شناسه خبر : 1668 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

سفر روحانی و دیپلماسی عمومی

جسورانه‌تر از اظهارات روحانی در نیویورک

برخلاف چند سال اخیر که اکثراً معاون اول رئیس‌جمهور به سبب سفر محمود احمدی‌نژاد به ینگه ‌دنیا زنگ آغاز سال تحصیلی را در کشور به صدا در‌می‌آورد، حسن روحانی ساعاتی پیش از عزیمت به نیویورک با حضور در یک دبیرستان دخترانه در منطقه ۸ شهر تهران زنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا در‌آورد.

سیدحمید متقی
برخلاف چند سال اخیر که اکثراً معاون اول رئیس‌جمهور به سبب سفر محمود احمدی‌نژاد به ینگه ‌دنیا زنگ آغاز سال تحصیلی را در کشور به صدا در‌می‌آورد، حسن روحانی ساعاتی پیش از عزیمت به نیویورک با حضور در یک دبیرستان دخترانه در منطقه 8 شهر تهران زنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا در‌آورد. بسیاری از ناظران امور در انتظار بودند که ببینند رئیس‌جمهور جدید طبق سنتی که سیدمحمد خاتمی در سال 1376 بنا نهاد و استثنا مورد اقبال جانشینانش نیز قرار گرفت چه پرسشی را با محصلان در میان خواهد گذاشت. با این حال بیش از پرسش روحانی، سخنرانی او قابل تامل بود. در پرسش روحانی خلاقیت چندانی مشاهده نمی‌شد. او از دانش‌آموزان خواسته بود که بنویسند: « اگر پدر شما رئیس‌جمهوری باشد چه اقدامی را به او توصیه می‌کنید که بتواند اعتدال و میانه‌روی را در همه ابعاد زندگی اجتماعی جامعه ایران بگستراند؟» سوالی کلیشه‌ای با جواب‌های قابل پیش‌بینی! اما نباید از حق گذشت که رئیس‌جمهور در سخنرانی خود روی یکی از مهم‌ترین معضلات آموزشی و اجتماعی کشور دست گذاشت. او ضمن تاکید بر تشکیل زنگ‌های گفت‌وگو تصریح کرد: «زنگ گفت‌وگو به ویژه باید در مقطع متوسطه ایجاد شود زیرا دانش‌آموزان باید از مدرسه گفت‌وگو کردن با یکدیگر، نقد مودبانه و انتقاد از یکدیگر را یاد بگیرند... قطعاً با این اقدام دانش‌آموزان با بحث و مباحثه و تضارب آرا آشنا و آشناتر می‌شوند.» او در بخش دیگری از اظهارات خود خواهان تشکیل مجدد کلاس‌های انشا در کشور شد. رئیس‌جمهوری درباره تکالیف و حقوق دانش‌آموزان هم سخن گفت و تصریح کرد: «...‌دانش‌آموزان بدانند اگر از مسیر اعتدال، اخلاق و قانون فاصله گرفتند باید آثار و تبعات آن را نیز بپذیرند... هیچ معلمی نباید به خود اجازه توهین به دانش‌آموز یا صحبت کردن با لحن و کلام درشت بدهد زیرا اهانت به دانش‌آموز، اهانت به کل ملت ایران است و همه دانش‌آموزان فرزندان این مرز و بوم هستند... دانش‌آموزان بدانند اگر حق‌شان تضییع شود، حق دارند به معلم خود اعتراض کنند، اگر جواب نگرفتند می‌توانند ابتدا به مدیر و سپس به مسوولان منطقه اعتراض کنند زیرا معتقدم حق اعتراض آغاز شکوفایی کرامت یک انسان است که باید از مدرسه آغاز شود و این می‌تواند جامعه را به سمت قانونمداری سوق دهد.» شاید این سخنان برای بسیاری از خواص و نخبگان جامعه حرف جدیدی نباشد، اما بیان آن توسط رئیس‌جمهور در جمع دانش‌آموزان اتفاقی نو به شمار می‌رود. اصولاً اگر به نحوه تاسیس مدارس در ایران نوین توجه کرده باشید، تلاش شده است این مدارس بر پایه نظم آهنین پادگان‌ها اداره شوند. از صبحگاه گرفته تا تراشیدن موی سر و از ناظم‌های خشن گذشته تا ارتباط یک‌سویه و از بالا به پایین معلم با شاگردان. این سیستم قرار بود بعدها در ادارات و سایر بخش‌های کشور تکثیر شود که تا حدود زیادی این اتفاق رخ داد. در این سیستم کمتر کسی به خود جرات می‌دهد که از حقوق خود سخن بگوید و یا در مقابل دستور مافوق از کلمه «نه» یا «چرا» استفاده کند. حال رئیس‌جمهور با نکته‌بینی به صورت تلویحی تصریح می‌کند مدرسه پادگان نیست! دانش‌آموز همان‌گونه که تکالیفی بر عهده دارد واجد حق نیز هست. یکی از این حقوق حق اعتراض است. اگر دانش‌آموزان ما در مدرسه چگونگی استفاده از حقوق خود را فرا بگیرند، مطمئناً در آینده برای استیفای حقوق خود هزینه کمتری را به خود و جامعه تحمیل می‌کنند. بحث گفت‌وگو نیز مساله بسیار مهمی است. بدون شک یکی از بزرگ‌ترین معضلات جامعه ایران عدم مهارت شهروندان در گفت‌وگو با سایرین و زمامداران است. اگر بتوانیم مهارت گفت‌وگو را کسب کنیم و ضمن سخن گفتن سخنان طرف مقابل را نیز بشنویم، می‌توانیم آرام‌آرام به وضعیتی قابل قبول در مناسبات خود دست بیابیم. به نظر می‌رسد که حسن روحانی در این سخنرانی مشاوران خوب و کارآزموده‌ای را به خدمت گرفته بود. باید دید این سخنان در آینده ضمانت اجرا خواهند یافت یا مانند بسیاری از اظهارات زیبای مسوولان کشور تنها برای تیتر صفحات روزنامه‌ها تهیه شده بود. با همه این احوال نباید از انصاف گذشت که سخنرانی روحانی برای دانش‌آموزان ایران بسیار بدیع‌تر و جسورانه‌تر از سخنرانی او در مجمع عمومی سازمان ملل بود.

سفر روحانی و دیپلماسی عمومی
در آستانه سفر حسن روحانی دیپلماسی عمومی ایران به صورتی کاملاً متفاوت از سال‌های گذشته بسیار چابک و هوشمند فعال شد. از سویی برای نخستین‌بار رئیس‌جمهور ایران در مقاله‌ای در واشنگتن‌پست با شهروندان غربی سخن گفت. در فردای آن روز سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور اسبق با انتشار مقاله‌ای در گاردین به استقبال سفر حسن روحانی رفت. محمدجواد ظریف و حسام‌الدین آشنا برای نخستین بار در قامت شهروند خبرنگار بسیاری از حاشیه‌های سفر رئیس‌جمهور را به صورت آنلاین در فیس‌بوک و توییتر در اختیار مخاطبان قرار دادند. در کنار این موارد که نشان از برنامه‌ریزی دقیق و کاملاً عالمانه تیم دیپلماتیک رئیس‌جمهور می‌داد طرف‌های غربی و به ویژه آمریکایی نیز تا حدود زیادی با دیپلماسی جدید ایران همگام شدند و بر خلاف هشت سال گذشته رئیس‌جمهور ایران بدون فریاد و اظهارات عجیب باز به یکی از ستاره‌های اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل بدل شد. در این میان اما برخلاف برخی اظهارات شیدا‌گونه که از موفقیت بی‌چون و چرای حسن روحانی سخن به میان می‌آورند باید گفت با همه احترامی که برای رئیس‌جمهور قائل هستیم، اما باید گفت که برخلاف تیم دیپلماسی ایران که برای نخستین سفر نمره‌ای فراتر از انتظار دریافت می‌کنند، ایشان نمره‌ای کاملاً معمولی دریافت کردند. اگر آغاز برنامه‌های سفر را با گفت‌وگوی روحانی و شبکه ان‌بی‌سی مصادف بدانیم، باید گفت هرچند برخی عزیزان رسانه شیدا‌گونه آن گفت‌وگو را فتح‌الفتوح دانسته و حتی به نشانه‌شناسی درب باز اتاق آقای روحانی و هماهنگی رنگ لباس خانم خبرنگار و لباده رئیس‌جمهور پرداختند، در بخشی از این مصاحبه روحانی در دام خبرنگار افتاد. به طور نمونه دون شأن یک رئیس‌جمهور است، که سه بار و پشت سر هم برای اطمینان خبرنگار به یک پرسش پاسخ دهد و نسبت به ادامه این روند اعتراض نکند. در نطق مجمع عمومی نیز به نظر می‌رسید سخنرانی مطول و در بسیاری موارد برای مخاطب جهانی نا‌مفهوم است. هرچند که این سخنرانی مسیر را برای آغاز علنی مذاکرات ایران و آمریکا هموار کرد، اما نتوانست موجب انفجار بمب خبری در جهان شود. بحث ارشاد جهان و پیشنهاد ائتلاف برای صلح نیز چنان بدون پشتوانه سیاسی و تئوریک بود که بعید به نظر می‌رسد شوقی را در میان کشورها برانگیزد. با همه این احوال نباید از حق گذشت که روحانی و مردانش از نخستین سفر خارجی خود با نمره‌ای قابل قبول به کشور برمی‌گردند.

نرمش قهرمانانه و صلح امام حسن
در حالی که بارها مقام معظم رهبری تاکید کرده‌اند که سخنان ایشان مفسر ندارد و در صورت احتیاج خودشان گام به میدان می‌گذارند، این روزها برخی از چهره‌های نظامی و سیاسی در هر جایگاهی در حال تفسیر واژه نرمش قهرمانانه هستند. یکی از این چهره‌ها جناب سردار محمدرضا نقدی رئیس بسیج است. ایشان در هفته گذشته در سخنانی که خبرگزاری فارس آن را منتشر کرده بود، اعلام کرد: «نرمش قهرمانانه یعنی در مقابل دشمنی که از رژیم جنایتکار صهیونیستی دفاع می‌کند، آنگاه که تقاضای مذاکره دارد، بر محو اسرائیل تاکید شود... متاسفانه امروز برخی افراد در مقابل ملتی که ایستادگی خود را در سخت‌ترین شرایط نشان داده و با همه وجود از دین و ولایت دفاع کرده است، از صلح امام حسن (ع) دم می‌زنند که از روی نادانی و جهالت است و بی‌شک اگر تکرار کنند از ملت تودهنی خواهند خورد... سخن از شرایط صلح امام حسن (ع) در محضر چنین ملتی ظلم و توهین است. این صلح برای آن حضرت عزت، عظمت و افتخار است، چرا که یک رهبر به تنهایی و بدون یار، قهرمانانه و با دست خالی از دشمن امتیاز می‌گیرد و همین صلح برای ملت و مردم آن دوران ننگ و نکبت تاریخی و ابدی است که ولی امر زمان را تنها گذاشتند... سختی‌های امروز علیه ملت ایران در مقابل سختی‌های دفاع مقدس و جنگ، ناچیز است و از آغاز نهضت امام (ره) تا امروز حتی یک روز حرکت کاروان شهدا توقف نداشته است... این اشخاص اگر ناتوان و ترسو هستند باید کنار بروند، چرا که ملت ایران تا زمانی که بینی همه ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت کشاند و اسلام را بر همه جهان حاکم کند، از پا نخواهد نشست.»
در اینجا تنها به چند نکته مهم اشاره می‌کنیم و بحث را به پایان می‌بریم. در حدیثی از پیامبر نقل شده است که حسن (ع) با صلح و حسین (ع) با جنگ دین من را صیانت خواهند کرد. این امر به این معنی است که هیچ شرافت یا برتری میان جنگ امام حسین و صلح امام حسن وجود ندارد. مهم وضعیت سیاسی و نظامی جامعه اسلامی است. اصولاً با نگاه به تاریخ در خواهیم یافت که تصمیم امام حسن به صورتی قاعده سیره ائمه و تصمیم امام حسین استثنا در دوره امامت این بزرگواران بوده است و تصمیم همه آنها به یک اندازه مورد احترام شیعیان است. طبق اعتقاداتی که جناب نقدی بارها از آن سخن گفته‌اند، بررسی اینکه امروز سیاست نرمش قهرمانانه باشد یا هجمه همه‌جانبه نیز بر عهده رهبری عالی نظام است. در کنار این موارد این نکته را نیز باید به همه دوستانی که در حال تفسیر واژه نرمش قهرمانانه هستند گوشزد کنیم، که آیت‌الله خامنه‌ای قاعدتاً با تجزیه و تحلیل شرایط کشور این واژه را برگزیده‌اند، قرار نیست هر سیاستی را که خود می‌پسندیم مترادف با نظر ایشان معرفی کنیم. بدون شک گام نهادن در این مسیر آقایان را به هر جایی خواهد برد الا مسجدالحرام.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید