شناسه خبر : 4586 لینک کوتاه

محمدرضا فرجی سوددهی سریال‌سازی درشبکه نمایش خانگی را بررسی می‌کند

شرط تجاری شدن

محمدرضا فرجی مدیرکل دفتر سینمای حرفه‌ای سازمان سینمایی از اولین مدیران موسسه رسانه‌های تصویری در دهه ۷۰ است. او سابقه مدیرکلی شبکه نمایش خانگی را نیز در کارنامه دارد و علاوه بر فعالیت در جشنواره‌های مختلف فجر، داور چهارمین دوره جشنواره فیلم یاس است که مستقیم به شبکه نمایش خانگی می‌پردازد. اما و اگرهای شبکه نمایش خانگی و سوددهی آن، موضوع گفت‌وگوی تجارت فردا با اوست.

دنیا عیوضی
شبکه نمایش خانگی این روزها بیش از هر زمان دیگری خبرساز است. بعد از مجموعه موفق شهرزاد، قسمت دوم این مجموعه در حال ساخت است. اخبار از ورود برخی تهیه‌کنندگان قوی و اسپانسرها به این حوزه حکایت دارد، فیلم‌های سینمایی بعد از اکران، فروش خوبی نیز در شبکه نمایش خانگی دارند و با وجود کپی‌های غیرقانونی و قاچاق، امیدواری به سوددهی این رسانه افزایش یافته است. اما و اگرهای این شبکه و سوددهی آن، موضوع گفت‌وگوی تجارت فردا با محمدرضا فرجی است. مدیرکل دفتر سینمای حرفه‌ای سازمان سینمایی از اولین مدیران موسسه رسانه‌های تصویری در دهه 70 است. او سابقه مدیرکلی شبکه نمایش خانگی را نیز در کارنامه دارد و علاوه بر فعالیت در جشنواره‌های مختلف فجر، داور چهارمین دوره جشنواره فیلم یاس است که مستقیم به شبکه نمایش خانگی می‌پردازد.

شبکه نمایش خانگی، این روزها تا حدی وارد فاز رونق شده است. چه مقدار تجربیات این دو دهه فعالیت در این زمینه تاثیرگذار بوده است؟

حتماً بیتاثیر نبوده است. به شخصه در مقام مدیر دولتی و کارشناس نمایش خانگی از سال 72 درگیر فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی و در راس آن موسسه رسانههای تصویری بودم که بر اساس سیاستهای نظام برای توسعه فرهنگ و سینما پایهگذاری شد. احتمالاً متولدین دهه 60 و قبل از آن، ویدئوکلوپها را به یاد دارند. افتخار من این است که از آن سال درگیر تدوین ضوابط، مقررات، آییننامه و مرحله اجرا شدم. آن زمان فقط موسسه رسانههای تصویری در این حوزه فعال بود. به تدریج از اوایل دولت اصلاحات، تصمیم بر این شد که در کنار موسسه رسانههای تصویری که وابسته به دولت است موسسات بخش خصوصی هم مجوز فعالیت بگیرند چراکه آن را به سود توسعه سینما و فرهنگ فیلم دیدن در بین مردم میدانستیم و نظر دولت هم این بود که از تصدیگری پرهیز کند. در همان سال هشت موسسه بخش خصوصی فعال شد و به ناوگان فعالان عرصه توزیع محصولات فرهنگی پیوستند و کمک کردند در موسسه رسانههای تصویری، فیلمها بهروزتر و سهلالوصول توزیع شود. در آن زمان فیلمها روی نوار ویاچاس ویدئو ضبط میشد و حضور این موسسات خصوصی، یک انرژی مجدد در حوزه نمایش خانگی آزاد کرد چون پیش از آن کمی رکود در این بخش به چشم میخورد. رکودی که باعث شده بود ویدئوکلوپها در کشور به ویژه در شهرستانها نتوانند سودده باشند و انتظارات مردم را پاسخ دهند. این مقدمه برای رسیدن به این نتیجه بود که این مسیر به تدریج طی شده و تجربیات این سالها حتماً به بهبود کیفیت خدمات در این حوزه انجامیده است. تا قبل از سال 88 صرفاً فیلمهای سینمایی در بخش ویدئو رسانه خانگی عرضه میشد و این شرکتها، فیلمها را از مالکان میخریدند و تدوین و توزیع میکردند.

آثار خارجی نیز به شکل موردی در شبکه رسانه خانگی ارائه میشد. این اتفاق در فروش تاثیرگذار بود؟

بله، در کنار فیلمهای ایرانی، مجوز تعداد محدودی فیلم خارجی هم صادر شد که این موسسات، آنها را دوبله کرده و توزیع میکردند. با توجه به اینکه ورود آثار خارجی به شکل قاچاق و دستی اتفاق میافتاد و استفاده از شبکه جهانی اینترنت تا اواخر دهه 80 به شکل امروز آن امکانپذیر نبود، به هر حال طرفداران آثار سینمایی خارجی را نیز به مخاطبان ویدئو رسانه اضافه کرد.

چه شد که این موسسات وارد فضای تولید شدند؟ یعنی تصور این بود که با وجود تلویزیون و البته سینما، این رسانه میتواند تولید آثار دیگری را نیز مورد حمایت قرار دهد و سرمایه هم برگردد؟

بله، تا حدی این گمانهزنی وجود داشت اما حتماً نیاز بود که تست شود. به همین دلیل تولید آثار ویدئویی از سال 82 به بعد مورد توجه قرار گرفت. فیلمهای ویدئویی 70 تا 90 دقیقهای مخصوص شبکه نمایش خانگی تولید شد که البته آسیبهایی را نیز در پی داشت.

از نظر کیفیت آثار؟

بله، به دلیل اینکه استراتژی جامع برای تولید آن دیده نشده بود به همه آثار تولیدشده اصطلاحاتی نظیر فیلمهای شانه تخممرغی دادند در حالی که در میان این آثار، فیلمهای باکیفیت نیز وجود داشت. بازیگران هم لطمه خوردند. این وضعیت به مرور کمی بهتر شد اما امروز هم که نگاه میکنیم، وضعیت سریالسازی در این رسانه از فیلمهای تولیدشده مخصوص آن بهتر است.

چه اتفاقی افتاد که موسسات به سمت سریالسازی حرکت کردند؟

این اتفاق با مجموعه قهوه تلخ کلید خورد. مجموعه تولیدکننده به دلیل به توافق نرسیدن با صدا و سیما، شبکه نمایش خانگی را انتخاب کردند.

اما این انتخاب ریسک بسیار بالایی داشت چون یک سریال 90 قسمتی با یک فیلم 100دقیقهای تفاوتهای بسیاری دارد.

شاید با توجه به اینکه تب دیدن سریالهای خارجی را که به صورت قاچاق در کشور پخش میشد در میان مردم مشاهده کردند، تا حدی این نگاه شکل گرفته بود که سریال حتماً نباید از صدا و سیما پخش شود.

سریالهای ماهوارهای هم بازار پررونقی پیدا کرده بودند.

بله، به هر حال مردم دستگاههای دریافت ماهوارهها را نیز با هزینههایی خریداری میکردند و همینطور دستگاههای پخش دیویدی و سینمای خانگی را. اینها نشان میداد سلیقه و جهتگیری جامعه تغییر کرده است و برخی تهیهکنندگان به این باور رسیده بودند که شاید سریالهای ایرانی بتواند این خلأ را پر کند. قهوه تلخ به عنوان اولین سریال وارد این چرخه شد و با وجود مشکلاتی که در تولید و توزیع آن پیش آمد، توانست به تیراژ قابل توجهی برسد به طوری که سازندگان و سرمایهگذاران دیگر را برای ورود به این حوزه تشویق کرد.

اینکه محتوای این مجموعه طنز بود و گروه تولیدکننده هم برای مردم نام آشنا بودند، این نگرانی را ایجاد نمیکرد که سایر سازندگان که میخواستند سریال جدی تولید کنند نتوانند به موفقیت قهوه تلخ برسند؟

به عنوان کارشناس این حوزه نکتهای را به شما میگویم. مساله برای مخاطب ما، ژانر مجموعه تولیدشده نیست. اگر روایت قصهگو باشد و بخش هنری و فنی قوی انجام شود، از فیلمنامه خوبی برخوردار باشد و برای بستهبندی و توزیع آن درست برنامهریزی شده باشد، مردم از آن استقبال خواهند کرد.

چرا برخی سریالها در میانه راه عرضه از کیفیت میافتند و با عدم اقبال مواجه میشوند؟

اشکال ما این است که تصور میکنیم اگر فلان بازیگر در مجموعه ما حضور داشته باشد و فلان کارگردان شاخص هم آن را بسازد کار تمام است. در همین شبکه نمایش خانگی، چهرههای شناختهشده تلویزیونی و سینمایی داشتیم که مجموعه بعدی آنها با شکست تجاری مواجه شد. فراموش نکنیم شاید در چند قسمت اول، تبلیغات و چهره بازیگر و نام کارگردان بتواند باعث فروش اثر شود اما تکیه صرف بر استاندارسازی آثار، حتماً کار را به تدریج به شکست تجاری میکشاند.

سوال را به شکل دیگری مطرح میکنم. سوددهی سریالسازی در شبکه نمایش خانگی مقطعی است یا بستگی به کیفیت محصول تولیدی دارد؟

در شبکه نمایش خانگی و حتی در سینما و تلویزیون، کوچکترین اشتباه میتواند یک کار خوب را خراب کند. فلان تهیهکننده، بازیگر و کارگردان نجاتدهنده نیستند. باید همه عوامل درست کار کنند تا محصول، مورداقبال مردم باشد. مردم علاوه بر اینکه میخواهند برای دیدن یک فیلم در سینما یا خرید سریال شبکه نمایش خانگی هزینه کنند، در عین حال نسبت به محتوا نیز بسیار حساس هستند

مساله برای مخاطب ما، ژانر مجموعه تولیدشده نیست. اگر روایت قصه‌گو باشد و بخش هنری و فنی قوی انجام شود، از فیلمنامه خوبی برخوردار باشد و برای بسته‌بندی و توزیع آن درست برنامه‌ریزی شده باشد، مردم از آن استقبال خواهند کرد.
.

یعنی اگر سازوکارهای ساخت در آن رعایت شود، بازگشت سرمایه را تضمین میکند؟

صد درصد این اتفاق رخ میدهد. با رعایت همان پیششرطهایی که گفتم، بازگشت سرمایه قطعی است. تایید عرض بنده استقبال بسیار خوب از طرف تهیهکنندگان حرفهای و کارگردانان بنام برای ساخت سریال در شبکه نمایش خانگی است. البته سیاستگذاریها هم باید به سمت درستی برود. درست است که بازار رقابتی باید شکل بگیرد اما من در مقطعی که مسوولیت داشتم تلاش میکردم اعطای مجوزها به محصولات شبکه خانگی به گونهای باشد که به اقتصاد آثار دیگر لطمه نزند. نمیتوان بیضابطه محصولات را تولید و توزیع کرد.

این نگرانی منطقی است که اشتباهاتی که در ابتدای سریالسازی در این رسانه در اوایل دهه 90 اتفاق افتاد، باز هم تکرار شود و موجب سرخوردگی مخاطبان شود؟

شتابزدگی در هر جایی بدون رعایت ضوابط و مقررات و مدیریت لازم میتواند آسیبهای جدی به همراه داشته باشد. بعد از قهوه تلخ، سازندگان مجموعههای شبکه نمایش خانگی نتوانستند مخاطبان خود را حفظ کنند؛ هم به خود آسیب زدند هم به اعتماد مخاطبان. مخاطب میگوید من از این شیوه توزیع غیرمنظم و آشفته سرخورده شدم چراکه ابتدا به سازندگان اعتماد کردم و 10 قسمت را خریدم و داستان مجموعه را دنبال کردم اما تیم سازنده نتوانست به وعده خود عمل کند.

چگونگی چیدمان تبلیغات در اقبال مخاطب تاثیر دارد؟

تبلیغات یک سرمایهگذاری برای کسبوکار است و این برای رسانهای مانند سینما یا سریالسازی، اهمیتی دوچندان مییابد چون خرید کالای فرهنگی برای مردم، از جنس خرید کالاهای مصرفی نیست. ضمن اینکه تلفیق هنر و اقتصاد است. یکی از عوامل موفقیت مجموعههای شبکه نمایش خانگی، انتخاب راهبرد درست تبلیغاتی و اطلاعرسانی بود.

در مورد سودده بودن یا نبودن آثار تولیدشده، وقتی شفافیت در این عرصه اقتصادی وجود ندارد و البته نگرانی از ورود پولهایی با منشأ نامعلوم هم غالب شده است، چگونه میتوان با شاخصهای اقتصادی، این بازار را تحلیل کرد؟

من در مقام کارشناس عرض میکنم که سازندگان سریال یا حتی فیلمهایی که در مدیوم سینما تولید میشوند نباید ابایی داشته باشند که هزینههای تولید، فروش و موسسات پخش و سود خود را اعلام کنند. اما داخل پرانتز میگویم شاید اینطور جا افتاده یا اینکه به نحوی دوستان تهیهکننده و سازندگان نگران هستند که به فروش آنها حسادت شود. نحوه قرارداد با عوامل معمولاً به شکل کلی است و تهیهکننده میگوید اینقدر کار کن و ماهانه اینقدر دریافتی داشته باش یا برای 30 قسمت اینقدر بگیر. نگران است اگر بگوید پنج برابر هزینه، سود کرده شاید ظرفیت آدمها پایین باشد و تاثیر منفی در تولیدات بعدی بگذارد.

منظور شما دقیقاً کدام تاثیرات منفی است؟

بعضی بازیگرها اگر در یک سریال که اسپانسر خاص و ثروتمند داشته، مبلغی دریافت کردهاند آن هم در یک سریال که مدتها درگیر فیلمبرداری آن هم در خارج از تهران بودهاند میگویند برای فلان فیلم سینمایی با 70 جلسه فیلمبرداری که در کمتر از دو ماه جمع میشود نیز همین مبلغ را باید دریافت کنند و دیگر نرخ آنها بر پایه آخرین مبلغ قراردادشان محاسبه میشود. این هزینه تولید را بالا میبرد. باید بپذیریم بخشی از هزینه تولید سینما نیز از شبکه نمایش سینمای خانگی به دست آید و مسوولان فرهنگی و نهادهای مسوول هم در صدور مجوز سریال نمایش خانگی باید به گونهای مدیریت کنند که حداقل به سینمای ایران آسیبی نرسد. اگر سیاست مدون تعریف نشود اعتقاد من این است که دچار بحران فرهنگی میشویم. دولت، سریال نمایش خانگی نمیسازد و بخش خصوصی این کار را میکند. این بخش هم این اعتقاد را ندارد که هزینههای تولید را اعلام کند چون معتقد است رقابت کاذب ایجاد میشود. این امر در سینمای ایران هم اتفاق نمیافتد.

برخی تهیهکنندگان و کارگردانان علاقه دارند تولید و پخش پس از اتمام کار تولید باشد و برخی به عرضه در حین تولید اعتقاد دارند. اصولاً تفاوت این دو در چیست؟

اگر ما بخواهیم ملکی را تخریب کنیم و بعد از نوسازی آن را به فروش برسانیم، معمولاً روشهای مختلفی برای آن وجود دارد. برخی صفر تا صد را ساخته و بعد میفروشند. برخی نیز به دلیل کمبود سرمایه در گردش و نقدینگی و البته شرایط خوب بازار در مقطعی که تازه ساختوساز را شروع کردهاند، دو طبقه را پیشفروش میکنند و ادامه میدهند. در مورد سریالسازی نیز شباهتهایی وجود دارد. برخی سازندگان معتقدند به قسمت مثلاً 15 که رسیدند، پخش را آغاز کنند. معمولاً در این روش امتیازی وجود دارد که علاوه بر وصول شدن زودتر هزینهها، مخاطب نیز همراه میشود. به هر حال تیم آمادهسازی، تکثیر و توزیع و ارتباط با شبکههای مویرگی توزیع، کاری در اندازه تیم تولید دارد.

کدام روش سوددهتر است؟

باید دید فضای جامعه به چه شکل است؟ چقدر فیلم در شبکه نمایش خانگی در حال عرضه است؟ با توجه به فضا، زمان توزیع تفاوت میکند. اگر رقیب قدرتمندی هست، شاید سود در این باشد که یک تهیهکننده، خواب سرمایه را بپذیرد و صبر کند تا تولید به اتمام برسد و فلان مجموعه در حال عرضه هم تمام شود و بعد وارد بازار شود. اینها به سیستمهای تحلیل بازار و هنر بازاریابی نیاز دارد.

شیوههای احترام به مخاطب در سریالهای موفق چه مواردی است؟ کیفیت ارائه و شکل بستهبندی چقدر در فروش تاثیر دارد؟

اگر ما در زمینه تولید هوش مخصوص به خود را داشته باشیم که اشتباه نکنیم، هم از نظر محتوا، هم فیلمبرداری، هم کستینگ و... تا به مرحله تولید برسد، باید این هوش را نیز داشته باشیم که گروهی با وظیفه متفاوت برای تبلیغات درست و تکثیر و توزیع حرفهای هم داشته باشیم. در سینما هم شرایط به همین شکل است. فیلم خوب اگر درست اطلاعرسانی نشود قطعاً شکست میخورد چون مردم نسبت به این مسائل بسیار حساس هستند. امروز شانسی که شبکه نمایش خانگی دارد این است که ما در 70 درصد شهرهای ایران سینما داریم و در 30 درصد شهرها و همه روستاها، سینما نداریم. در خانههای روستایی نیز سیستمهای پخش خانگی وجود دارد و اگر درست حمایت و توجه شود و در تکثیر و توزیع نیز از امکانات روز نظیر فروش فایل از طریق وبگاههای فروش رسمی اقدام کنیم، مردم در همه نقاط کشور از آن استقبال میکنند. ما در قدیم فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی داشتیم اما امروز همه سوپرمارکتها نیز فیلم و سریالهای شبکه نمایش خانگی را در کنار کالاهای مصرفی و مواد غذایی به مردم میفروشند و شما از نزدیکترین فروشگاه محل میتوانید این محصولات را تهیه کنید.

آیتمهای ویژهای که در نسخه دیویدی ارائه میشود مثل پشت صحنه و موارد دیگر، چقدر در فروش محصولات شبکه نمایش خانگی موثر است؟

محصول نمایش خانگی باید شخصیت خود را داشته باشد. استاندارد درست یعنی در صحنهپردازی، ترکیب رنگ، بازی، فیلمنامه و... همه اصول و ضوابط رعایت شود چون مردم نسبت به یک مجموعه نمایشی احساس خاصی پیدا میکنند و البته برای آن هزینه هم پرداخت میکنند. به هر حال شبکه نمایش خانگی این فرصت را دارد که یک بسته نمایشی به مخاطب ارائه کند. پشت صحنه، آنچه خواهیم دید، ارائه ویدئو کلیپ از موسیقی مجموعه و... همه باعث جذابیت بیشتر میشود و مردم را علاقهمند میکند. در یکی از سریالهای شبکه نمایش خانگی، زیرنویس انگلیسی در نظر گرفته شده بود. این برای برخی خانوادهها مهم است که به آموزش آنها نیز احترام گذاشته شود و فرزندانشان با زیرنویس این مجموعه را ببینند که نوعی تمرین هم به شمار میرود و برای پیشبرد اهداف فرهنگی فیلم موثر است. نمایش خانگی، تلویزیون بدون آنتن است و اهمیتی که امروز به آن میدهیم به دلیل پیوند اقتصاد و فرهنگ است. به جای یک مجموعه دولتی با هزاران کارمند و مدیر یا یک تولید پرهزینه دولتی در فیلم یا سریال، یک موسسه با 15 کارمند و یک تیم تولید حرفهای با حداقل نفرات و هزینهها، وارد این حوزه میشوند. دهها شغل ایجاد میشود و بدون هرگونه هزینه پرت و حرف و حدیث، کار پیش میرود. همه آنهایی که دلسوز سینما و فرهنگ و اقتصاد هستند باید کمک کنند شبکه نمایش خانگی هر روز گسترش بیشتری پیدا کند البته به نحوی که به سینمای ما هم لطمه وارد نشود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید