شناسه خبر : 36871 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

گریز از تکرار آبان سیاه

با چه راهکارهایی می‌توان از اوج‌گیری دوباره کرونا جلوگیری کرد؟

مرگبارترین ایام کرونایی ایرانیان در آبان‌ماه گذشت. در این ماه رکورد تعداد مبتلایان و رکورد موارد فوتی شکسته شد. فوت نزدیک به 500 بیمار مبتلا به کرونا در شبانه‌روز که در انتهای آبان‌ماه ثبت شد، بیشترین تعداد درگذشتگان کرونایی در یک سال گذشته بود. این وضعیت کارشناسان را بر آن داشت که دولت را به تعطیلی سراسری کل کشور ترغیب کنند. پیشنهادی که دولت با کمی تاخیر به آن تن داد و در نهایت نیز به صورت نیم‌بند اجرا شد ولی نتایج قابل قبولی داشت. آن‌طور که آمارهای رسمی نشان می‌دهد از میانه آذر تا میانه دی‌ماه تعداد مبتلایان و کشته‌شدگان ناشی از بیماری کرونا حدود 70 درصد کاهش یافته و به زیر 100 نفر در روز رسیده است. اما آیا این وضعیت پایدار است؟ قاطبه کارشناسان معتقدند این تسکینی موقت است. ویروس کرونا همچنان می‌تازد و اگر دولت الزامات مقابله با کرونا را فراهم نکرده و اکثریت افراد جامعه هم پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نکنند، دوباره با فوران بیماری روبه‌رو خواهیم شد.

 

در آبان چه گذشت؟

از اواخر شهریورماه، موج سوم ابتلا به کرونا در ایران آغاز شد که به لحاظ افزایش موارد ابتلا و مرگ از موج‌های قبلی شدیدتر بود. همچنان که اعلام شد در ماه آبان شمار مبتلایان شناسایی‌شده بیماری کووید ۱۹ بیش از یک‌سوم کل مبتلایان در ۹ ماه نخست شیوع بیماری کرونا در ایران بوده است. در آبان سیاه 99، رکورد بیشترین موارد ابتلا ۱۲ بار و رکورد موارد فوت هفت بار شکسته شد و میزان مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری به نزدیک 500 نفر در هر روز رسید. در حالی ‌که بالاترین تعداد مرگ‌های ثبت‌شده در موج دوم بیماری کرونا به میزان 230 نفر بود. این وضعیت انتقادهایی را نسبت به نحوه مدیریت دولت برانگیخت و کارشناسان را بر آن داشت که در این راستا، راهکارهایی به دولت ارائه کنند.

 

نسخه نجات از انفجار کرونا

آبان سیاه 99 به نیمه نرسیده بود که یک تیم پنج‌نفره مرکب از محققان اقتصادی مقیم خارج مقاله‌ای با عنوان «نسخه نجات از انفجار کرونا»، منتشر کردند. مطالعات این تیم با بررسی تجربه کشورهای موفق در دوران کرونا انجام شده و در دو فاز «ضربتی کوتاه‌مدت حداکثر یک‌ماهه» و «دائمی تا زمان پایان کرونا به شکل بازگشت محتاطانه به فعالیت‌ها» ارائه شد.

محمد اکبرپور (دانشگاه استنفورد)، بابک حیدری (دانشگاه نورث ایسترن)، هژیر رحمانداد (دانشگاه ام‌آی‌تی)، نوید غفارزادگان (دانشگاه ویرجینیا‌تک) و حامد قدوسی (دانشگاه کل پُلی)، اعضای این تیم پنج‌نفره هستند که تلاش کردند در مقاله خود، ضمن پاسخ‌دهی به «نحوه انتخاب در دوراهی مقابله با کرونا یا نجات اقتصاد»، مسیر کشورهایی را که ضمن افزایش نسبی سطح فعالیت‌های اقتصادی و تعاملات اجتماعی، بر کنترل زنجیره کرونا فائق آمدند، توضیح دهند.

در مقدمه این مطالعه به فرضیه «دوگانه کنترل زنجیره کرونا و توسعه فعالیت‌های اقتصادی» سیاستگذاران چنین پاسخ داده شده: «رها کردن جریان ابتلا به کرونا و بی‌عملی مقابل آن، الزاماً رونق اقتصادی یا بهبود در فعالیت‌های کسب‌وکار رخ نمی‌دهد. همچنان که کشورهایی که توانسته‌اند در دو فاز زمانی و عملیاتی مجزا، آمار ابتلا و مرگ کرونایی را کاهش دهند، هم‌اکنون دارای سطح مناسبی از تعاملات و فعالیت‌های اقتصادی هستند. اما کشورهایی که آمار تلفات با کرونا و هزینه‌های مرگ‌ومیر ناشی از آن در آنها به مرحله «انفجار» رسیده و حتی از آن هم فراتر رفته است، نه‌تنها بهره اقتصادی بالایی نصیبشان نشده که هزینه‌های نهایی آن کشور از این محل، بیشتر از بقیه هم شده است.»

این گزارش در ادامه با بیان اینکه «ابعاد و شدت زنجیره کرونا در برخی کشورها شدیدتر است» افزوده: برخی کشورها، بعضاً دچار «انفجار کرونا» شده‌اند. «انفجار کرونا» یعنی افزایش میزان مرگ روزانه به بالای عدد ۲ در هر میلیون نفر؛ در آمریکا اکنون این عدد، ۳ است. چین و کره جنوبی اما در این زمینه موفق عمل کرده‌اند،‌ میزان مرگ روزانه این کشورها در اثر کرونا ۰۲ /۰  نفر در هر میلیون نفر است. این عدد یعنی نزدیک به صفر. این تیم تحقیقاتی در بخشی از مقاله خود به معرفی شاخص «بازتولید بیماری» پرداخته و آورده‌اند: این شاخص میزان مبتلای جدید در اثر آلودگی توسط یک بیمار کرونایی را توضیح می‌دهد. این شاخص نشان می‌دهد که هر بیمار مبتلا به کرونا در طول بیماری خود چند نفر را آلوده می‌کند. اگر «بازتولید بیماری»،‌ بالای عدد 1 شود، زنجیره ابتلا به کرونا و مرگ‌ومیر با آن به‌صورت تصاعدی افزایش خواهد یافت. ادامه این مسیر به «انفجار کرونا» می‌رسد. با این حال اگر این عدد به زیر 1 کاهش پیدا کند، روند ابتلا و مرگ محدود خواهد شد. «بازتولید بیماری کرونا» تابع حجم «تعاملات اجتماعی» و «رفتارهای پیشگیرانه» است. گرچه در ابتدای شیوع کرونا، «بازتولید بیماری» در کشورها بالای عدد 2 تا 4 بود اما اکنون اکثر جوامع توانسته‌اند آن را به سمت عدد 1 هدایت کنند.

 

راه جلوگیری از انفجار کرونا

کشور برای جلوگیری از «انفجار بیماری کرونا» چاره‌ای جز «پرداخت هزینه اقتصادی و اجتماعی لازم» برای ابتدا «پایین آوردن نرخ بازتولید به زیر عدد 1» و سپس «حفظ کردن نرخ در حول و حوش 1» ندارد. در این مطالعه تاکید شده که کم‌شماری آماری کرونا به ضرر کنترل بیماری تمام می‌شود. در ادامه این مطالعه نسخه‌ای برای ایران و کشورهایی مانند آمریکا و شیلی (کشورهایی که فوت روزانه  سرانه در آنها دو نفر یا بیشتر در میلیون نفر است) با هدف کاهش نرخ مرگ و کنترل زنجیره کرونا ارائه شد. این نسخه دارای دو فاز زمانی اقدام و عملیات است.

 

فاز کنترل ضربتی

مرحله اول «کنترل ضربتی کوتاه‌مدت» است. در این مرحله باید «تعطیلی فراگیر سه تا چهار‌هفته‌ای» در کشور اعمال شود تا تعداد ابتلا و سپس مرگ به‌شدت کاهش پیدا کند؛ به‌طوری‌که نرخ بازتولید به پایین عدد1 نزول کند. برای انجام این مرحله لازم است تعاملات اجتماعی به حداقل ممکن برسد به این صورت که تعاملات در فضاهای بسته، «صفر» شود و فعالیت‌های ضروری حتماً با ماسک انجام شود. همچنین «انتشار دقیق و منطقه‌ای آمار ابتلا و مرگ» برای همراه کردن شهروندان با سیاست‌ها و منعطف کردن سیاست‌ها در هر منطقه به تناسب افت یا رشد شدت بیماری نیز لازم است. همچنین درباره مرحله دوم چنین آمده است: بازگشت محتاطانه به فعالیت‌های اجتماعی مطابق تجربه نیوزیلند، کره جنوبی، چین و نروژ، عملیاتی است. برای این منظور می‌توان برای کاهش احتمال انتقال در تعاملات، از ماسک استفاده کرد، از تجمع طولانی در فضاهای بسته پرهیز کرد و همچنین سیستم‌های تهویه در فضاهای بسته را بهبود بخشید.

برقراری ادامه دورکاری

توصیه این پژوهش درباره ادامه فعالیت مشاغل چنین است: برای کاهش تعاملات اجتماعی نیز لازم است از «دورکاری در شغل‌هایی که ضربه اقتصادی کمتری می‌خورند» استفاده کرد، ظرفیت حضور در فضاهای بسته مانند مراکز تجاری را کاهش داد و فعالیت‌های پرجمعیت در فضاهای بسته را ممنوع کرد. سیاست‌های مخصوص فاز دوم، عبارت‌اند از: برای موفقیت در کنترل بیماری وضعیت نشر ویروس در هر منطقه به‌طور پیوسته رصد شود تا در صورت مثبت شدن شیب تعداد موارد جدید بیماری بتوان با تطبیق سیاست از یک سو و تطبیق میزان احتیاط افراد در اثر «اعلام عمومی آمار» از سوی دیگر سطح تعاملات را پایین آورد.

لازم است در صورت افزایش سرانه بیماری از حدی مشخص (هدف سرانه بیماری در منطقه، مثلاً پنج بیمار جدید در میلیون در روز)، سریعاً سیاست‌های محدودکننده را با تدابیری چون کاهش ظرفیت مجاز در فضاهای بسته یا افزایش شغل‌هایی که دورکاری اجباری برای آنها تعیین شده است، اجرا کنند و در صورت کاهش شیوع بیماری، سیاست‌های محدودکننده را به‌طور متناسب کاهش دهند. این سیاستگذاری دینامیک مبتنی بر آمار منطقه‌ای، علاوه بر کاهش شدت انتشار ویروس، کاهش آسیب به فعالیت‌های اقتصادی در سطح ملی را نیز به همراه خواهد داشت.

همان‌طور که پیشتر مطرح شد، این مقاله زمانی منتشر شد که آمارهای ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کرونا صعودی بود. نزدیک شدن مرگ‌ومیر ناشی از بیماری کرونا به روزانه 500 نفر در آبان‌ماه، دولت را بر آن داشت که به خواسته کارشناسان تن داده و دستور تعطیلی فراگیر را صادر کند. این تعطیلی سراسری منجر به کاهش ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کرونا شد. همچنان که تا میانه دی‌ماه تعداد فوتی‌ها به زیر 100 نفر کاهش یافت. اما سوال این است که آیا می‌توان به این کاهش دل خوش کرد؟ نظر قاطبه کارشناسان این است که اگر الزامات مورد توجه تصمیم‌گیران و جامعه قرار نگیرد، بازگشت به شرایط انفجار کرونا ممکن است بسیار سریع صورت بگیرد. بنابراین باید برای ادامه راه نیز برنامه داشت.

 

نسخه جدید مقابله با کرونا

در همین راستا، تیم پنج‌نفره مذکور به همراه محمد مروتی (دانشگاه خاتم) در یک مقاله سیاستی الگوی مهار موج جدید کرونا را معرفی کردند. به گفته کارشناسان خروج سربلندانه از بحران کرونا بر دو محور استوار است: تهیه و توزیع سریع واکسن باکیفیت و جلوگیری از آغاز موجی جدید از بیماری تا تکمیل واکسیناسیون عمومی.

به نظر نویسندگان این مقاله محور اول به دولت مربوط است. باید امیدوار باشیم که با تلاش دولت در فراهم کردن و توزیع منظم، شفاف و سریع واکسن باکیفیت و مورد اعتماد متخصصان، ایمنی جمعی هرچه سریع‌تر و با حداقل هزینه جانی حاصل شود. اما بخش مهم، سیاستگذاری در جلوگیری از ایجاد موج جدید است. در اجرای محور دوم، رصد وضع موجود و کنترل شرایط از طریق اجرای سیاست‌های منطقه‌ای، کلید حفظ دستاوردهای اخیر تا تکمیل واکسیناسیون است. اجرای این مهم به کمک دو راهکار تسهیل می‌شود: اولین راهکار هزینه کردن عاقلانه بودجه تعاملات اجتماعی است. باید تعاملات اجتماعی طوری مدیریت شوند که سطح بیماری در شرایط امروز باقی بماند بدون آنکه نیاز به تعطیلی فراگیر فعالیت‌های اقتصادی باشد. به این منظور باید تعاملات پرخطر در حدود یک‌سوم قبل از پاندمی نگه داشته شوند.

اکنون با یادگیری جمعی و هزینه‌های اولیه‌ای که برای بازتعریف ساختار و ماهیت خیلی از تعاملات اجتماعی و تامین تجهیزات صرف شده است، جامعه در وضعیت آماده‌تری قرار دارد. ولی چگونگی صرف «کوپن محدود تعاملات» در تعیین نتایج اقتصادی اهمیت زیادی دارد. عاقلانه این است که بخش عمده آن، «صرف مراودات ضروری‌تر اقتصادی جامعه شود تا مهمانی‌های خصوصی».

با استفاده از ماسک و عینک، تهویه فضاهای بسته، تعامل در فضاهای باز، دورکاری و محدود کردن ظرفیت وسایل نقلیه عمومی نیز می‌توان ریسک تعاملات را کاهش داد و اجازه فعالیت اقتصادی و کلیدی بیشتری را با این کوپن ثابت مهیا کرد. نهایتاً جامعه به‌عنوان یک پیکره باید بین گزینه‌های گردهمایی عمومی، مهمانی، فعالیت عمومی در فضای بسته، یا باز نگه‌داشتن کارخانه‌ها و مراکز کاری انتخاب کند.

 

پاسخ کارا، سریع و شفاف منطقه‌ای

محققان این مقاله رصد منطقه‌ای آمار و اجرای سیاست‌های پیشگیرانه برای مهار سریع موج‌های جدید بیماری تا تکمیل واکسیناسیون را به عنوان راهکار دوم توصیه کرده‌اند. به‌زعم آنها اکنون چارچوب اجرایی به شکل رنگ‌بندی شهرها (سفید، زرد، نارنجی و قرمز) بر اساس ریسک بیماری و تعطیلی فعالیت‌ها با توجه به ریسک هر شهر وجود دارد. بهبود کارایی، سرعت و شفافیت این چارچوب برای مهار موج‌های آتی بیماری پراهمیت است. طبق پیشنهاد این محققان از سه طریق می‌توان به بهبود این سیستم کمک کرد. اول، با استفاده از تجربیات اخیر در مورد میزان تاثیرگذاری محدودیت‌های مختلف، می‌توان تمهیدات معادل هر رنگ را به‌روز کرد. مثلاً شواهد نشان می‌دهد محدودیت عبور و مرور بعد از ساعت ۹ شب نقشی جدی در کاهش این مسیر پخش داشته که شاید به اولویت این محدودیت بیفزاید.

دوم، با توجه به رشد نمایی بیماری در آغاز هر موج جدید، بالا بردن سرعت اجرایی شدن محدودیت‌ها، بسیار حیاتی است. هر روز تاخیر، تا مدت‌ها هزینه مرگ اضافی به جامعه تحمیل می‌کند. وجود فرآیندی شفاف و حتی‌الامکان خودکار برای به‌روز شدن تمهیدات منطقه‌ای بر اساس آمار روز و با کمترین بوروکراسی اداری کلیدی است.

مورد سوم هم تعهد جدی به اعلام دقیق و روزانه آمار منطقه‌ای و ارتباط تنگاتنگ با مردم است که به بهبود عملکرد سیستم کمک می‌کند. در این راه، سیستم اطلاعاتی متمرکز و ساده‌ای که تعداد بیماران، بستری‌شدگان، فوت و رنگ ریسک را در استان‌های مختلف و مراکزشان را به عموم نشان دهد و به‌صورت مرتب به‌روزرسانی شود، از اهمیت زیادی برخوردار است.

دراین پرونده بخوانید ...