شناسه خبر : 5400 لینک کوتاه

گفت‌وگو با عبدالرضا عباسیان اقتصاددان ارشد سازمان جهانی غذا(فائو)

این بازی به نفع بزرگ‌ترهاست

دکتر عبدالرضا عباسیان تحصیلات خود را در دانشگاه جان هاپکینز - دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی به پایان رسانده است.

دکتر عبدالرضا عباسیان تحصیلات خود را در دانشگاه جان هاپکینز-دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی به پایان رسانده است. او دارای سوابق کاری برجسته در نهادهای مهم بین‌المللی از جمله اقتصاددان ارشد در صندوق بین‌المللی پول و سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD) است. او هم‌اکنون به عنوان اقتصاددان ارشد در حوزه کشاورزی و اقتصاد در سازمان جهانی غذا (FAO) وابسته به سازمان ملل مشغول به کار است.



‌ کاهش بی‌سابقه قیمت برخی از غلات در ماه‌های اخیر همزمان برای برخی تولیدکنندگان بزرگ جهانی غلات موجب نگرانی و برای مصرف‌کنندگان بزرگ نیز موجب شادمانی بوده است، به عنوان اقتصاددان ارشد سابق که سال‌ها در صندوق بین‌المللی پول مشغول به کار بوده‌اید و به عنوان متخصص فعلی اقتصاد غلات در سازمان جهانی غذا (FAO) این کاهش شدید قیمت غلات چه اثراتی بر اقتصادهای نوظهور خواهد داشت؟
قیمت‌ها بدون شک بسیار پایین آمده است. در شاخص قیمت‌های فائو که مهم‌ترین بخش آن به غلات مربوط است شاهد کاهش چشمگیری بوده‌ایم. مهم‌ترین دلیل پیش آمدن این وضعیت تداوم تولید مازاد محصولات عمده کشاورزی طی دو سال اخیر است. اما اینکه پایین آمدن قیمت‌ها خوب است یا بد، بستگی به این دارد که شما یک تولیدکننده هستید یا مصرف‌کننده. واقعیت این است که این وضعیت برای تولیدکنندگان به ویژه تولیدکنندگانی که با استفاده از منابع بانکی و دریافت وام در بخش کشاورزی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، دشوار خواهد بود. این وضعیت برای کشورهایی که صنعت کشاورزی آنها کارایی ندارد سخت‌تر خواهد بود. مثلاً در برخی کشورها که سیستم تولید آنها بر مبنای زمین‌های کشاورزی کوچک است که معمولاً در کشورهای در حال توسعه این وضع بیشتر حاکم است، شرایط به مراتب بدتر خواهد بود.

‌ ممکن است این کاهش شدید قیمت‌ها منجر به ورشکستگی و خروج تولیدکنندگان ضعیف‌تر از بازار شده و درنهایت در پایان دوره فعلی شرایط به نفع تولیدکنندگان بزرگی که توانسته‌اند این بحران را پشت سر بگذارند تغییر کند؟
هرچند قیمت‌ها خیلی کاهش‌یافته اما بعید می‌دانم که سطح کنونی قیمت‌ها منجر به خارج شدن تولیدکنندگان ضعیف‌تر از بازار شود. البته سطح کنونی قیمت‌ها خیلی پایین‌تر از آن چیزی است که یک سال پیش در فائو پیش‌بینی می‌شد.

طرف دیگر قضیه مصرف‌کننده است، فکر می‌کنید کاهش قیمت مواد غذایی چه اثری بر بخش تقاضا خواهد داشت؟
مسلماً کاهش قیمت‌ها در مرحله اول به نفع برخی کشورها خواهد بود زیرا منجر به کاهش تورم مواد غذایی خواهد شد. اما باید در نظر داشت که وضعیت مصرف‌کنندگان درکشورهای موسوم به بازارهای نوظهور و توسعه‌یافته با کشورهای در حال توسعه متفاوت خواهد بود. برای مثال در ممالک نوظهور و در حال توسعه به دلیل دخالت‌هایی که دولت‌ها می‌کنند شاید در نهایت مصرف‌کننده تغییر چندانی در قیمت مواد غذایی احساس نکند. البته در این خصوص به‌‌رغم مطالعاتی که توسط نهادهای بین‌المللی ازجمله فائو صورت گرفته هنوز نمی‌توان فرمول یکسانی درباره اثرات کاهش قیمت غذا بر مصرف‌کنندگان کشورهای توسعه‌یافته ارائه کرد. مثلاً چین جزو کشورهایی است که قیمت ذرت را به صورت مصنوعی خیلی بالاتر از قیمت جهانی نگه داشته است، زیرا چین می‌خواهد کشاورزان همچنان بر روی زمین‌های کشاورزی کار کنند، به شهرها مهاجرت نکنند و به تولید ذرت ادامه دهند. حتی در حال حاضر که قیمت‌های جهانی به شدت کاهش ‌یافته نیز تغییری در سیاست‌های حمایتی دولت چین به وجود نیامده است. در حالی که مصرف‌کننده چینی ‌به‌رغم کاهش قیمت ذرت همچنان بهای بیشتری در مقایسه با قیمت‌های جهانی می‌پردازد.

خب شاید در خصوص چین این مساله صادق باشد اما در بسیاری دیگر از کشورها که نظام آزادتر اقتصادی حاکم است، کاهش قیمت غذا و غلات منجر به افزایش رفاه مصرف‌کنندگان بشود.
بله، این بستگی به سیاست‌های حمایتی و یارانه‌ای هر کشور دارد. برای مثال کشور هند که آقای مودی با برنامه جدید به ویژه بهبود تغذیه صدها میلیون هندی روی کار آمده است به شدت مخالف صادرات غلات به خصوص گندم است. در این کشور شاهد افزایش تولید محصولات غذایی بوده‌ایم. دولت دوست دارد این گندم تولیدی که مدام نیز حجم تولید آن افزایش می‌یابد به دست فقرا برسد. ولی ‌به‌رغم این افزایش تولید، مازاد روی دست تولیدکنندگان و دولت مانده زیرا امکان توزیع مناسب آن وجود نداشته. مشکل دیگر هندی‌ها این است که باید این گندم را که توان کافی برای توزیع آن ندارند به خارج صادر کنند اما حتی برای صادر کردن آن هم با مشکلات زیادی مواجه است، زیرا با توجه به قیمت بالای آن قادر به فروش در بازار جهانی نخواهد بود که ناچار برای صادر کردن آن باید یارانه بدهد. تازه این پایان ماجرا نیست چرا که در صورت پرداخت یارانه به غلات صادراتی موضوع به سازمان تجارت جهانی کشیده می‌شود.

اجازه بدهید در خصوص اقتصاد ایران به این موضوع بنگریم. با توجه به اینکه ما از واردکنندگان غلات و کالاهای کشاورزی هستیم کاهش قیمت مواد غذایی چه اثری بر اقتصاد ایران خواهد داشت.
پایین آمدن قیمت در مورد کشورهای بزرگی مثل چین و هند که جزو بزرگ‌ترین تولیدکنندگان غذا در جهان هستند تاثیر چندانی بر سیاست‌های داخلی نداشته است. اما در مورد ایران که یک واردکننده بزرگ غذا و به ویژه گندم به شمار می‌رود این تاثیرگذاری می‌توانست بیشتر مشهود باشد. البته به شرطی که کاهش قیمت مواد غذایی با کاهش قدرت خرید مردم همراه نمی‌شد. کاهش درآمدهای نفتی درنهایت منجر به کاهش درآمدهای کشور شده و از این رهگذر اثر مثبت احتمالی را که می‌توانست کاهش قیمت غلات و مواد غذایی برای مصرف‌کننده داشته باشد خنثی می‌کند. یک عامل دیگر نیز در این خصوص وجود دارد و آن تقویت دلار در برابر سایر ارزهاست و از آنجا که قیمت غلات و محصولات مهم غذایی با دلار رجیستر می‌شود -ایران هم از نظر ارزی وضعیت خاص خود را دارد- و همین تقویت دلار شاید درنهایت اثر کاهش قیمت‌ها را برای واردکنندگان عمده محصولات کشاورزی خنثی کند. در مورد وضعیت ایران با توجه به نرخ تورم بسیار بالا و همچنین تضعیف پول ملی، تحلیل میزان تاثیرپذیری ایران از کاهش قیمت‌های جهانی دشوارتر است هرچند روی هم رفته با توجه به اینکه ایران یک واردکننده عمده به شمار می‌رود می‌توان گفت شرایط کنونی به نفع ایران است.

یکی از نگرانی‌های کنونی درباره آینده رشد اقتصادی، نگرانی مربوط به کاهش قیمت‌هاست (Deflation) برای مثال کاهش قیمت کالاها و انرژی هرچند می‌تواند بخش مصرف در کشورهای صنعتی را تقویت کند اما منجر به کاهش درآمد کشورهای بزرگ نوظهور مثل روسیه و برزیل می‌شود. آیا کاهش قیمت کالاهای کشاورزی و محصولات غذایی این رکود را تشدید نخواهد کرد؟
نه، فکر نمی‌کنم. ببینید، همین الان هم قیمت برخی از اقلام و محصولات هنوز خیلی بالاست. برای مثال قیمت گوشت که از اقلام مهم مصرفی است. از سوی دیگر ‌به‌رغم کاهش قیمت برخی غلات مثل گندم این کاهش تاثیر چندانی بر کل نظام اقتصادی که اشاره کردید نخواهد داشت. یعنی ابعاد رکودی که اکنون در اروپا و ژاپن وجود دارد عمیق‌تر از آن است که از تغییرات قیمت غذا و غلات تاثیر مثبت یا منفی چندانی بگیرد. در واقع ریشه اصلی این بحران در بخش مالی و اقتصاد کلان است و از تحولات بخش کشاورزی خیلی اثر نمی‌گیرد. البته من تاثیر آن را به کلی رد نمی‌کنم اما به نظرم خیلی قابل توجه نیست.

برندگان و بازندگان این وضعیت جدید چه کشورهایی خواهند بود؟
به نظرم گفتن اینکه چه کسی برنده است و چه کسی بازنده کار دشواری است. زیرا ممکن است یک کشور در برخی آیتم‌ها منافعی کسب کرده باشد و در برخی محصولات متضرر شود. این بستگی به این دارد که شما واردکننده چه محصولاتی باشید یا چه محصولاتی را با چه نوع سیاست‌هایی تولید کنید. برای مثال در مورد برنج که مثال زدید دولت تایلند قاعدتاً باید برنده وضعیت کنونی می‌شد. اما سیاست‌هایی که دولت وقت تایلند داشت منجر به بالا نگه داشتن مصنوعی قیمت برنج شد، چون خانم شیناواترا با افزایش یارانه تولید به برنج‌کاران، حجم تولید را به شدت افزایش داد. در حالی که نه فروشندگان و نه انبارها به اندازه کافی امکانات و جا برای نگهداری این میزان برنج نداشتند. در نهایت تحلیل اینکه چه کسانی از این وضع سود می‌برند و چه کسانی زیان، کمی دشوار است. در بازار محصولات کشاورزی به طور سنتی تولیدکنندگان اصلی مثل ایالت متحده آمریکا، آرژانتین و برزیل و اتحادیه اروپا حضور داشتند. این ممالک با اینکه قیمت‌ها کاهش ‌یافته اما چون حضور قوی در بازار داشته‌اند همچنان به عنوان صادرکنندگان بزرگ حضور خواهند داشت. در سال‌های اخیر نیز بازیگرانی مثل اوکراین، روسیه، قزاقستان به بازار محصولات کشاورزی ورود پیدا کرده‌اند. حتی این قیمت‌های پایین با توجه به کاهش قیمت ارزهای این کشورها به ویژه روسیه و اوکراین خیلی به اقتصاد آن کشورها صدمه نزده است. زیرا موقعیت رقابتی آنها در بازار با توجه به تضعیف شدید پول‌هایشان حفظ شده است. بنابراین شاید بشود گفت روسیه و اوکراین و دیگر کشورهای بزرگ صادرکننده غلات که ارزش پول ملی‌شان کاهش یافته است برندگان اصلی شرایط فعلی هستند. البته این کشورها از طرف دیگر با محدودیت‌های خاص خودشان مواجه هستند. مثلاً روسیه با تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا مواجه است. اوکراین نیز با مشکلات خود که ناشی از جنگ کنونی است چندان برنده قیمت‌های بالاتر نخواهد بود. اما به طور کلی شاید بتوان گفت برنده وضعیت کنونی مصرف‌کنندگان هستند و بازندگان نیز صادرکنندگان بوده‌اند. هر چند این زیان برای صادرکنندگانی که از نظام تولید کاراتری برخوردارند کمتر خواهد بود.

پیش‌بینی شما از روند کلی حاکم بر بازار غلات و محصولات کشاورزی چیست؟ فکر می‌کنید این روند در نهایت خنثی شود و مجدداً با کاهش خروج برخی تولیدکنندگان ضعیف از بازار روند کاهش قیمت‌ها معکوس شود؟
پیش‌بینی ما در فائو این است که در سال ۲۰۱۵ هم ‌سطح تولید بسیار خوب خواهد بود اما پس از ۲۰۱۵ شاید کشاورزان نحوه تخصیص منابع خود را تغییر داده و تولید خود را از محصولاتی مثل برنج به سوی محصولات کم‌هزینه‌تر تغییر دهند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید