شناسه خبر : 5503 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

درباره جنجال جدید زهرا اشراقی

عشق رسانه

زهرا اشراقی کم‌‌کم پا را فراتر از محیط معمولی بانوان سیاسی گذاشته و به تدریج در حال ورود به وادی جنجال شده است.

معصومه ستود‌‌ه
زهرا اشراقی کم‌‌کم پا را فراتر از محیط معمولی بانوان سیاسی گذاشته و به تدریج در حال ورود به وادی جنجال شده است. به نظر می‌رسد با این خیزی که برداشته است تا چند وقت دیگر جای فائزه هاشمی را در جنجال‌های مختلف بگیرد. حتماً به یاد دارید که در دهه ۷۰ فائزه هاشمی با اظهاراتی چون دوچرخه‌سواری بانوان یا بررسی مدل جدید حجاب به تصویر یک بسیاری از رسانه‌ها بدل شده بود. زهرا اشراقی در هفته گشته در مصاحبه‌ای رکورد اظهارنظرهای عجیب را شکست. او در گفت‌وگویی با الشرق‌الاوسط گوگوش را تحسین و مرحومان هایده و مهستی را اعجوبه موسیقی نامید. چهره‌هایی که اتفاقاً با پیروزی انقلاب از کار بیکار شدند و برای ادامه فعالیت به غرب رفتند. خانم اشراقی حتماً به یاد دارند که در دهه ۶۰ به همراه داشتن کاست این خوانندگان و سایر خوانندگان داخلی و خارجی که مهر تایید ارشاد را نداشتند، چه عواقب سنگینی به همراه داشت. نوه‌دختری رهبر کبیر جمهوری اسلامی ایران به دنبال انتشار مصاحبه جنجالی خود تصویری متفاوت از پوشش خود را نیز در سایت اینستاگرام قرار داد تا به هر صورت خوراک کافی برای جریان اصولگرا تا هفته‌ها وجود داشته باشد. اگر به تورق نشریات علاقه‌مند باشید در‌‌خواهید یافت که این اولین باری نبوده است که خاندان اشراقی به سوژه داغ رسانه‌ها تبدیل می‌شوند. در تمام دورانی که نوه‌های پسری امام خمینی در سکوت به فعالیت‌های حوزوی، سیاسی و علمی مشغول بودند، این نوه‌های دختری بودند که با اظهار نظرهای عجیب به سوژه داغ رسانه‌ها تبدیل می‌شدند. یک روز زهرا اشراقی، ابراهیم یزدی- چهره بسیار محترم اما منتقد امام در دهه ۶۰- را پدر معنوی خود می‌نامد، روز دیگر نعیمه اشراقی از حجاب اجباری انتقاد می‌کند و می‌گوید اگر مجبور نبود، هرگز چادر سرش نمی‌کرد و...

سالی یک بار مصاحبه جنجالی
هنوز از انتشار مصاحبه اشراقی یک روز نگذشته بود که روزنامه کیهان که نشان داده است از این فرصت‌ها کمال استفاده را می‌کند، در خبر ویژه خود با عنوان «تا پارسال غیرت چادر را داشت امسال اینستاگرامی شده» به دل‌مشغولی‌های او بعد از خرداد ۷۶ اشاره کرد و نوشت‌: «زهرا اشراقی پیش از این اعلام کرده بود که پس از پیروزی خاتمی در دوم خرداد ۷۶ به یکی از همین کافه‌ها رفته که مشغول شادی بوده‌اند و آنجا یکی از حاضران به او گفته خانم دیگر چادرت را بردار! همه‌چی تغییر کرده! اشراقی در آن مصاحبه که ۳ دی ۱۳۹۱ با روزنامه زنجیره‌ای اعتماد انجام شده بود مدعی شد، این حرف مثل یک هشدار بود و من همان جا به فکر فرو رفتم که اگر اصلاح‌طلبی تبیین نشود، خطر بزرگی آن را تهدید می‌کند.» زهرا اشراقی که در حال حاضر ۴۹سالگی خود را تجربه می‌کند، مدعی است که می‌خواهد نوع نگرش مردم را نسبت به امام عوض کند. این همان مساله‌ای است که او بارها آن را به عنوان دغدغه خود مطرح می‌کند. او در مصاحبه‌ای با سایت جماران در سال ۱۳۸۹ با بیان اینکه نمی‌توان روش‌های دهه۶۰ را در دهه ۸۰ پیاده کرد، گفت: «امام همان‌گونه که از دهه۵۰ تا۶۰، ۱۸۰درجه تغییر کرد، قطعاً اگر تا دهه۸۰ هم بود، تغییر خیلی زیادی می‌کرد. اینکه افرادی می‌خواهند افکار امام دهه ۶۰ را به دهه ۸۰ منتقل کنند، کاملاً متناقض با افکار امام است و هیچ کدام افکار امام نیست.» زهرا اشراقی فرزند صدیقه و شهاب‌الدین اشراقی را باید در زمره کسانی دانست که مدعی است نوع نگرش امام به خوبی به جامعه منتقل نشده است. او حجاب اجباری را میراث امام خمینی نمی‌داند و بارها در لابه‌لای سخنان خود تصریح می‌کند که این مساله یک امر سلیقه‌ای است که در اول انقلاب اجرا شد و هر‌گز قانون نشد. او برای توصیف دیدگاه امام حتی به این موضوع اشاره دارد که خانواده امام جمع اضداد بود به گونه‌ای که بنی‌صدری، طرفدار حزب جمهوری اسلامی و لیبرال در کنار هم همزیستی مسالمت‌آمیز داشتند.

رشته اجباری
اگر اجبار خانواده نبود زهرا هرگز رشته فلسفه را دنبال نمی‌کرد با این حال چون بسیاری تحصیل در رشته هنر را برای نوه امام بد می‌دانستند او ترجیح داد لیسانس خود را در رشته فلسفه بگیرد. فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران همواره تلاش کرده به عنوان یک فعال مدنی در جامعه شناخته شود. در مقطعی که همسر وی- سید‌محمدرضا خاتمی- به عنوان دبیر کل بزرگ‌ترین حزب سیاسی اصلاح‌طلب مطرح بود او تاکید داشت که هرگز یک فعال سیاسی نیست و دوست دارد فعالیت خود را در حوزه اجتماعی متمرکز کند. به همان میزانی که او از جمع بزرگان حزب گریزان بود به جمع جوانان حزب مشارکت نزدیک بود. همین ارتباط بسیار دوستانه که او بارها آن را نقطه قوت خود برشمرده موجب شد که در موسم تشکیل ستاد انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری او به ریاست ستاد جوانان اصلاح‌طلب انتخاب شود. زهرا اشراقی با وجود آنکه خود را فعال سیاسی نمی‌داند اما بسیاری از اظهار نظرهایش تنه به سیاست زده و با جنجال روبه‌رو شده است. به نظر می‌رسد این موضوع از علاقه شدید او به رسانه‌ای شدن و در مرکز توجه قرار گرفتن نشات می‌گیرد. تنها اظهار نظرهای دومین دختر صدیقه مصطفوی به سوژه داغ رسانه‌ها تبدیل نشده است. نوع وصلت‌های این خانواده نیز همواره خبر‌ساز بوده است. هرچند ازدواج زهرا با سیدمحمد رضا، پسر آیت‌الله خاتمی به صورت سنتی سر و صدایی به پا نکرد اما زمانی که ثمره مشترک خاندان اشراقی و خاتمی یعنی فاطمه؛ عروس خانواده خرازی شد این مساله به سوژه مناسبی برای رسانه‌ها بدل شد. همان زمان روزنامه‌های اصولگرا گزارش مفصلی از خرج مفصل عروسی و حضور ماشین‌های پلاک قرمز تهیه کردند. البته تمام این خبرها از سوی دو خانواده تکذیب شد و در نهایت محمد‌رضا خاتمی و همسرش در مصاحبه‌ای با نشریه رویش متعلق به رضا رشید‌پور اعلام کردند چرا ما باید جوابگوی هزینه‌ای باشیم که خانواده داماد تقبل کردند.

چرا جنجال
از همان روزی که سیدمحمد‌رضا خاتمی با رای میلیونی به مجلس ششم راه یافت، زهرا اشراقی به عنوان نوه امام زیر ذره‌بین قرار گرفت. او که به پوشیدن لباس‌های مارک‌دار شهره است این شیک‌پوشی را مدیون رفتار روشنفکرانه مادربزرگ خود می‌داند که به نوه‌ها تسری یافته است. خانواده اشراقی با این رویکرد چند سالی است که تلاش دارد قرائت جدیدی از اسلام را به جامعه عرضه کند. در این میان دو خواهر یعنی زهرا و نعیمه رسالت بزرگی برای خود تعریف کرده‌اند. تازه جامعه رسانه‌ای فراموش کرده بود که چطور نعیمه اشراقی با فتوشاپ برای دخترش در مراسم فارغ‌التحصیلی در خارج از کشور لباس درست کرده است که این بار زهرا با بیان اینکه پدر‌بزرگم با رنگ مشکی موافق نبود خواستار این شد که به جامعه ایران رنگ پاشیده شود. این رفتار و رویکرد زهرا و نعیمه اشراقی هیچ‌گاه از نظر اهالی رسانه پنهان نمانده است. به نظر می‌رسد این دو خواهر علاقه زیادی به رسانه‌ای شدن دارند. با توجه به اینکه حضور رسانه‌ای آنها بدون اینکه نامی از امام خمینی(ره) برده شود چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و به قولی برای سایت‌ها کلیک نمی‌آورد تلاش می‌کنند تا مرتب از نام بنیانگذار انقلاب اسلامی هزینه کنند. صاحب‌نظران بر این باورند که زهرا اشراقی و سایر منسوبان چهره‌های شاخص کشور که هر از گاهی سخنانی جنجالی بیان می‌کنند دارای هویتی مستقل نیستند و به قولی چیزی در چنته ندارند برای همین امام خمینی وجه غالب سخنان آنان را تشکیل می‌دهد و اگر نام ایشان از سخنان این دو حذف شود عملاً چیزی باقی نمی‌ماند. اگر این عزیزان بتوانند فارغ از انتساب به بزرگان خود منشاء اثر شده و در اندیشه، سیاست، فرهنگ و...حرفی برای گفتن داشته باشند، آنگاه می‌توانند به عنوان شخصیتی مستقل ابراز نظر کنند. از همه مهم‌تر تصویری نیز که این عزیزان از بنیانگذار جمهوری اسلامی ترسیم می‌کنند، تصویری است که بسیار با مناسبات امروزی هماهنگ است. ان‌شاءالله این تصاویر با واقعیت ایشان مطابقت داشته باشد. اصولاً چه علاقه‌مند به یک چهره تاریخی باشیم و چه منتقد وی، بزرگ‌ترین جنایت در حق او ارائه تصویری غیر‌واقعی از شخصیت و اندیشه‌های او است.

دیدگاه تان را بنویسید