و جذابیتش را در نظر خواهد گرفت. اگر بسیار دشوار است که کالایی را به دست آورد، و تجربه‎ای از کیفیتی کافی را وعده نمی‎دهد، حتی فردی با تمایل بالا برای کالا ممکن است آن را گران بیابد. اگرچه معتاد و یا معتاد احتمالی ممکن است برداشت همراه با سوگیری از آنچه خود کالا ارائه می‌دهد، داشته باشد، این شخص ممکن است با توجه به این عوامل عملی واقعی، بی‌طرف باشد. یک عامل دیگر در تعیین اینکه آیا یک شخص، گام نهایی را به سوی اعتیاد بر خواهد داشت یا نه، وجود دارد. به طرز باورنکردنی، فرد دارای میل بالا برای کالای اعتیادآور و وسوسه کافی در قالب کالاهای در دسترس، مقرون به صرفه، جذاب و اعتیادآور هنوز ممکن است در انجام آخرین مرحله مقاومت کند. اگر این انتخاب در تضاد با «فراترجیحات» باشد، این حالت وجود خواهد داشت. فراترجیحات، ترجیحات فرد درباره ترجیحات فرد دیگر است؛ آنها ارزش‌های اخلاقی و عقلی کسی، و شاید حس عمیقی از آنچه واقعاً برای ما مناسب است، را منعکس می‎کنند (آنچه من از آن به عنوان ترجیحات درست یاد کرده‎ام). فرض کنید فراترجیحات شخص وسوسه‎شده درباره کالاهای اعتیادآور این بود که آنها به دور از اخلاق و غیرعاقلانه بودند. این فرد استرس درونی قابل توجهی را تجربه می‌کند که ممکن است به مقاومت فرد در برابر رفتار اعتیادآور منجر شود و به دنبال یک الگوی رضایت‌بخش‎تر رفتاری را جست‎وجو کند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید