شناسه خبر : 4493 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

چرا بازارها در ایران به تحولات سیاسی حساس هستند

اقتصاد سیاسی بازار

اگرچه بسیاری انتظار داشتند که حسن روحانی با باراک اوباما، حتی اگر ملاقات برنامه‌ریزی‌شده‌ای نداشته باشند اما حداقل با یکدیگر دست دهند و سطور تازه‌ای در روابط میان دو کشور نوشته شود، اما در عمل این گونه نشد. حتی به اعتقاد برخی، سخنرانی رئیس‌جمهوری، فاقد قدرت انتظاری بود که ایجاد کرده بود.

index:1|width:50|height:50|align:left پویا جبل‌عاملی / مشاور علمی نشریه
اگرچه بسیاری انتظار داشتند که حسن روحانی با باراک اوباما، حتی اگر ملاقات برنامه‌ریزی‌شده‌ای نداشته باشند اما حداقل با یکدیگر دست دهند و سطور تازه‌ای در روابط میان دو کشور نوشته شود، اما در عمل این گونه نشد. حتی به اعتقاد برخی، سخنرانی رئیس‌جمهوری، فاقد قدرت انتظاری بود که ایجاد کرده بود.
در حالی که دولت تدبیر و امید، از خود نشانه‌هایی را بروز داده بود که در دیپلماسی گام بلندتری را بر خواهد داشت، اما کمتر از انتظاری که ایجاد کرده بود، رفتار کرد. همین امر نیز شاید بتواند توجیهی باشد برای افزایش نرخ ارز و سکه درست پس از سخنرانی رئیس‌جمهوری.
با این وجود بیش از ۱۲ ساعت قبل از آن و در همان روز، ولی‌الله سیف نیز در اظهار نظری بیان داشته بود که نرخ ارز بازار سطوح حداقلی آن است. رئیس کل بانک مرکزی که به دیدار تولید کنندگان و بازرگانان در اتاق بازرگانی، صنایع و معادن و کشاورزی ایران رفته بود در پایان نشست و در جمع خبرنگاران از اولویت ثبات قیمت ارز بر نوسان سخن گفته بود.او سطح کنونی قیمت ها در بازار را مطلوب دانسته و روند کاهشی با اتکا به انتظارات روانی را رد کرده بود.سخنگوی دولت نیز با حمایت از این موضع تاکید کرد همان گونه که باید به نوسان افزایشی نرخ ارز حساس بود نوسان شدید کاهشی را نیز باید مدیریت کرد.پس از این سخنان نرخ ارز در بازار از سطح ۲۹۴۰تومان به بالای سه هزار تومان رفت. قیمت سکه نیز در بازار افزایش یافت و از مرز ۹۰۰هزار تومان به یک میلیون تومان رسید. به دنبال این اتفاق و چرخش قیمت‌ها در بازار تحلیل‌ها در ریشه‌یابی این رخداد سخنان رئیس کل را نشانه رفت. برخی بر این نظرند که این سخنان نیز در افزایش روز بعد بازار طلا و ارز موثر بوده است. به اعتقاد این دسته اگر رئیس کل بانک مرکزی کف قیمتی برای نرخ دلار اعلام نمی‌کرد جهت بازار کماکان کاهشی بود. ادعایی که به نظر نمی‌رسد چندان دقیق باشد. در تحلیل افزایش‌های اخیر بازار سکه باید دقیق‌تر و جامع‌تر بحث کرد.

ریشه اصلی افزایش قیمت ارز
با این وجود تلقی بازار این است که سخنان سیف قیمت ارز را بالا برد. به نظر می‌رسد که افزایش نرخ ارز بیشتر ناشی از وقایعی باشد که در نیویورک رخ داد. چرا؟ اگر قرار بود سخنان رئیس کل این قدر بر بازار اثر گذارد همان روز سه‌شنبه این اتفاق می‌افتاد، زیرا این سخنان صبح سه‌شنبه انجام شد، یعنی زمانی که بازار تازه شروع به کار کرده بود و اثر نظرات رئیس کل می‌بایست بیشتر در همان روز مشاهده می‌شد. از آنجا که معمولاً این اظهار نظرات سریع به بازار منتقل می‌شود، و در همان لحظات ابتدایی بیشترین اثر را می‌گذارد، این دلیل کاملاً منطقی به نظر می‌رسد که افزایش بهای روز چهارشنبه را باید در عاملی دیگر جست‌وجو کنیم.

چرا نیویورک
اما چرا وقایع روز سه‌شنبه در نیویورک پتانسیل افزایش بها در بازار ارز و طلا را داشت؟ علت اصلی در این موضوع نهفته است که انتظارات از نیویورک در بین عاملان بازار بسیار بالا بود. آنان منتظر وقایعی بیشتر بودند که نزدیکی بین ایران و آمریکا را نوید می‌داد و به نظر می‌رسد همین انتظار بود که بهای بازار را درست چند روزی پیش از اجلاس سازمان ملل به شدت کاهش داد. به عبارت دیگر اگر واقعاً انتظاری که بازار داشت در صحن سازمان ملل رخ می‌داد، شاید بهای بازار حتی پایین‌تر هم نمی‌رفت زیرا بازیگران بازار با حداکثر انتظارات عقلایی و با لحاظ کردن امکان ملاقات روسای جمهوری ایران و آمریکا، موجب افت بها شده بودند و این اتفاق خود را در قیمت پیش از وقوعش نشان داده بود. ولی وقتی انتظارات در صحنه عمل روی نداد، کاملاً منطقی بود که بازار خود را تعدیل کند و بهای بازار افزایش یابد. به عبارت دیگر دستگاه دیپلماسی ما خود موجب نوسان قیمتی در حدود ۷۰ هزار تومان در بازار سکه شد و با انتظاراتی که ایجاد کرد باعث افت بها و با عمل نکردن به انتظارات بازار موجب افزایش بهای بازار شد. این اتفاق بار دیگر خط بطلانی بود بر این ادعا که وقایع سیاسی و تحولات منطقه‌ای و جهانی ربطی به وقایع بازارها و اقتصاد ندارد. زمانی که برخی از گروه‌ها در دیپلماسی گوی افراط را از هم می‌ربودند و باعث افزایش ریسک‌ها و شوک‌ها می‌شدند و بعد همه تقصیر را گردن مدیریت می‌انداختند و مدعی بودند اقتصاد ربطی به این تحولات سیاسی ندارد.

ارتباط تحولات سیاسی با بازار
شاید پرسیده شود که چرا بازارها در ایران این قدر به مسائل سیاسی واکنش نشان می‌دهند؟ چرا با کوچک‌ترین تحولی در بازار سیاست، بازار اقتصاد هم تکان می‌خورد؟ آیا اقتصاد ایران را حال دیگر است که تسلط سیاست بر آن پر‌رنگ‌تر از جاهای دیگر است؟ در پاسخ باید گفت، که در همه جای جهان، بازارها به تحولات سیاسی واکنش نشان می‌دهند. بازار طلای جهانی بی‌تردید به تحولات ناشی از جنگ احتمالی سوریه و ناآرامی‌های خاورمیانه واکنش نشان داده و می‌دهد. بازار نفت هم بارها و بارها نسبت به وقایع هسته‌ای کشورمان واکنش نشان داده است. بنابراین حکم کلی آن است که نمی‌توان وضعیتی را در نظر گرفت که در آن بازارها چشم بر روی حوادث سیاسی ببندند. اما پرسش دیگر آن است که آیا در ایران این واکنش بیشتر است؟ راقم این گونه نمی‌پندارد. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد که در هر کجای دنیا، شرایط اقتصادی‌- ‌سیاسی همین گونه بود، ما شاهد آثار فوری تحولات سیاسی بر اقتصاد می‌بودیم.
در واقع اگر ریسک‌هایی که اقتصاد به خود می‌بیند، اغلب از کانال سیاست برون آمده باشند، جای تامل نیست که وقایع سیاسی می‌تواند آثار ملموسی بر اقتصاد گذارد.
اقتصاد ایران نیز در این مرحله قرار دارد. درست است که ریسک‌های اقتصادی ما در دوران اخیر افزایش یافته اما بسیاری دیگر از ریسک‌ها به واسطه کنش سیاستگذاران ما در حوزه سیاست و دیپلماسی روی داده است. از این نظر خیلی طبیعی است که هر گونه تغییر در این ریسک‌ها، وضعیت اقتصادی را دگرگون کند و این مساله به خصوص نقش کنشگران دیپلماسی ما را پررنگ‌تر و مسوولیت آنان را دوچندان می‌کند.

رفتار بازیگران
بنابراین بازیگران سیاست ایران می‌بایست بیش از این به عواقب اقتصادی رفتار‌های خود بیندیشند. اگر در ادبیات اقتصادی، بحث از آن می‌شود که سیاستگذاران پولی و مالی می‌بایست با یک قاعده مشخص تصمیم‌های خود را سامان دهند و با شفافیت هر چه تمام‌تر رفتار‌های خود را سامان دهند، آن قدر عاملان بازار چشم به رفتار سیاستمداران دوخته‌اند، که این توصیه‌ها برای آنان نیز صحت یافته است و برای آنکه بازارها دچار نوسانات شدید و شوک‌آور نشوند، سیاستمداران می‌بایست بیش از این نسبت به رفتار‌های خود اطلاع‌رسانی کنند. اینکه شما امروز به گونه‌ای خود را در عرصه سیاست نشان دهید و در صحنه عمل راه دیگری را روید، بی‌تردید موجبات نوسان را در بازار فراهم می‌کند.

اثر کوتاه مدت تحولات سیاسی
با این وجود همچنان می‌توان گفت روند‌های بلندمدت در اقتصاد و بازار‌های مختلف وابسته به متغیر‌های اقتصادی است و تحولات سیاسی تنها می‌تواند موجب نوسانات کوتاه‌مدت حول روند بلندمدت شود.
اثرگذاری تحولات سیاسی بر اقتصاد، مختص ایران نیست. اما بی‌تردید هر چه بتوان وضعیتی باثبات را از نظر سیاسی و بین‌المللی ایجاد کرد و ریسک‌های غیر‌اقتصادی را کاهش داد، ‌ای‌بسا می‌توان شاهد آینده‌ای بود که در آن متغیر‌های اقتصادی پر‌رنگ‌تر از گذشته حتی نوسانات کوتاه‌مدت را نیز تعیین کنند. آیا اقتصاد ایران به این شرایط نزدیک می‌شود؟

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید