شناسه خبر : 6631 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

تبدیل هندورابی به جزیره زنان چه مزایایی دارد؟

جذب گردشگران خارجی

درک بهتر اهمیت توسعه گردشگری در مناطق آزاد، مستلزم آن است که فلسفه ایجاد این مناطق مورد توجه قرار گیرد.

محمود ضیایی/دانشیار گروه مدیریت جهانگردی دانشگاه علامه طباطبایی

درک بهتر اهمیت توسعه گردشگری در مناطق آزاد، مستلزم آن است که فلسفه ایجاد این مناطق مورد توجه قرار گیرد. چنانچه این موضوع مفروض قرار گیرد که هدف عمده ایجاد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی گشودن دروازه‌ای برای صادرات کالا بوده است، گردشگری این پتانسیل را دارد که با ورود گردشگران، نوعی ارزآوری برای کشور حاصل کند که به آن «صادرات نامرئی» نیز گفته می‌شود. هر چند، در اساسنامه برخی از این مناطق از جمله منطقه آزاد کیش، توسعه و جذب گردشگر در شمار ماموریت‌های اصلی متولیان آن مورد اشاره قرار گرفته است. به عبارتی عملاً بخشی از هدف توسعه صادرات و تامین منابع ارزی برای کشور، با ورود گردشگران خصوصاً گردشگرانی از آن سوی مرزها، محقق می‌شود. بنابراین با توجه به تسهیلاتی که در مناطق آزاد وجود دارد که از دست‌و‌پا‌گیر‌ بودن بوروکراسی و رویه‌های اداری می‌کاهد و نیز شامل معافیت‌هایی نیز است، این پتانسیل وجود دارد که فضا برای توسعه گردشگری فراهم شود و در عین حال، از این طریق، صادرات و ارزآوری نیز به عنوان اهداف اصلی ایجاد مناطق آزاد تحقق پیدا کند. با وجود این تحلیل عملکرد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی نشان از آن دارد که دستاوردها در این مناطق، تناسبی با پتانسیل‌های موجود در این مناطق نداشته و سیاستگذاری‌ها، موفقیت چندانی کسب نکرده است. برای مثال، قشم یکی از مصادیق بارز عدم توفیق در دستیابی به اهداف تعیین‌شده است و انتصاب‌های رانتی و اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ای حساب‌نشده، هویت و اصالت گردشگری این جزیره را با خطر مواجه کرده است؛ جزیره‌ای که به عنوان یکی از مهم‌ترین ژئوپارک‌های کشور در سطح خاورمیانه مطرح بوده و در مقطعی نیز به ثبت جهانی رسید.
البته، به طور کلی نمی‌توان موضوع گردشگری در مناطق آزاد را جدا از مبحث گردشگری کلان در کشور آسیب‌شناسی کرد. بنابراین بخش عمده‌ای از معضلات توسعه گردشگری در این مناطق، مرتبط با مسائل کلی کشور در این حوزه است. سیاستگذاری نادرست، زیرساخت‌های نامناسب، جایگاه نامعلوم در حساب‌های ملی، نامشخص بودن بازار هدف، روابط ضعیف بین‌المللی، محدودیت‌های نیروی انسانی و منابع مالی، از جمله این مسائل بوده که توسعه این حوزه را با اخلال همراه کرده است.
چنانچه عوامل و علل عدم موفقیت در دو سطح کلان و خرد مورد بررسی قرار گیرد، در سطح کلان، نوع رویکرد به گردشگری، موضوعی با اهمیت بسیار است؛ اینکه گردشگری، فعالیتی مولد و سازنده تلقی می‌شود یا خیر و اینکه آیا اصولاً سیاستگذار به دنبال توسعه پایدار گردشگری است یا خیر، از جمله مسائل مهمی است که برای آن پاسخ مشخصی نمی‌توان یافت. نکته قابل تامل آن است که اغلب در دوره کاهش درآمدهای نفتی یا سقوط قیمت نفت، توسعه گردشگری به دغدغه مهم سیاستگذار تبدیل می‌شود و پس از رفع مشکل منابع، این حوزه مورد غفلت قرار می‌گیرد. در حالی که شایسته است درآمدهای گردشگری به عنوان مکمل درآمدهای نفتی همواره مورد اهمیت قرار گیرد و نه به عنوان جایگزین آن. بنابراین گردشگری به دور از یک سیاست پایدار و دامنه‌دار، همواره بین این دو رویکرد مقطعی معلق بوده و جایگاه نامشخصی دارد. در سطح خرد نیز، مشکلات مربوط به منابع انسانی، به عنوان مهم‌ترین معضل توسعه گردشگری به شمار می‌آید. به عنوان نمونه، با وجود اینکه جزیره کیش در گردشگری به نسبت سایر مناطق موفق‌تر عمل کرده، اما ضعف منابع انسانی همچنان گریبان‌گیر توسعه گردشگری این جزیره بوده است. چنان که نیروی انسانی کارآزموده و واجد مهارت‌های لازم در این حرفه بسیار محدود بوده و ساماندهی و آموزش نیروها به عنوان ضرورتی جدی مطرح است. در واقع، پیش از اعمال اصلاحات کلان و اجرای پروژه‌های بزرگ در مناطق گردشگری، لازم است ارتقای سطح مهارت‌های نیروی انسانی در این مناطق مورد توجه قرار گیرد، چرا که در گردشگری برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، ارائه‌کننده خدمات، خود بخشی از محصول یا خدمت قلمداد می‌شود.
مطمئناً با اجرای برجام، فرصت‌های قابل توجهی برای توسعه صنعت گردشگری حاصل می‌شود و نیاز بسیار است که در مقام استفاده از این گشایش‌ها، این صنعت مهیا شود. یکی از موانع اصلی گردشگری تا پیش از این، روابط نه‌چندان مطلوب کشور با جامعه بین‌الملل بود که به طور قطع با لغو تحریم‌ها علیه ایران، روابط اقتصادی و مراودات سیاسی ایران با کشورهای جهان احیا خواهد شد و این می‌تواند نقطه‌ عطفی در توسعه صنعت گردشگری کشور باشد. البته که اقدام نابخردانه آمریکا در کارشکنی اعطای ویزا، می‌تواند تا حدودی مشکل‌ساز باشد، اما همچنان فرصت‌های دیگری در کشور وجود دارد که نیاز به برآورده شدن الزامات، حل مسائل یاد‌شده و البته تغییر نگاه کلان به گردشگری دارد.
جزایر متعددی در کشور با ظرفیت‌های مناسبی به منظور توسعه گردشگری وجود دارد، که به طور حتم نیازمند هدف مشخص، ثبات رویه، نگاهی پایدار و نقشه راه تعریف‌شده است. به گونه‌ای که جایگاه هر منطقه آزاد با توجه به اهداف تعیین‌شده و نوع کاربری آن مشخص باشد و به هر کدام از این مناطق، هویتی متناسب با ویژگی‌های آن تعلق گیرد. از این طریق است که نقش و جایگاه هر منطقه مشخص می‌شود و می‌توان به تنوع‌بخشی محصولات و خدمات در این مناطق اندیشید. جزیره هندورابی نیز از این قاعده مستثنی نیست. منابع طبیعی این جزیره با مساحت 23 کیلومترمربع، به نسبت وسعت کم، آسیب‌پذیرتر بوده و با وجود جزیره‌های مرجانی اطراف و تنوع آبزیان، از منظر اکولوژیک، حساسیت بیشتری دارد. همچنین مجاورت هندورابی با جزیره کیش از دیگر نکات قابل توجه این جزیره است که این هم‌جواری به نوعی می‌تواند نقش مکمل برای هر دو جزیره ایفا کند. با توجه به اظهارات اخیر رئیس منطقه آزاد کیش مبنی بر ایجاد زیرساخت‌هایی به منظور توسعه گردشگری در هندورابی، لازم است سرمایه‌گذاری در این جزیره با توجه به وسعت آن و با مقیاس‌های کوچک‌تر صورت گیرد و احداث طرح‌های سنگین مانند کیش برای این جزیره منطقی به نظر نمی‌رسد. در هندورابی، توسعه گردشگری باید به گونه‌ای باشد که اصالت این جزیره را حفظ کند؛ اصالتی که شاید در بکر بودن این جزیره نهفته است. با توجه به ظرفیت جزیره، اعزام گروه‌های محدود توریستی از جزیره کیش، به منظور بازدید از این جاذبه طی زمان محدود و با اهداف خاص طبیعت‌گردی و آموزشی می‌تواند مناسب باشد؛ به گونه‌ای که هندورابی، به عنوان مکمل گردشگری کیش تلقی شود. حتی لازم نیست این جزیره به عنوان مقصد نهایی و اقامتگاه مدنظر قرار گیرد در غیر این صورت، این جزیره نیازمند احداث هتل، زیرساخت‌ها و طرح‌های مختلف خواهد بود که با اصالت و طبیعت بکر این جزیره در تناقض است.
در عین حال، پیاده‌سازی ایده تبدیل هندورابی به جزیره بانوان، شاید نیاز به بررسی و مطالعه بیشتری دارد. لازم است پیش از تصمیم‌گیری ابعاد گسترده این امر به خوبی بررسی شود. طرح جزیره بانوان در نگاه نخست شاید چندان امکان‌پذیر به نظر نمی‌آید. از منظر اجتماعی، با توجه به اهمیت بنیاد خانواده میان ایرانی‌ها، این طرح به نوعی جداسازی اعضای یک خانواده در اوقات فراغت آنهاست؛ اوقاتی که به دلیل وجود مشغله‌های متفاوت، شاید برای بسیاری، تنها زمان در کنار هم بودن باشد. از منظر اقتصادی نیز نیاز است میزان استقبال احتمالی از این طرح سنجیده شود که با بهره‌وری در سرمایه‌گذاری همراه باشد. از سوی دیگر با توجه به فرهنگ اسلامی و لزوم اتخاذ ملاحظاتی از سوی بانوان مسلمان، فرصت خوبی است تا فضایی اختصاصی به این قشر اختصاص یابد تا بدون عبور از خطوط قرمز دین مبین اسلام، امکاناتی نیز در اختیار آنها قرار گیرد، همان طور که در جزیره کیش نیز محدوده‌ای ساحلی به بانوان اختصاص یافته است. همچنین این طرح در جذب زنان گردشگران خارجی نیز موثر خواهد بود و این امکان با فرهنگ آنها نیز در تقابل نیست. بنابراین شایسته است بدون شتاب‌زدگی و در تمامی ابعاد، نقاط قوت و ضعف این طرح سنجیده شود و در صورتی که کفه ترازو سوی مزایای این طرح قرار گرفت، به اجرای آن پرداخت.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید