شناسه خبر : 2387 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

دفاع اروپایی

ارتش فریبنده

ایده یک ارتش اروپایی به همان اندازه امید به اتحاد اروپا قدمت دارد. پس از تشکیل انجمن زغال‌سنگ و فولاد اروپا که مبدأ پیدایش اتحادیه اروپای کنونی به شمار می‌رود، شش کشور بنیانگذار آن در سال ۱۹۵۲ پذیرفتند که یک نیروی اروپایی فراملی تشکیل دهند. اما پارلمان فرانسه این طرح را وتو کرد.

ایده یک ارتش اروپایی به همان اندازه امید به اتحاد اروپا قدمت دارد. پس از تشکیل انجمن زغال‌سنگ و فولاد اروپا که مبدأ پیدایش اتحادیه اروپای کنونی به شمار می‌رود، شش کشور بنیانگذار آن در سال 1952 پذیرفتند که یک نیروی اروپایی فراملی تشکیل دهند. اما پارلمان فرانسه این طرح را وتو کرد. از آن زمان به بعد کشورها توجه خود را بر یکپارچگی تدریجی اقتصادی متمرکز کردند.
اکنون که اتحادیه اروپا متزلزل شده و بریتانیا رای به خروج داده است، ایده یکپارچگی نظامی یک بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده است. برخی کشورها از «اتحادیه دفاعی اروپا» صحبت می‌کنند. برخی دیگر با توجه به منطقه شنگن و مسافرت بدون ویزا در آن، موضوع «شنگن دفاعی» را مطرح می‌سازند. طرفداران اروپا می‌خواهند نشان دهند پس از خروج بریتانیا زندگی همچنان در اتحادیه اروپا در جریان است. به گفته آنها با رفتن بریتانیا بزرگ‌ترین مانع بر سر راه یکپارچگی دفاعی از میان برداشته شده است. فرانسه که اکنون قدرت نظامی بی‌رقیب در اتحادیه است، تمایل دارد تا رهبری را از آلمان بگیرد. چنین گفت‌وگوهایی ناتو را تهدید نمی‌کند اما این خطر وجود دارد که گفت‌وگوها به جایی نرسند و به این ترتیب ضعف اروپا آشکار شود. در این صورت دو تهدید بزرگ متوجه امنیت اروپا خواهد شد: زورگویی از جانب روسیه گستاخ‌شده و ترک شدن از جانب آمریکای عصبانی.

اتحادیه اروپا و چه ارتشی؟
اروپاییان دلیل زیادی برای تلاش بیشتر دارند. گستاخی روسیه رو به افزایش و پیمان فرااقیانوسی رو به ضعف گذاشته است. اگر دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری برسد، آمریکا به انزوا کشیده شده و ناتو تضعیف می‌شود. اگر هیلاری کلینتون رئیس‌جمهور شود، توقع دارد اروپاییان مشارکت بیشتری از خود نشان دهند. چرا باید آمریکا با جمعیت و اقتصادی کوچک‌تر خود را متعهد به حفظ امنیت اروپا بداند؟ تنها چهار کشور از 25 متحد اروپایی آمریکا یعنی بریتانیا، استونی، یونان و لهستان استاندارد تخصیص حداقل دو درصد از تولید ناخالص داخلی به امور دفاعی را رعایت می‌کنند. این در حالی است که اروپاییان بیشتر پول خود را برای ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی بی‌فایده خود به هدر می‌دهند. هرگونه سیاست دفاعی جدی در اروپا باید به این واقعیت توجه کند که اروپا باید هزینه بیشتری را به امور دفاعی اختصاص دهد و باید در تجهیزات اصلی و حیاتی مشارکت کند. حتی بزرگ‌ترین قدرت‌های اروپایی مانند بریتانیا و فرانسه، به تنهایی نمی‌توانند کاری را از پیش ببرند. این موضوع در جنگ لیبی در سال 2011 به اثبات رسید.
اتحادیه اروپا می‌تواند ارزش‌افزایی کند. بسیاری از تهدیدات دوران مدرن از تروریسم گرفته تا باج‌خواهی در انرژی و امنیت سایبری به خوبی از سوی نهادهای غیرنظامی مدیریت می‌شوند. ژنرال‌ها در افغانستان، عراق و دیگر مکان‌ها یاد گرفته‌اند که سربازان به تنهایی نمی‌توانند کشورهای بحران‌زده را نجات دهند. این کشورها به کمک‌ها و راهنمایی‌هایی در زمینه تشکیل دولت نیاز دارند که اتحادیه اروپا می‌تواند فراهم سازد. همچنین اتحادیه اروپا می‌تواند کشورهای بی‌طرف اسکاندیناوی مانند سوئد و فنلاند را ترغیب کند تا در دفاع از کشورهای آسیب‌پذیر حوزه بالتیک بیشتر مشارکت کنند و در نهایت به ناتو بپیوندند. کمیسیون اروپا می‌تواند برای تحقیقات دفاعی بودجه جمع‌آوری کند و همان‌طور که کسری بودجه کشورها را تحت نظر دارد، بودجه‌های دفاعی کشورها را نیز پایش کند.
خطر آنجاست که رهبران اروپایی به خاطر عجله‌ای که در گرفتن نتیجه دارند، صرفاً به نشانه‌های یکپارچگی نظامی اکتفا و از جوهره اصلی آن غفلت کنند. یکی از دغدغه‌های آنها وجود ادارات مرکزی جداگانه برای امور دفاعی اروپاست. این کار فقط هدر دادن منابع خواهد بود: ناتو و دولت‌های اتحادیه اروپا هم‌اکنون ادارات مرکزی فراوانی دارند. همچنین بریتانیا در مذاکرات خود با اتحادیه بهانه‌ای جدید پیدا می‌کند در حالی که اروپا باید همکاری دفاعی نزدیکی با بریتانیا داشته باشد. جاه‌طلبی‌های نظامی اتحادیه اروپا نباید جایگزینی برای ناتو قلمداد شود، بلکه باید در مقایسه با سهم آمریکا همچنان اندک باقی بماند. تحقیقی که با مشارکت آلمان و فرانسه صورت گرفت، از نوعی «خودمختاری راهبردی» صحبت می‌کند. اما برای ارتش‌هایی که بدون کمک آمریکا قادر به حرکت، جنگیدن یا حتی دیدن دشمن نیستند، خودمختاری معنایی ندارد. اروپاییان به هواپیماهای حمل و نقل، تانکرهای سوخت‌رسانی هوایی، بالگرد، پهپاد، ماهواره، بیمارستان‌های صحرایی و چیزهای زیاد دیگری نیاز دارند و مهم نیست که این نیاز به نام ناتو برطرف شود یا به نام اتحادیه اروپا؛ هر چه نیروهای نظامی قوی‌تر باشند، هم ناتو و هم اتحادیه اروپا قدرتمندتر خواهند بود.
منبع: اکونومیست

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید