شناسه خبر : 7873 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

وجوه افتراق سال پذیرش قطعنامه و اجرای برجام

درباره تفاوت‌های سال ۶۷ و ۹۵

دولت آقای هاشمی‌رفسنجانی در شرایطی بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ دولت را تحویل گرفت که با دشواری‌های زیادی روبه‌رو شده بود. به هر حال ورود به مرحله بازسازی کشور کار سختی بوده و به آسانی انجام نشد.

index:1|width:40|height:40|align:right سید‌محمد رضوی‌یزدی / عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و نماینده مجلس سوم
دولت آقای هاشمی‌رفسنجانی در شرایطی بعد از پذیرش قطعنامه 598 دولت را تحویل گرفت که با دشواری‌های زیادی روبه‌رو شده بود. به هر حال ورود به مرحله بازسازی کشور کار سختی بوده و به آسانی انجام نشد. مهم‌تر اینکه کشور از نظر نقدینگی با کمبود شدیدی مواجه شده و موانع زیادی پیش‌روی دولت بود. گذر از این مرحله نیازمند اتخاذ تصمیمات مهمی بود که باید توسط دولت گرفته می‌شد. اگر دولت قاطعیت لازم را نشان نمی‌داد، امکان نداشت که بتواند از این مرحله سخت به راحتی عبور کند. دولت سازندگی در این راستا تمام تلاش خود را به کار بست تا بتواند اهداف مورد نظر را محقق کند. خوشبختانه در شرایط نامطلوب اقتصادی آن روز سکان مدیریت کشور در دست آقای هاشمی بود. مهم‌ترین ویژگی آقای هاشمی که قرار بود اقتصاد ایران را بعد از پذیرش قطعنامه سرپا کند، این بود که شهامت و جرات زیادی در تصمیم‌گیری داشت و به راحتی در برابر اقدامات غیرقانونی برخی از افراد و نهادها تسلیم نمی‌شد. به نظر من آقای هاشمی مهم‌ترین ویژگی یعنی جرات و جسارت را داشت. تا زمانی که این مهم‌ترین عامل، وجود نداشته باشد یک مدیر نمی‌تواند تصمیمات بزرگ بگیرد تا به این ترتیب یک تحول بزرگ را در کشور، رقم بزند. در چنین شرایطی دولت با وجود کمبود نقدینگی و درآمد پایین نفت و حجم بالای تخریبی که از دوران جنگ باقی مانده بود، توانست بسیاری از مشکلات را حل کند. دولت سازندگی موفقیت‌هایی داشت که در حال حاضر دولت آقای روحانی که در حال گذراندن سال اجرای برجام است، این موفقیت را ندارد. البته این نکته را باید همواره مدنظر قرار داد که دولت هاشمی در تحقق اهداف خود با موانع سیاسی و اجرایی همچون دولت روحانی، مواجه نبود. در سال بعد از پذیرش قطعنامه، قدرت همچنان در دست دولت بود و نهادهای دیگر در این حوزه تصمیم‌گیری نمی‌کردند. به همین دلیل دولت سازندگی به راحتی می‌توانست کارها را به پیش ببرد. در حالی که دولت آقای روحانی سومین سال حضور خود در راس دولت را پشت سر گذاشته است و از سویی برجام اجرایی شده است ما شاهد این هستیم که مشکلات زیادی وجود دارد که دولت مرتب با آنها درگیر است. به نظر من مهم‌ترین مشکل این است که دولت آقای روحانی برخلاف دولت آقای هاشمی شهامت، جرات و جسارت لازم را برای تصمیم‌گیری ندارد. خود آقای هاشمی فردی بود که با قدرت تصمیم‌گیری کرده و از مواضع خود صرف‌نظر نمی‌کرد. هرچند دولت هاشمی در ایجاد روابط اقتصادی و ارتباطات و... خیلی آزادانه‌تر از دولت روحانی تصمیم می‌گرفت. همین موجب شد که دولت هاشمی به عنوان یک دولت بعد از پذیرش قطعنامه در این زمینه توفیقات زیادی کسب کند. البته انتظارات ما در این حوزه بسیار زیاد بود اما با توجه به امکانات دولت، بخش اعظم این انتظارات محقق شد. در این شرایط، دولت توانست از مرحله بحران عبور کرده و وارد دورانی شود که سازندگی کشور شتاب بیشتری بگیرد.
وجه افتراق دیگر، نوع نگاه جامعه جهانی نسبت به ایران است. آن زمان نگاه بدی نسبت به کشور ما نداشتند به عبارتی به ایران اطمینان بیشتری داشتند، اما در حال حاضر با آنکه برجام اجرایی شده است ما شاهد این هستیم که فضای اعتمادی نسبت به ایران وجود ندارد و با وجود تلاش ایران برای اعتمادسازی هنوز نگاه‌ها مثبت نشده ‌است. شاهد این ادعا این است که همچنان بانک‌های بزرگ اروپایی با ایران همکاری نمی‌کنند. این اقدام درواقع رویکردی ناجوانمردانه در حق ایران است. با این حال این امکان وجود دارد که بتوان از دید سیاسی و اقتصادی پذیرش قطعنامه را با اجرای برجام مقایسه کرد اما شما باید این نکته را مدنظر قرار دهید که بازخوردهای این دو مساله‌ مهم و تاثیرگذار اصلاً شباهتی به یکدیگر ندارد. در برجام ما ناجوانمردی از طرف مقابل مشاهده کردیم. هرچند امکان دارد که آنها انتقاداتی را به نحوه رفتار ایران وارد کنند از جمله آزمایش‌های موشکی بعد از برجام با وجود آنکه دفاعی بود و ربطی به برجام نداشت اما بهانه‌ای شد تا دشمنان فضای موجود را غبارآلود کنند که حاضر به همکاری و مذاکره شده بودند، احساس ترس کرده و سایر فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی خود را متوقف کردند. در سال 67 زمانی که قطعنامه پذیرفته شد حتی یک گلوله شلیک نشد و حساسیتی هم به وجود نیامد. دوران پذیرش قطعنامه تا زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی دوران گذاری بود که برای همه ما بسیار سخت بود. در این دوران بستری فراهم شد تا کشور این دوره را طی کرده و عصر سازندگی را شروع کند. نباید این تصور را داشت که بلافاصله بعد از پذیرش قطعنامه، دوران سازندگی شروع شده است. این دوران گذار، شرایط را برای جهش اقتصادی فراهم کرد که با مراجعه به آمار تمامی این ادعاها تایید می‌شود. عدم همکاری کشورهای اروپایی بار دیگر این زمینه را فراهم کرد که چینی‌ها از فرصت بهره بگیرند. در حال حاضر این وعده داده شده که بانکی از سوی چینی‌ها معرفی شود تا ال‌سی‌های ما باز شود. امکان دارد که بسیاری این وعده را مصداق موفقیت بدانند اما این ارزیابی درست نیست. ما نمی‌گوییم که با چینی‌ها مراوده نداشته باشیم اما بهتر است که این همکاری با کشورهای اروپایی در حوزه بانک و ارز انجام شود. مشکل کشور ما با اقتصاد و صنعت چین حل نخواهد شد و بهتر است که همکاری ما گسترش بیشتری پیدا کند. فارغ از تمام عوامل، مجلس سوم همکاری بسیار خوبی با دولت هاشمی داشت. من به خاطر دارم که در مجلس سوم آقای هاشمی در جلسه‌ای ما را دعوت کردند و آقای جهانگیری پیام ایشان را قرائت کرده و در واقع حلقه رابط با دولت بود. در این جلسه طرفین به یکدیگر تعهد همکاری دادند. با تلاش آقای هاشمی فضای بسیار صمیمی بین دولت و مجلس ایجاد شد. من نمی‌دانم آیا تاکنون آقای روحانی برای برگزاری جلسات مداوم با مجلس نهم یا دهم پیشقدم شده است یا خیر. اگر این همراهی با مجلس صورت بگیرد بسیار موفقیت‌آمیز خواهد بود. به همین دلیل توصیه ما این است که دولت در این زمینه پیشقدم شود تا حداقل بتواند در یک فضای صمیمی و دوجانبه بسیاری از مشکلات را حل کند.
به نظر من دولت به موازات انجام این کار باید جرات و شهامت داشته باشد تا بتواند به موقع تصمیم‌گیری کند. اگر دولت در این رویکرد خود تجدیدنظر نکرده و همچنان بخواهد که شهامت کافی را نداشته باشد و از مواضع اصولی خود کوتاه بیاید، باید بداند که در گام نخست به خود آسیب رسانده است. تداوم این رویکرد، به ناکامی دولت و دلخوری مردم منجر شده و مردم به دولت اعتماد نخواهند کرد. شاید باور نکنید اما مردم هنوز متوجه نشده‌اند که سرانجام دکل نفتی چه شد؟ یا اینکه نمی‌دانند که نتیجه بسیاری از مفاسدی که پرونده آن دست آقای ترکان است، به کجا رسید؟ اگر دولت این اجازه را به آقای ترکان بدهد ایشان می‌تواند تمام جزییات مفاسد را بیان کند. نتیجه این اطلاع‌رسانی این است که مردم متوجه خواهند شد که دولت روحانی چه ایرانی را تحویل گرفته است. این رویکرد به نفع دولت و ملت نبوده و در نهایت به ضرر هر دو طرف تمام خواهد شد، چون مردم همچنان در ابهام قرار گرفته‌اند و رقبای دولت از این فضا نهایت بهره را برده و تلاش دارند تا خود را پاک و بی‌گناه نشان بدهند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید