شناسه خبر : 25361 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

بی‌آب‌تر غیرقابل زیست‌تر

ابرچالش خشکسالی سال آینده عمیق‌تر می‌شود؟

سال‌هاست پژوهشگران حوزه آب و محیط زیست به شکلی مداوم درباره روند تخریب سرزمین در ایران هشدار می‌دهند. بسیاری از آنها با حالتی بدبینانه از غیرقابل زیست بودن ایران طی دو دهه آینده خبر داده‌اند، ممکن است آن ابتدا، بیم اکولوژیست‌ها به مذاق دولتمردان و حساسان سیاسی و امنیتی خوش نیامده باشد اما پژوهش جدید مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی پرده از برخی ابهامات برداشته و از بحرانی‌تر شدن وضع آب و تغییرات اقلیمی مثل افزایش دما و کاهش بارش در 15 سال آینده خبر داده است.

جواد حیدریان: سال‌هاست پژوهشگران حوزه آب و محیط زیست به شکلی مداوم درباره روند تخریب سرزمین در ایران هشدار می‌دهند. بسیاری از آنها با حالتی بدبینانه از غیرقابل زیست بودن ایران طی دو دهه آینده خبر داده‌اند، ممکن است آن ابتدا، بیم اکولوژیست‌ها به مذاق دولتمردان و حساسان سیاسی و امنیتی خوش نیامده باشد اما پژوهش جدید مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی پرده از برخی ابهامات برداشته و از بحرانی‌تر شدن وضع آب و تغییرات اقلیمی مثل افزایش دما و کاهش بارش در 15 سال آینده خبر داده است. در این پژوهش که به شکل حیرت‌آوری نشانه‌هایی از تخریب انسان منشأ بر زیست سرزمینی را می‌توان در آن یافت از تثبیت روند تغییر اقلیم و کاهش 11‌درصدی متوسط بلندمدت بارندگی در فلات مرکزی ایران سخن گفته شده است.

افت دشت‌های ایران و غیرقابل استفاده شدن بیش از نیمی از 609 دشت کشور، آژیر خطری است که چند سالی است در گوش کشور نواخته شده است. افت سفره‌های زیرزمینی و برداشت از آب‌های باستانی و مدیریت نشدن چاه‌ها و میل به توسعه در مناطق فاقد ارزش سرمایه‌گذاری از منظر توان اکولوژیک و بسیاری زنهارهای دیگر، ایران باستانی و مهد تمدن‌های باشکوه در قرون گذشته را با مخاطره مواجه کرده است.

بررسی وضعیت آب در مناطق مختلف ایران از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس این پیام روشن را اعلام می‌کند که در برخی از مناطق ایران و حتی سکونتگاه‌های تاریخی این سرزمین تا 15 سال دیگر امیدی به زندگی نیست؛ اگر روند مدیریت سرزمین و آب به همین شیوه جلو برود.

البته باید برای این وضع اسفبار در مدیریت سرزمین، کاهش متوسط بارش در پاییز 96 را به عنوان یک شاهد زنده برای همیشه در ذهن سپرد. برای تایید این مدعا بهتر است پیش‌بینی وزیر نیرو برای زمستان پیش رو را نیز بررسی کرد. اردکانیان البته از کاهش 20‌درصدی بارش باران در پاییز امسال نسبت به متوسط سال گذشته خبر داده است.

سال آبی یا بارش سالانه از میانه آبان یا به قول کشاورزان و روستانشینان از چله پاییز آغاز می‌شود، آمارها از کاهش شدید بارش پاییز نسبت به میانگین بلندمدت حکایت دارد. نقشه‌های هواشناسی از ضعیف عمل کردن جریان‌های هوا در گذر از کریدورهای هوایی و از بستر دریای سرخ تا اقیانوس هند و نداشتن توان بارش در ایران حکایت دارند. این دقیقاً نشانه جبر جغرافیایی از منظر اقلیمی است. اقلیمی که البته در طول تاریخ، شاهد تمدن‌زایی و شکل‌گیری جمعیت‌های انسانی بوده و بی‌تردید آگاهی نسبت به وضعیت بارش و دمای هوا همیشه در ایران‌زمین مد نظر بوده و به نوعی زیست پایدار تجربه شده است.

کاهش آب با آغاز روند تغییر اقلیم

مرکز پژوهش‌های مجلس در «بررسی بحران آب و پیامدهای آن در کشور» آمار و اطلاعاتی از آخرین وضعیت کشور از منظر مدیریت آب و دلایل بروز پدیده کم‌آبی و احتمالات تنش‌های اجتماعی و محیط زیستی پیرامون آن، ارائه داده است.

در این گزارش علاوه بر ارائه آمار کاهش بارندگی در کشور طی 10 سال گذشته، به تبعات کاهش بارش و کاهش حجم جریان‌های سطحی نیز پرداخته و تاکید کرده که در 10 سال گذشته حدود 44 درصد، حجم روان‌آب‌ها کاهش یافته است. کاهش در مقدار بارندگی به دلیل وقوع خشکسالی و تغییر اقلیم صورت می‌گیرد ولی کاهش در حجم جریان سطحی علاوه بر این امر، به دلیل برداشت‌های بالادست نیز صورت می‌گیرد. این موضوع باعث شده است که در 51 سال اخیر مجموع حجم مخازن سدها در کشور حداکثر تا نصف از آب پر باشد.

طبق این گزارش، در حال حاضر حدود 120 میلیارد مترمکعب کسری مخزن در منابع آب زیرزمینی وجود دارد که این مقدار حدود یک‌چهارم کل ذخایر استاتیک منابع آب زیرزمینی است. عواقب زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی متعددی از کسری مخزن آب‌های زیرزمینی ناشی می‌شود. طبق بررسی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، برخی از چالش‌های مهم بخش آب کشور عبارتند از: تغییر اقلیم و کاهش آب تجدیدپذیر، نابودی و تخریب زیست‌بوم‌های آبی، بهره‌وری پایین آب در بخش‌های مختلف و منازعات آبی محلی و منطقه‌ای و... به جز حوضه آبریز دریای خزر، در 10 سال آبی اخیر در تمام حوضه‌های آبریز، بارندگی کاهش یافته است. کاهش بارش در حوضه آبریز خلیج فارس نسبت به سایر حوضه‌های آبریز بیشتر بوده و در حدود منفی 18 درصد نسبت به متوسط بلندمدت برآورد شده است، این در حالی است که این حوضه آبریز به تنهایی تامین‌کننده بیش از نیمی از حجم جریان سطحی در کشور است و بیشترین سدسازی در این محدوده رخ داده و عظیم‌ترین مخازن سدهای کشور را داراست.

در 15 سال اخیر هیچ‌گاه مخازن سدها در کشور به طور کامل پر نبوده است. در حوضه آبریز خلیج فارس به طور متوسط در 15 سال اخیر، 50 درصد حجم مخازن این سدها از آب پر بوده است. این رقم برای کل کشور به طور متوسط 44 درصد است. از آنجا که مدت 15 سال نسبت به کل عمر مفید یک سد، مدت چشمگیری است، وجود ضعف در مبانی طراحی برای تعیین حجم مخازن سدها قابل توجه ارزیابی شده است. چه‌بسا مخزن سدهایی که در مدت زیادی از عمر مفید خود، حتی یک‌بار هم به طور کامل از آب پر نشوند.

تجارت- فردا- درصد اختلاف بارندگی و حجم جریان سطحی در سال‌های اخیر با متوسط بلندمدت در حوضه‌های آبریز درجه یک و کل کشور

وضعیت منابع آب زیرزمینی

دشت‌ها محدوده مطالعاتی و واحد تقسیم‌بندی هیدرولوژیک برای منابع آب زیرزمینی هستند. کل کشور از 609 دشت تشکیل شده است. منابع آب زیرزمینی به صورت چاه، چشمه و قنات تقسیم‌بندی شده و مصارف زیادی از کشور به این منابع وابسته هستند. اگر مقدار تخلیه سالانه از منابع آب زیرزمینی از مقدار تغذیه سالانه (ذخیره دینامیک) آنها بیشتر باشد، بعد از چند سال ادامه این روند منجر به برداشت و کاهش ذخایر استاتیک منابع آب زیرزمینی می‌شود. ذخایر استاتیک در حقیقت ذخایری هستند که طی سالیان متمادی (آب‌های باستانی) ذخیره شده‌اند و در حقیقت متضمن حفظ و بقای منابع آب زیرزمینی هستند.

در بخشی از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده است؛ در حال حاضر حدود 120 میلیارد مترمکعب از ذخایر استاتیک منابع آب زیرزمینی از دست رفته است. با توجه به کل ذخایر استاتیک منابع آب زیرزمینی کشور که رقمی حدود 500 میلیارد مترمکعب است، می‌توان گفت متاسفانه حدود یک‌چهارم ذخایر استاتیک منابع آب زیرزمینی نابود شده‌اند.

بر اساس آخرین آمار، در کشور حدود 760 هزار حلقه چاه وجود دارد که حدود 420 هزار حلقه آن مجاز و حدود 340 هزار حلقه آن نیز غیرمجاز است. این امر بدان معناست که 45 درصد کل چاه‌های موجود در کشور غیرمجاز هستند.

آن‌طور که پژوهش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد، یکی از مهم‌ترین دلایل این موضوع، سیاست‌های ناصحیح بهره‌برداری و حفاظت از منابع آب زیرزمینی در سطوح مختلف است و ادامه روند، منجر به ممنوعه شدن تعداد بیشتری از دشت‌های کشور خواهد شد.

نگرانی از بروز تنش‌های اجتماعی

مدیریت ناصحیح منابع حیاتی کشور از جمله آب و هدر‌رفت آن در بخش‌های کشاورزی و همچنین تبخیر آن پشت سدها و دیگر مصارف غیراصولی صنعتی بیش از آنکه نتایج تنش‌های اکولوژیکش را رخ بنمایاند، از بروز تنش‌های اجتماعی خبر می‌دهد.

طرح‌های انتقال آب در حالی مورد انتقاد بسیاری از فعالان محیط زیست، آب و مردم است که بارش‌ها در سال آبی جدید ناامیدی محض را در بخشی از جامعه که وابستگی بسیاری به آب دارند، ایجاد کرده است. بی‌شک با بروز تنش‌های اجتماعی دیگر مساله از حوزه تخصصی محیط زیست به مساله‌ای امنیتی تغییر کارکرد خواهد داد و در آن صورت موجودیت سرزمینی با بیم و امیدهای جنگ و بحران‌های مشابه مواجه خواهد شد و امنیت مردم و کشور به خطر خواهد افتاد. برای گذر از این شرایط سخت، قطعاً نیاز به همپوشانی نهادهای دولتی، مردم و جریان‌های تخصصی و سازمان‌های مردم‌نهاد است. آموزش مردم باید در مرحله نخست و همین‌طور سیستم‌های بازدارنده باید تشدید شود تا سرزمین ما از گزند تنش‌های زیست‌محیطی به تنش‌های اجتماعی و سیاسی دچار نشود.

گرم‌تر شدن ایران

در 50 سال اخیر ایران هم با کاهش بارش‌ها مواجه بوده و هم با افزایش دما. این واقعیتی انکارناپذیر است. آمارها با ما حرف می‌زنند. در 48 سال اخیر ایران دو درجه گرم‌تر شده است. برای هر دهه ما با 4 /0 سلسیوس افزایش دما و یا 04 /0 سلسیوس برای هر سال مواجه بوده‌ایم. در بارش‌های سالانه ما در ایران حدود 1 /1 میلی‌متر روند کاهشی داریم که برای هر دهه حدود 11 میلی‌متر و برای 50 سال می‌توان گفت 55 میلی‌متر کاهش میانگین بارش داریم.

دلیل ساده چنین کاهش وضعیتی در میزان بارش‌ها به بررسی نقشه‌های هواشناسی و تحلیل داده‌های آب و هوایی وابسته است. یک کارشناس سازمان هواشناسی معتقد است: جریان‌های مهاجر، باران‌زا هستند و هوای گرم و مرطوب را از روی اقیانوس هند و دریای سرخ به آسمان ایران عبور می‌دهند. به نظر می‌رسد این جریان هوای مهاجر که جریان هوا را از غرب به پهنه‌های آسمان ایران عبور می‌دهند، در سال آبی جدید بسیار ضعیف عمل کرده و وضعیت را بحرانی کرده‌اند و بارش‌ها از سال‌های قبل در ایران بسیار کمتر شده است.

توضیحات «احد وظیفه» نشان‌دهنده وضعیت همیشگی سرزمین ایران در طول قرن‌ها بوده است. چراکه متوسط بارندگی در ایران طی 40 سال گذشته حتی کمتر هم شده است. اکنون متوسط بارش سالانه در ایران کمتر از 250 میلی‌متر برآورد شده است.

این کارشناس هواشناسی می‌گوید: شرایط بارش در ایران شبیه به بسیاری از کشورهای دیگر است. علاوه بر وظیفه، بسیاری از کارشناسان توسعه و اقتصاد معتقد هستند در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اساساً خاورمیانه از شمال آفریقا تا مرزهای شرق ایران، سرزمین ما جزو کشورهای با بالاترین میزان بارش در طول میانگین بلندمدت بوده است. از این‌رو شرایط توسعه کشور باید بر اساس داشته‌های آبی ما صورت گیرد. بنابراین نیاز است برای جبران کم‌آبی و مخاطرات بعد از آن توسعه در نوار سواحل جنوبی ایران متمرکز شود.

بنا بر آمارهای مرکز پایش خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، در 31 سال اخیر در تمام دنیا روند گرمایش سرعت گرفته است و کشورهایی مثل ایران در روند تغییر اقلیم قرار دارند و مطالعه نمودارهای چندین و چند ساله در جهان نشان می‌دهد، روند تغییر اقلیم و گرمایش در حال شدیدتر شدن است. در کنار این ایران در مناطق خشک و نیمه‌خشک کره زمین واقع است و با خشکسالی و کم‌بارشی به صورت ذاتی مواجه بوده است.

با این حال بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که مساله کم‌بارشی‌های اخیر که ایران با آن مواجه است مساله جدیدی نیست، ایران در طول تاریخ کم‌آب و کم‌بارش بوده و در دوره‌هایی دچار خشکسالی‌های شدید شده است اما آنچه نسبت به همیشه فرق کرده علاوه بر نحوه مدیریت سرزمین، برداشت از سفره‌های زیرزمینی و رکود سفره‌های زیرین است که با بارش‌های نرمال کوتاه‌مدت جبران‌ناپذیر است.

بر پایه اظهارات کارشناسان وزارت نیرو، سازمان هواشناسی و محیط زیست، ایران باید خود را برای روند کاهش بارش آماده کند. بهره‌برداری از منابع آب باید در نهایت دقت صورت گیرد. سرزمین ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند مراقبت است. ایران زیبا در مسیر توفنده جریان‌های گرمایی است. سرزمین تفتیده‌ای که از همه طرف مورد تهاجم است، از کم‌لطفی آسمان تا کم‌محبتی مردمانش! 

دراین پرونده بخوانید ...