شناسه خبر : 14280 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

گفت‌و‌گو با احمد تدین درباره اهمیت کتاب «سرمایه مالی»

بازبینی مارکس

احمد تدین مترجم ده‌ها کتاب در حوزه اقتصاد سیاسی، اندیشه‌ها و نظریات اقتصادی و سیاسی است.

احمد تدین مترجم ده‌ها کتاب در حوزه اقتصاد سیاسی، اندیشه‌ها و نظریات اقتصادی و سیاسی است. وی مهم‌ترین اثر مغفول مانده کارل مارکس یعنی گروندریسه را سی و چند سال پیش (با همراهی باقر پرهام) ترجمه و انتشارات آگاه منتشرش کرد. حال سه دهه پس از آن دوران، یکی دیگر از متون مهم اما مغفول‌مانده اقتصاد سیاسی یعنی «سرمایه مالی» رودولف هیلفردینگ را ترجمه و انتشارات دنیای اقتصاد آن را منتشر کرده است. تدین به پرسش‌های سه‌گانه تجارت فردا درباره این کتاب این‌گونه پاسخ داده است.



‌مارکسیست‌های نامداری مانند کارل کائوتسکی و برونو باوئر کتاب «سرمایه مالی» را ستایش کرده‌اند و حتی آن را ادامه و تکمله کاپیتال مارکس خوانده‌اند. اهمیت این کتاب در چیست؟
اهمیت کتاب سرمایه مالی عمدتاً به خاطر این بود که ادامه و تکمیل تحلیل نظام سرمایه‌داری در تازه‌ترین مرحله آن بود. مارکس در زمانه خود تنها به گوشه‌هایی از مرحله تازه اشاره داشت و پس از درگذشت او هم انگلس به نقدی کوتاه از سیاست حمایتی قدرت‌های سرمایه‌داری بسنده کرد و خواهان برون‌رفت اروپا از وضعیت شتاب‌گیرنده تسلیحاتی شد. اما در چرخش قرن بیستم، امپریالیسم به صورت بحث جاری و متداول مارکسیست‌ها و سوسیال دموکرات‌های آلمان و اروپا درآمده بود. کائوتسکی، هیلفردینگ، رزا لوکزامبورگ، اوتو باوئر، بوخارین و لنین همگی به مساله حاد امپریالیسم می‌پرداختند. بحث روز اروپا بود. بحث در این باره که این به اصطلاح صلح مسلح با توسعه‌طلبی قدرت‌های سرمایه‌داری و پیشبرد منافع اقتصادی سرمایه‌داران ارتباط دارد یا نه، آیا این امپریالیسم همان سرمایه‌داری است یا در کیفیت و عملکرد با آن فرق دارد و اگر پاسخ، آری باشد تکلیف مبارزه طبقاتی و رهبران جنبش کارگری چیست؟
در کتاب سرمایه مالی که باوئر و کائوتسکی آن را ستوده و مکمل و روایت بازنگری‌شده سرمایه خوانده‌اند تحلیل تازه‌ترین مرحله نظام سرمایه‌داری از بعد اقتصادی و به همان شیوه‌ای که درسرمایه توسط مارکس انجام شده بود منتها با زبانی ساده‌تر، آمده است. هیلفردینگ با ذکر جزییات از جانشین شدن سیاست حمایتی دولت‌ها به جای سیاست رقابتی و بازار آزاد که در زمان مارکس هنوز معمول بود سخن می‌گوید و تلاش سرمایه‌داران برای صدور سرمایه به مناطق دوردست‌تر و استعمار قاره‌های آسیا و آفریقا و به شکلی، آمریکای لاتین را برملا می‌سازد. سرمایه مالی چندسالی پیش از جنگ ویرانگر جهانی اول (1918-1914) نوشته شد اما به‌راحتی می‌توان دید هیلفردینگ تقریباً چنان درگیری را میان قدرت‌های سرمایه‌داری برای کسب بازارهای نو پیش‌بینی می‌کند. هیلفردینگ در نوعی بازنگری در بخشی از نظر مارکس بر آن است که فروپاشی نظام سرمایه‌داری لزوماً به خودی خود و به حکم جبر تاریخی انجام نخواهد شد و پرولتاریا آگاهانه در این مسیر باید فعال و سازماندهی شود. شاید همین نکته دستمایه کسانی مانند لنین می‌شود که حزب و بعدها هسته مرکزی حزب را به عنوان عنصر آگاه و موتور محرک انقلاب، جانشین پرولتاریا می‌کنند و این ارگان است که به جای پرولتاریا انقلاب می‌کند و بعد هم به نیابت او رهبری جامعه سوسیالیستی را در دست می‌گیرد.

از انتشار سرمایه مالی به زبان آلمانی (1910) تا انتشار ترجمه انگلیسی آن (1981) هفت دهه طول کشید. علت این تاخیر چه می‌تواند باشد؟
علت تاخیر در انتشار سرمایه مالی به زبان انگلیسی شاید همان باشد که بخشی از آثار مارکس را نیز تا دهه‌ها در بوته فراموشی نگاه داشته بود. تا سال ۱۹۳۲ کسی از وجود دستنوشته‌های پاریس (1844) آگاهی نداشت. از گروندریسه تنها چند نسخه‌ای از آلمان شرقی به جهان غرب و به دانشگاه‌ها راه یافت و ترجمه شد. یادم هست وقتی ترجمه فارسی گروندریسه در ایران منتشر شد کسی از طرفداران یک حزب به من گفت مارکس چنین اثری نداشته و انتشار چنان اثری را کاری به قول خودش اپورتونیستی و زیر سر رویزیونیست‌ها با هدف بدنام کردن مارکس توسط «تربچه‌ها» می‌دانست. قانع کردن چنان آدمی هم آسان نبود چون او تنها نبود و امثال او در سطح جهانی فقط روایت رسمی حزب را قبول داشتند و اینکه برای حفظ اردوگاه می‌بایست وحدت کلمه حفظ شود حتی اگر با تعطیل کردن و انکار بخشی از تلاش و زندگی مارکس باشد. من دلیل دیگری برای چنان تاخیری نمی‌بینم. وقتی مارکسیسم از قالب یک جهان‌بینی و تحلیل نظام در‌آمد و به مرامنامه حزبی تبدیل شد، ترجیح داده شد که نیازی نیست که افراد به آثار دست اول مارکس دسترسی داشته باشند. روایت‌های ساده‌شده و راحت‌الحلقوم و مثلاً تدریس ماتریالیسم تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیک در یک جزوه ۱۰۰‌صفحه‌ای به جای خواندن متن اصلی این آثار که ممکن بود آدم را به تفکر وادارد دستور حزبی بود. چون گردانندگان هم شاید فهم و فهماندن آثار اصیل مارکسیستی را دشوار می‌دانستند. مطلبی که خود مارکس هم در جلد نخست سرمایه بدان اشاره دارد و از بابت انتزاعی بودن بحث از خواننده عذرخواهی می‌کند.

‌کتابی که بیش از 100 سال از انتشارش می‌گذرد، امروزه به چه درد می‌خورد؟
از زمان نگارش سرمایه مالی بیش از یک قرن می‌گذرد. در کنار بحران‌های مزمن به نسبت کوچک‌تر، جهان دو بحران بزرگ اقتصادی را در این فاصله تجربه کرده و از سرگذرانده است. در بحران اخیر جهانگیر سال 2008 هم شاهد بودیم که مانند ۱۰۰ سال پیش، دولت‌ها -‌ از جمله چین کمونیست- برای نجات سرمایه وارد کارزار شدند و با تضمین سرمایه‌گذاری‌ها موجب نجات نظام سرمایه‌داری شدند. اکنون هم جهان ما به گونه‌ای با همان وضعیتی روبه‌روست که در چرخش قرن بیستم پیش رو داشت. سرمایه اکنون به طور کامل، جهانی شده است. روند تبدیل سرمایه از «سرمایه صنعتی و تولیدی» به «سرمایه مالی»، هم شتاب گرفته و هم به گوشه و کنار جهان رخنه کرده است. ما در عصرسرمایه‌داری مالی جهانی هستیم. آن اقتصاد جهانی که در دوره هیلفردینگ در نطفه بود حالا کامل شده و حتی چین را از پرچمداران آن ساخته است. آن مرکز مالی که در لندن و تا حدی در نیویورک بود حالا در توکیو، دهلی‌نو، شانگهای و سایر کلانشهرها هم فعال شده است. و این سرمایه مالی بازارهای تازه می‌خواهد. به ایران خودمان نگاه کنیم. هنوز مرکب بیانیه لوزان خشک نشده اروپایی‌ها آماده حضور در بازار می‌شوند. چین و روسیه هم که حضور داشته‌اند و دارند این حضور را تقویت و گسترده می‌کنند. امروز (27 فروردین 94) خبری بود که چین به ایران خشکبار هم صادر می‌کند.
پدیده دیگری که با آن رو‌به‌روییم پیوند گسترده مدیریت با مالکیت سرمایه است، امری که هیلفردینگ نشانه‌های آن را دیده و یا‌دآور شده بود. ضمن اینکه آمیزه‌ای از سفته‌بازی مورد بحث سرمایه مالی با بدهی مصرف‌کننده (در شکل اعتبار و کارت‌های اعتباری، وام‌های بلند‌مدت...) به نابرابری‌ها دامن زده و وقتی باراک اوباما در راستای نجات نظام سرمایه‌داری، به این نابرابری‌ها اعتراض می‌کند و خواهان آن می‌شود که ثروتمندان بزرگ مالیات بیشتری بپردازند تا اندکی تعدیل ثروت انجام شود به او برچسب کمونیست بودن می‌زنند ولو رهبر جهان آزاد و رئیس‌جمهوری بزرگ‌ترین کشور سرمایه‌داری جهان باشد. این نابرابری عظیم خود راه را برای بحران‌های مکرر آینده هموار می‌کند، که بر این بحران‌ها باید بحران زیست‌محیطی هم افزوده شود چراکه مشاغل صنعتی از مراکز جهان سرمایه‌داری کهن به حواشی- چین، برزیل، مکزیک، اندونزی، کره و هند -‌ منتقل شده و فعالیت صنعتی در این کشورها به نابودی پرشتاب محیط زیست دامن زده است، پدیده‌ای که به اعتقاد کارشناسان، سلامت آینده سیاره زمین را در معرض تهدید قرار داده است.
مجموعه این مسائل و نیاز مبرم سوسیالیست‌ها به پاسخ‌هایی برای آنها موجب شده کتاب «سرمایه مالی»، تازگی خود را حفظ کند و مکمل آثار کلاسیک شمرده شود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید