شناسه خبر : 2146 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

مدیرعامل شرکت بورس کالای ایران از مزیت‌های رینگ صادراتی در توسعه صادرات می‌گوید

فرصت جهش صادرات از بستر بورس کالا

حامد سلطانی‌نژاد مدیرعامل شرکت بورس کالای ایران معتقد است: بورس کالا بازوی پرتوانی در جهت توسعه صادرات است و می‌تواند با کمترین هزینه با سرعت بیشتری بستر تسهیل در امر صادرات را فراهم کند.

زهرا مسافر
تشدید تحریم‌های اقتصادی و کاهش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت باعث شد تا توسعه صادرات غیرنفتی در اولویت سیاستگذاری‌های کلان اقتصادی کشور قرار گیرد. اما با تلاش‌های بسیاری که در این زمینه صورت گرفته است اما همچنان سهم صادرات غیرنفتی در سبد صادراتی کشور پایین است، این امر نیازمند عزم همه‌جانبه از سوی تمام بخش‌های اقتصادی کشور است. در این میان بستری چون بازار سرمایه می‌تواند نقش موثری در توسعه صادرات ایفا کند. در این زمینه بورس کالا از مزیت‌ها و پتانسیل‌های فراوانی برخوردار است. با همین هدف چندسالی است که رینگ صادراتی بورس کالای ایران راه‌اندازی شده است. رینگ صادراتی به نوعی امکان جدیدی برای حضور در بازارهای جهانی فراهم کرده و اگر مورد حمایت متولیان امر قرار گیرد می‌تواند زمینه‌ساز جهش صادراتی به ویژه در بخش محصولات فلزی و کشاورزی باشد. به این بهانه با حامد سلطانی‌نژاد مدیرعامل شرکت بورس کالای ایران که از مدیران جوان و فعالان بازار سرمایه است پیرامون مزیت‌های رینگ صادراتی در جهت توسعه صادرات به گفت‌وگو نشستیم. او معتقد است: بورس کالا بازوی پرتوانی در جهت توسعه صادرات است و می‌تواند با کمترین هزینه با سرعت بیشتری بستر تسهیل در امر صادرات را فراهم کند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو درباره وضعیت رینگ صادراتی بورس کالا و پتانسیل‌های آن در جهت صادرات‌محوری را می‌خوانید.

با توجه به اینکه یکی از الزامات رشد اقتصادی در گرو افزایش و توسعه صادرات غیرنفتی است در این زمینه بورس کالا چقدر میتواند از توسعه رینگ صادراتی در جهت سیاستهای توسعه صادرات به اقتصاد ایران کمک کند؟

اجازه بدهید ابتدا اهداف و کارکردهای رینگ صادراتی در بورس کالا را توضیح بدهم تا با شناخت کارکردهای آن مشخص شود رینگ صادراتی چقدر میتواند در زمینه افزایش و توسعه صادرات اثرگذار باشد. توجه کنید؛ در مقوله رینگ صادراتی بیشتر در مورد کالاهایی صحبت میکنیم که ورود بورس کالا در آنها میتواند ارزش افزوده به همراه داشته باشد. برای مثال سیمان کالایی است که با مازاد تولید آن در کشورمان مواجه هستیم. خریدار خارجی برای تهیه این محصول با تکتک تولیدکنندههای ما چانهزنی میکند و تولیدکنندههای ما از آنجا که بازی همکارشان را نمیبینند و به این موضوع پی نمیبرند که این خریدار قبلاً به سراغ سایر تولیدکنندههای سیمان نیز رفته است، حاضر میشوند محصولات خود را با قیمت بسیاری پایینتری بفروشند. در نتیجه کالایی که ما در آن مزیت نسبی داریم و سالها بر روی آن سرمایهگذاری کردهایم با ارزش بسیار پایینی به کشورهای خارجی فروخته میشود. اگر یک مکان تجاری (Market place) ایجاد شود که این تولیدکنندگان، بازی یکدیگر را ببینند و خریدار خارجی ملزم شود که تنها از همان بازار (بازار متمرکزی که تمام تولیدکنندگان سیمان در آن قرار دارند) محصولات را خریداری کند، در نتیجه خریدار در یک سیستم حراج، سیمان را خریداری میکند و دیگر نمیتواند با پایین آوردن قیمتها تولیدکنندگان ما را متضرر کند. ضمن اینکه این موضوع در بحث کیفیت محصول هم اثرگذار است، زیرا کیفیت کالایی که در بورس پذیرفته میشود بازرسی شده، همچنین این کیفیت هنگام پذیرش نیز بررسی میشود و کالایی که به خارج از کشور صادر میشود حتماً باید از کیفیت مناسب برخوردار باشد.

بحث انبارها را نیز بارها مطرح کردهایم و همچنان برخی از آنها را در مناطق آزاد پذیرش میکنیم. این انبارها دسترسیپذیری را افزایش میدهند. یکی از مشکلاتی که ما در عراق داریم تناوب عرضه و دیگری کیفیت است. اگر انبارهایی از سوی بورس کالا در داخل خاک ایران به قصد کشور عراق یا حتی در خاک عراق پذیرش شوند، هم به دسترسی سرعت میبخشند و هم سبب افزایش کیفیت میشوند. اکنون مشکل رستوراندارهای عراقی این است که مقدار زیادی مرغ منجمد از ایران میگیرند، اما این مرغها را از واسطهای که برایش فرقی نمیکند چه محصولی را منتقل میکند دریافت میکنند و ممکن است در دفعات بعدی این واسطه محصولاتی همانند صابون یا هر محصول دیگری را منتقل کند، بنابراین تجارت حرفهای میان ایران و عراق شکل نمیگیرد. در نتیجه رستوراندار در دفعات بعدی که مرغ منجمد میخواهد، نمیتواند آن واسطه را پیدا کند و از طرفی نمیتواند با تولیدکننده نیز ارتباط برقرار کند. بنابراین در این میان انبارها کمک زیادی به تجارت ایران و عراق میکند. همچنین حضور تابلوی بورس کالا در عراق و آشنایی تجار عراقی با بورس کالا برای شکلگیری تجارتی حرفهای کمککننده است. اما اوضاع سیاسی عراق شرایط را برای کار کردن کمی دشوار میکند.

با این اوصاف رینگ صادراتی بورس کالا چگونه میتواند زمینه افزایش صادرات و خروج رکود اقتصادی را فراهم کند؟

به طور حتم بورس کالا در زمینه صادرات نقش اثرگذاری دارد. به طور مثال بورس کالا در حوزه صادرات میتواند به بحث کیفیت کمک کند، بحث انبارها در خارج از کشور نیز کمک زیادی به بهبود صادرات میکند و از آنجا که بخشی از هزینه تجارت کالا هزینه السی باز کردن و جابهجایی پول است، در نتیجه با حضور بورسها این هزینه میتواند به حداقل برسد. اما نکته آنجاست که کارکردن در زمینه صادرات نیاز به عزمی جدی و همراهی کامل سیستم بانکی دارد، همچنین باید موانع بانکی خارجی تا حدودی رفع شود و مهمتر از همه باید بتوانیم با بورسهای کالای دنیا ارتباط برقرار کنیم، زیرا تمام فعالان حوزه کالایی را داریم و با ایجاد یک تابلوی مشترک میتوانیم همکاری خود را شروع کنیم. بورس کالا تاکنون درگیر ایجاد زیرساختهای خود بوده، اما اکنون فرصتی فراهم شده تا به بازارهای بینالمللی نیز نگاهی کنیم.

به طور کلی رینگ صادراتی بورس کالا میتواند بیش از این به افزایش صادرات کمک کند. بسیاری از بانکهای دنیا، حتی بانکهای ایرانی که السی باز میکنند به دنبال document financing هستند، به این معنی که تجارتی که تامین مالی میکند متکی به اسنادی معتبر و ناشی از معامله باشد. این موضوع میتواند در بورس کالا نیز محقق شود، اما تمامی اینها به کار و تلاشهای شبانهروزی در حوزه بینالمللی نیاز دارد تا زیرساختهای لازم فراهم شود. خوشبختانه اکنون در حوزه قیر این زیرساختها در حال ایجاد شدن است.

در مذاکرهای که چند روز گذشته با بورس ارمنستان داشتیم قرار شد ما برای اتحادیه اوراسیا این زیرساختها را فراهم کنیم. به این ترتیب کشورهای عضو اوراسیا میتوانند تابلوی مشترکی با یکدیگر داشته باشند و حداقل این است که کالاها را مشاهده کنند و دریابند که چه کالاهایی در بورس کالای ایران یا هر کشور دیگری عرضه میشود.

اگر تقاضای خرید دارند از زیرساختهای بورس کالا استفاده کنند. اما در این میان جابهجایی پول بحثی مشکلآفرین است و به نظر میرسد اگر بانکی وارد ماجرا شود میتواند بحث تصفیه و همچنین بحث KYC را رسیدگی کند. زیرا اگر در دنیا به سیستمهای بینالمللی دسترسی داشته باشید یک بار احراز هویت در سیستم بانکی برای انجام دادن کل تجارت کفایت میکند و نیازی نیست بورس کالا، کارگزار و... شما را بشناسد و شناختن شما توسط بانکی که افتتاح حساب را انجام داده است کفایت میکند. اکنون ما در صدد هستیم تا این مفهوم را در ایران نیز جا بیندازیم تا شخصی که قصد مبادله دارد چندین بار احراز هویت نشود. البته تمام اینها پتانسیلهای موجود است که هنوز انجام نشده و همچنان نمیتوانیم زمانبندی مشخصی برای اجرا شدنشان بدهیم.

در شرایط فعلی وضعیت عرضه محصولات در رینگ صادراتی بورس کالا چگونه است؟ آماری در این زمینه ارائه میکنید؟

شرکت بورس کالای ایران از اوایل تاسیس خود با تشکیل تالار صادراتی گامهای مهمی در حوزه تجارت بینالمللی طی کرده است. در رینگ صادراتی بورس کالا امکان معاملات کالاهای صادراتی زیادی از قبیل قیر، سنگآهن، گندم، گوگرد و برخی فرآوردههای نفتی و پتروشیمی فراهم شده است. از طرف دیگر اقلام صادراتی از کشور اشتراک بالایی با اقلام صادراتی و محصولات پذیرفتهشده در شرکت بورس کالای ایران دارد که نشاندهنده ظرفیت استفاده از سازوکارهای بورسی در قالب معاملات و قراردادهای شرکت بورس کالای ایران در فرآیندهای صادرات در کشور است. از طرف دیگر علاوه بر اقلام کالایی پذیرششده در شرکت بورس کالای ایران در صورت نیاز امکان پذیرش کالاهای مهم دیگر و افزایش اقلام کالایی پذیرفته شده در شرکت بورس کالای ایران و پوشش نیازهای مبادلاتی فراهم است.

انتشار اوراق سلف موازی در رینگ صادراتی چقدر زمینه توسعه صادرات را فراهم خواهد کرد؟

اگر انتشار اوراق سلف موازی در قالب اوراق ارزی باشد میتواند در جهت توسعه صادرات تسریعکننده باشد. اما معمولاً کلیت اوراق سلف موازی در جهت تامین مالی صورت میگیرد، مگر اینکه دِین ناشی از معاملات اعتباری را در بازاری بفروشیم و در اصل آن را تنزیل کنیم که همان اوراق دین خودمان میشود. برای مثال ذوبآهن کالایی را به شما فروخته، اما قرار شده تا پول آن را بعداً از شما دریافت کند و از آنجا که شما تولیدکننده معتبری هستید در نتیجه ذوبآهن مطمئن است که این پول را برمیگردانید. در این میان ذوبآهن میتواند دین شما به خودش را در قالب اوراق در بازاری به فروش برساند.

آیا این موضوع به افزایش حجم انتشار این اوراق بستگی دارد؟

بله، البته در صورتی است که حجم انتشار این اوراق زیاد باشد. همچنین بحث رتبهبندی هم در میان است، زیرا هر اوراق دینی باید رتبهبندی شود و تمامی اینها زیرساختهایی است که برای شکلگیری این بازار باید فراهم شود.

مزیتهای محصولات فلزی در توسعه صادرات در کدام بازارهاست؟

فارغ از مساله قیمت، بازارهایی که به آنها محصولات فلزی صادر میکنیم از برخی از محصولات فلزات تولیدی کشورمان رضایت داشتهاند. در تولید شمش، ورق فولادی و مقاطع فولادی مانند تیرآهن و... برخی از تولیدکنندگان ما استاندارد جهانی را رعایت میکنند و فکر میکنم که بازار خوبی برای عرضه این محصولات به کشورهای دیگر وجود دارد. اما مهم این است که زیرساختی فراهم شود تا در کنار فروش محصول، خدمات مالی نیز ارائه شود. باید توجه کنیم زمانی که گفته میشود پتروشیمی سابیک عربستان توانسته است کلی محصول را به فروش برساند، تمام افراد به صورت نقدی از این پتروشیمی خریداری نکردهاند، بلکه چند بانک و سیستم مالی کمک کرده است تا این پتروشیمی توانسته محصولات خود را به صورت نسیه نیز به فروش برساند.

آیا شما بررسی کردهاید که در کدام کالاها بیشتر ظرفیت تولید باکیفیت احساس میشود؟

معتقدم در قیر و برخی از محصولات پتروشیمی مزیت تولید بیشتر و با کیفیت بالاتر را داریم. اما در مورد محصولات فلزی این موضوع بستگی به بازار مقصد نیز دارد. چرا که در عرصه فلزات رقابت کردن با محصولات چینی و روسی سخت است. اختلافی که میان تولیدکنندگان فولاد با پاییندستیها وجود دارد بر سر این موضوع است که برخی از آنها قیمت چین را مبنا قرار میدهند، در حالی که خود تولیدکنندههای فولاد، قیمت کشورهای قزاقستان و امثال آن را ملاک قرار میدهند. بنابراین اینکه ما کدام قیمت را مبنا قرار میدهیم بسیار مهم است، همانگونه که گفتم از نظر کیفیت هیچگونه مشکلی نداریم، اما در مورد قیمتها میتوان گفت که قیمتهای ما رقابتی نیست.

البته اگر قیمتها افزایش پیدا کند باز هم برای برخی از کشورها باصرفه است که از ما محصول خریداری کنند و صادرات ما ادامه خواهد داشت. مثلاً ذوبآهن همچنان محصولات خود را در عراق میفروشد، زیرا کیفیت محصولات ما خوب است و طرفدار زیادی هم دارد. تا پیش از آنکه ارتباط ما با عربستان نیز خراب شود، فولاد مبارکه نیز به برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس محصولاتش را صادر میکرد و از آنجا که محصولات ما در رده جهانی کیفیت قابل قبولی داشت، آن کشورها نیز این محصولات را میخریدند و به این ترتیب خودرو تولید میکردند.

در زمینه صادرات محصولات کشاورزی چه پتانسیلها و مزیتهایی داریم؟

برای صادرات محصولات کشاورزی در برخی از کالاها از جمله محصولات باغی مزیت داریم. در صادرات پسته نیز از مزیتهای بالایی برخورداریم. اما در محصولاتی همانند جو، گندم و... حتی خودمان با کمبود مواجهیم و معمولاً صادرات انجام نمیدهیم. از آنجا که محصولات کشاورزی محصولات استراتژیک هستند، بنابراین ترجیح بر آن است که حتی اگر هزینه تولید این محصولات بیشتر از قیمت جهانی است، اما باز هم آنها را تولید کنیم. البته به تازگی برخی مساله کمبود آب و اینکه آیا تولید محصولات کشاورزی باصرفه است را مطرح میکنند. در این میان دو دیدگاه وجود دارد، عدهای میگویند در این شرایط تولید صورت نگیرد و تمام محصولات را وارد کنیم و از آب استفاده بهتری کنیم. از طرفی عدهای دیگر معتقدند باید در خصوص محصولات کشاورزی حتماً تولید داشته باشیم تا اگر روزی ممنوعیتی در واردات این محصولات صورت گرفت، قوت روزانه خود را محتاج کشورهای خارجی نباشیم. بنابراین در مورد محصولات کشاورزی، صادرات در برخی از محصولات که جنبه حمایتی دارند باصرفه نیست، زیرا قیمتهای جهانی پایینتر است.

با این اوصاف ظرفیت مرجعیت قیمتی در دنیا، که برای مثال در قیر داریم در این محصولات وجود ندارد؟

زمانی شما تولیدکننده کالایی هستید و میتوانید مرجعیت قیمتی داشته باشید، همچنین در برخی از مواقع شما مصرفکننده هستید و مرجعیت قیمتی دارید. چین در بسیاری از کالاها تولیدکننده است، اما در برخی از مواقع تنها مصرفکننده کالاست، اما باز هم بزرگترین بازیگر است و مرجعیت قیمتی دارد. برای مثال درست است که ما در ذرت دامی تولید زیادی نداریم اما مصرفمان بسیار بالاست. مصرف شش یا هفت تن ذرت دامی در سال عدد بسیار بالایی است، مخصوصاً اینکه تولید ذرت ما حدود یک میلیون تن باشد و بقیه آن را وارد میکنیم.

شما به عنوان متولی این بخش چه انتظاراتی از سوی سیاستگذار کلان اقتصادی برای توسعه رینگ صادراتی بورس کالا دارید؟

خواهش من این است که از ظرفیتی که در ماده 37 قانون رفع موانع تولید وجود دارد استفاده شود و تولیدکنندگان محصولات، کمک کنند تا این ماده از قانون عملیاتی شود. در این ماده از قانون گفته میشود که هر کالایی که جزو مواد خام به حساب میآید باید سه بار در بورس کالا عرضه شود و اگر بعد از این سهبار معامله نشد، آنوقت اجازه صادرات پیدا میکند. چرا که اگر در داخل کشور ظرفیت تولیدی وجود دارد، ابتدا تولیدکننده داخلی باید از مواد خامی که جزو ثروت ما محسوب میشود بهرهمند شود. البته برخی از دوستان از وارد کردن موادشان در بورس کالا میترسند و در صحبتهایی که کرده بودند دریافتم که با خود میپندارند اگر این مواد وارد بورس کالا شود، خریداران کاری میکنند که قیمتها شکسته شود. این در صورتی است که اگر بعد از سه بار عرضه در بورس کالا موادشان خریداری نشود به راحتی مجوز صادرات به آنها داده میشود، چرا که در بورس کالا هیچ بنبستی برای عرضه مواد خام وجود ندارد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید