شناسه خبر : 2903 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

واکاوی روابط سیاسی ایران و کانادا پس از لغو تحریم‌ها در گفت‌وگو با محمد مطهرنیا

فصل تازه

چالش‌های فراروی ایران و کانادا حتی در حوزه سیاست خارجه ایران تا حدودی قابل حل شدن است اما موضوعی که نگران‌کننده به نظر می‌رسد، فضای سیاسی داخلی کشور ایران و تحولات پیش‌روی دهه آینده در ایران اسلامی است که به هر ترتیب حوزه سیاست خارجی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در حالی دولت کانادا از پایان تحریم‌های اعمال‌شده بر ایران خبر داده که فصل جدیدی برای روابط تجاری ایران با قراردادهایش با اروپا رقم خورده است. با این حال گرچه فعالان عرصه تجارت به بهبود روابط میان ایران و کانادا امیدوار هستند اما به لحاظ سیاسی برای از سرگیری تجارت دو طرف موانع بسیاری وجود دارد. محمد مطهرنیا استاد دانشگاه و آینده‌پژوه سیاسی بر این باور است که در آینده ایران و کانادا دو کشور مهم در حوزه مسائل بین‌المللی خواهند بود و آغاز به کار سفارت کانادا به سال‌های پایانی دولت کنونی نخواهد رسید حتی بازگشایی آن را زودتر از اینها شاهد خواهیم بود. او معتقد است کانادا در نظم آینده بین‌المللی به همراه ایران نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا خواهندکرد و در آینده‌ای نزدیک آنان نسبت به گذشته از جایگاه مهم‌تری برخوردار خواهند شد.


‌ وزیر خارجه کانادا به تازگی بدون اعلام زمان‌بندی مشخص، از قصد دولت این کشور برای رفع تحریم‌ها علیه ایران خبر داده است. از‌سر‌گیری روابط ایران با کانادا را به لحاظ مسائل سیاسی چطور می‌بینید؟
آنچه در باب روابط ایران و کانادا باید مورد توجه قرار ‌گیرد، برخورد با کانادا یا تحلیل روابط ایران و کانادا در بافت موقعیتی ناشی از دورانی است که پسابرجام خوانده می‌شود. کانادا را باید خواهر‌خوانده ایالات متحده آمریکا و باند پرپهنای این بازیگر بزرگ بین‌المللی در عرصه منطقه‌ای و جهانی دانست و در آینده‌ای نزدیک بیش از گذشته در چارچوب شرکای استراتژیک ایالات متحده قرار خواهد گرفت. از طرفی دیگر کانادا یک کشور تعریف‌شده در نظام بین‌الملل با شخصیت تاثیرگذار در وجوه فرهنگی در نظام بین‌الملل با فضای گفتمانی علمی و صنعتی شناخته می‌شود که گرچه خواهر‌خوانده ایالات متحده آمریکا به حساب می‌آید اما دارای یک شخصیت مستقل از نظر بین‌المللی است و این را بارها به نمایش گذاشته است. گزاره سوم در واقع متوجه روابط دولت کانادا با دولت ایران در دولت‌های نهم و دهم است. ماجرای خبرنگار ایرانی‌تبار کانادایی و مسائلی که از طرح آن به وجود آمد، اصطکاک را افزایش بخشید اما اکنون در دوران پسابرجام زمانی که ایران بر اساس عقلانیت سیاسی تعامل سازنده را به‌طور موثر مدیریت می‌کند، غرب نیز به این نکته رسیده که به تدریج باید مسائل خود را با ایران به سمت و سوی حل بحران سوق دهد. از این جهت، باید بپذیریم که کانادا نیز در چارچوب همین معنا از سوی تهران مورد توجه قرار خواهد گرفت و در عین حفظ اصول و ارزش‌های حاکم بر سیاست خارجی خود بر مبنای استراتژی جدیدی که برگزیده است به پرونده کانادا نگاه خواهد داشت. رفتار حسن روحانی در گزینش پایتخت‌های اروپایی یعنی رم و پاریس در اولین سفر اروپایی پسابرجام نشان‌دهنده آن است که ایران در پی ایجاد فضایی مثبت، برای بازنگری روابط خود با کشورهای متکی بر انباشته‌های ناشی از دوران تحریم است، باید بگویم آینده می‌تواند شاهد نوعی باز شدن روابط ایران و کانادا باشد و بدین ترتیب زمینه‌های گسترش روابط میان این دو کشور فصل جدیدی را تجربه کند. اما نه ایران و نه کانادا نباید در این قضایا، توقعات فزاینده ایجاد کنند بلکه باید مدبرانه به گسترش روابطی منطقی و استوار بر اساس احترام متقابل و منافع تعریف شده بپردازند و برنامه‌ریزی صورت گیرد.

به نظرتان کانادا در کنار کشورهای اروپایی که اخیراً ایران روابط خود را با آنها احیا و آغاز کرده است، چه جایگاهی پیدا خواهد کرد؟
ایران و کانادا دو کشور مهم در حوزه آینده مسائل بین‌المللی خواهند بود. من به عنوان یک پژوهشگر سیاسی معتقدم در آینده نقش ایران در مسائل بین‌المللی و حتی منطقه خاورمیانه افزایش پیدا خواهد کرد و هم نقش کانادا به میزان قابل توجهی بالا خواهد رفت. بنابراین اکنون نباید به وضع موجود و گذشته روابط ایران و کانادا نگریست. سیاست اقتضا می‌کند که سیاستمداران به جهت‌گیری آینده توجه داشته باشند و بر مبنای این جهت‌گیری زمینه‌ساز گسترش روابط بر اساس منافع تعریف‌شده آینده باشند. بنابراین باید گفت آنچه درباره روابط ایران و کانادا حائز اهمیت خواهد بود، استفاده از تجارب گذشته، انباشته‌های کنونی برای توسعه داشته‌های فعلی و دستاوردهای آینده است. بازیگری کانادا نسبت به گذشته در دهه آینده امکان فزونی بیشتر خواهد داشت، بر اساس این افزایش نقش بازیگری کانادا که می‌توان آینده روابط ایران و کانادا را نیز در این بستر قرار داد، از این‌رو با افزایش نقش کانادا، در حوزه نظام آینده امنیتی و سیاسی جهان جهت‌گیری کنونی و ارتباط با ایران به عنوان یک بازیگر و کنشگر کلاسیک در حوزه نظم منطقه‌ای و مهم‌ترین منطقه جغرافیایی، نظم آینده بین‌المللی خلیج فارس و فلات ایران موجب نوعی همگرایی و هم‌افزایی بین‌المللی بین ایران و کانادا خواهد شد. بر این باور هستم که نظام بین‌الملل آینده چند‌قطبی است. ایالات متحده آمریکا در مرکز قرار دارد و قدرت‌های بزرگ جهان به عنوان قدرت‌های پیرامونی ایالات متحده آمریکا وارد عمل خواهند شد. در آن زمان بر اساس مدل ۱+۵ که در پرونده هسته‌ای ایران تجربه شد، این دنیای چند قطبی به گونه‌ای در حوزه پیرامونی خود نیز نظامی چندقطبی را در جهت پوشش دادن به تحرکات دایره مرکزی دنبال خواهد کرد. بنابراین ایالات متحده آمریکا در دایره‌ای لایه‌بندی‌شده به دنبال دنیای چندقطبی است. لذا یک دایره دیگر به عنوان دایره بیرونی این دایره مرکزی نظام چند‌قطبی به عنوان شرکای استراتژیک آمریکا در آینده نظام بین‌الملل مطرح است و آن عبارت است از ایالات متحده آمریکا، کانادا، ژاپن، کره جنوبی، ایران و استرالیا. در واقع این نیز یک ۱+۵ دیگر است که به عنوان دایره‌ای بزرگ‌تر چهره نشان خواهد داد. اگر این منطق را بپذیریم، متوجه می‌شویم که کانادا در نظم آینده بین‌المللی به همراه ایران نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا خواهندکرد و نسبت به گذشته از جایگاه مهم‌تری برخوردار خواهند شد.

دولت کانادا پس از قطع رابطه با تهران از دیپلمات‌های ایرانی نیز خواست این کشور را ترک کنند و سفارت جمهوری اسلامی ایران در اتاوا نیز به حالت تعطیل درآمد و در اطلاعیه‌ای که روی در ورودی سفارتخانه نصب شد به نظر می‌رسید که این تصمیم دولت کانادا بوده است. با اعلام خبر رفع تحریم‌های کانادا علیه ایران به نوعی شمارش معکوس برای بازگشایی سفارت کانادا در تهران آغاز شده است. فکر می‌کنید سفارت کانادا در تهران چه زمانی بازگشایی شود؟
اینکه بگوییم سفارت کانادا چه زمانی به صورت قطعی در ایران بازگشایی می‌شود، پیش‌بینی سختی است. اما باید بگویم که جامعه ایران به سمت فضای مثبت در جهت حل مسائل خود بر مبنای تعامل سازنده موثر بر اهداف سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴ باید به اجبار حرکت کند. بنابراین هر دولتی در تهران بر سر کار باشد، در آینده کم و بیش مانند هر دولتی که در واشنگتن بر سر کار باشد، نیازمند همگرایی با دیگر کشورها و دیگر دولت‌ها در فضای بین‌الملل است و دولت‌ها مجبور هستند در دهه آینده همکاری‌های بیشتری را بر مبنای این داشته باشند. زیرا در دهه آینده بیش از امروز دهه رودر‌رویی دانایی ملت‌ها با قدرت دولت‌ها خواهد بود. از این جهت اگر بنگریم درمی‌یابیم که دولت‌ها از منظر واقعیت تغییر و تحولات بین‌المللی مجبور به تعامل با یکدیگر خواهند بود. همان‌طور که در جبهه متحد مبارزه با داعش مکاتب گوناگون فکری و حتی مذهبی را در حول محور ائتلاف جهانی ضد‌داعش با واگرایی‌های متفاوت چالش‌برانگیز در یک همگرایی عملیاتی شاهد هستیم. در دنیای آینده این ارتباط بیش از امروز معنادار خواهد شد و دولت‌ها مجبور به تعامل بیشتر با یکدیگر جهت کنترل نظم بین‌المللی و منافع مشترک خواهند بود. لذا آنچه هم‌اکنون در دنیای پسا‌جنگ سرد می‌گذرد به دنیای پسا پسا‌جنگ سرد انتقال پیدا خواهد کرد. بنابراین باید بگویم سفارت ایران در کانادا، سفارت کانادا در ایران و حتی سفارت‌های آمریکا و ایران در پایتخت‌های همدیگر در آینده بازگشایی‌شان به هر ترتیب گریزناپذیر است. البته این آینده ممکن است میان‌مدت یا درازمدت باشد اما اینکه بگوییم همه دولت‌ها می‌توانند تا ابد دشمن هم باشند، تا ابد دوست و پشت هم باشند و تا ابد منافع دائمی با یکدیگر داشته باشند، یا منافع متعارض و رویارویی با یکدیگر تجربه کنند، امری منطقی نیست. از این‌رو باید گفت سفارت ایران و کانادا نسبت به سفارت ایران و آمریکا زودتر بازگشایی خواهد شد و بالطبع باید بپذیریم که در آینده میانی و درازمدت باید منتظر بازگشایی سفارت حتی آمریکا در تهران باشیم. این منطق، حداقل منطقی گریزناپذیر در دهه آینده است و من معتقد هستم سفارت کانادا و بازگشایی آن به سال‌های پایانی دولت کنونی نخواهد رسید و بازگشایی آن را زودتر از اینها شاهد خواهیم بود.

ایران به دلیل قطع روابط با کانادا طی سال‌های تحریم صدمات بسیاری به لحاظ تجاری متحمل شد. در دوران پسابرجام آینده روابط صنعتی و تجاری ایران و کانادا را چطور ارزیابی می‌کنید؟
حجم مبادلات تجاری ایران و کانادا چندان حجم مهمی نیست و واردات ایران از کانادا چشمگیر نیست اما موضوع فقط درباره حجم تجارت در گذشته نیست، موضوع این است که تغییر و تحولات روابط بین‌المللی پیش‌رو و سناریوهای مرتبط با شرکای استراتژیک قدرت‌های بزرگ آینده در نظام بین‌المللی آینده جهانی و هندسه آینده قدرت ایجاب می‌کند که در آینده همگرایی میان‌محور کانادا، ژاپن، کره جنوبی، تهران و استرالیا افزایش پیدا کند. کانادا به صورت خودسرانه و یک‌طرفه با تغییر حکومتش تحریم‌های شدیدی را علیه ایران نسبت به کشورهای دیگر برقرار کرد. آمارها می‌گویند روابط ما از سطح یک میلیارد و نیم به یکباره به ۳۰۰ میلیون دلار تنزل کرد و تقریباً روابطمان قطع شد. اما می‌بینیم دولت آمریکا به تازگی تغییر کرده و در شش ماه گذشته نخست‌وزیر جدیدی انتخاب شده و روی کار آمده است. این نخست‌وزیر در همان روزهای اول اعلام کرد قطع روابط کانادا با ایران اشتباه بوده و قصد دارد تحریم‌های ایران را بردارد. الان هم این امید وجود دارد که ظرف یکی دو هفته آینده اغلب تحریم‌های کانادا برای ایران لغو شوند. گرچه هنوز تحریم‌های بانکی‌مان برداشته نشده و باید صبر کنیم تا صادرات‌مان نیز به کانادا آغاز شود. عمده کالاهایی که کانادا دارد و ما به آنها نیاز داریم، ماشین‌آلات صنعتی است. آنها مواد اولیه و تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای دارند و در آینده می‌توانیم خطوط تولیدمان را با تورنتو راه‌اندازی کنیم. بر این اساس می‌توان امیدوار بود ظرف یکی دو ماه آینده روابطمان با کانادا عادی شود و بر این اساس برنامه‌ریزی شده که اواخر اردیبهشت‌ماه همزمان با برگزاری یک نمایشگاه در این کشور هیاتی از ایران به کانادا عازم شوند. این بازرگانان ایران در تلاش هستند تا هیاتی هم از کانادا به ایران دعوت کنند تا از نزدیک مسائل و مشکلات موجود بررسی شود. پس پیش‌بینی می‌شود روابط تجاری‌مان با کانادا از اواخر اردیبهشت‌ماه از سر گرفته شود و امیدوار هستیم بتوانیم افزایش صادرات هم داشته باشیم. در حقیقت ما می‌توانیم نیازهایمان را به تکنولوژی‌ کانادا برآورده کنیم. اما از آنجا که مبادلات ایران و کانادا بیشتر مواد اولیه صنعتی و تکنولوژی است و ماشین‌آلات صنایع ایران کهنه هستند، می‌توانیم این را فرصتی برای نوسازی ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی‌مان تلقی کنیم. به‌طور مثال جنرال‌موتورز یکی از شرکت‌هایی است که ماشین‌آلات سنگین صنعتی دارد که می‌توان نیاز به واردات ماشین‌آلات سنگین با تکنولوژی بالا را از این شرکت تامین کرد. از سویی کانادا به محصولات کشاورزی ایران نیاز دارد. ما تولید مازاد شکر داریم و اگر بتوانیم شکر مازادمان را به کانادا صادر کنیم، اتفاق خوبی در عرصه تجارت‌مان است. در زمینه صادرات محصولات پایین‌دستی و بالادستی پتروشیمی فرصت‌های بسیاری پیش روی ایران است و باید تلاش شود میزان صادرات سال آینده ایران و کانادا به یک میلیارد دلار برسد. درست است که همزمان با رفع تحریم‌های کانادا علیه ایران، بمباردیه اعلام کرده قصد دارد محصولات هوایی خود را به ایران صادر کند اما زمانی که هواپیما از آمریکا و فرانسه خریداری کرده‌ایم باید قطعات مورد نیاز آنها را هم از این کشورها تامین کنیم. گرچه برخی ملزومات هوایی را می‌توان از کانادا تامین کرد اما کانادا در زمینه ماشین‌آلات داروسازی پیشرفت قابل توجهی کرده که به همین دلیل بهتر است همکاری‌مان را در زمینه ساخت دارو و واردات آن پر‌رنگ کنیم. می‌توانیم مواد اولیه داروسازی را به کانادا بدهیم و مواد ساخته‌شده دارویی را به کشور وارد کنیم. گرچه موانع برای این اقدامات برداشته شده اما باید ملزومات پرداختی‌مان بهبود پیدا کند. این را هم باید در نظر گرفت که محصولات هوایی را باید از همان کشورهایی که قرارداد داریم و هواپیما خریداری کردیم، تامین کنیم. اما از آنجا که شرکت هواپیمایی بوئینگ شعبه‌ای در کانادا دارد، می‌توان برخی از قطعات را از این شعبه متعلق به کانادا تامین کرد. جنرال‌موتورز نیز شعبه‌ای بزرگ در کانادا دارد و می‌توان از آن قطعات و محصولات هوایی خریداری کرد. اما به لحاظ سیاسی آمریکایی‌ها باید بداخلاقی‌های خود را کنار بگذارند و به تعهدات‌شان عمل کنند. ایران به هواپیمای بوئینگ نیاز دارد و باید برای تامین نیازمان هم که شده روابطمان را با کانادا بهبود بخشیم.

تقویت روابط تجاری ایران و کانادا به لحاظ سیاسی چقدر قابل تحقق است؟
از نظر بین‌المللی باید توجه داشت که چالش‌های فراروی ایران و کانادا حتی در حوزه سیاست خارجه ایران تا حدودی قابل حل شدن و گذر از چالش‌های موجود است اما موضوعی که نگران‌کننده به نظر می‌رسد، فضای سیاسی داخلی کشور ایران و تحولات پیش‌روی دهه آینده در ایران اسلامی است که به هر ترتیب حوزه سیاست خارجی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین آنچه در انتخابات آینده پیش روی سیاست داخلی ایران است و بعد از آن همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد، به هر شکل باید در فضای سیاست داخلی موثر باشد و باید منتظر بمانیم که در حوزه سیاست داخلی ایران چه رویکردی دنبال خواهد شد.

فعالیت اتاق مشترک ایران و کانادا به توسعه روابط تجاری این دو کشور چه کمکی خواهد کرد و بازگشایی آن چه سرنوشتی برای تجارت ایران رقم خواهد زد؟
به هر شکل باید بپذیریم که گشایش اتاق‌های بازرگانی یعنی ایجاد رابطه میان بخشی از ملت که در حوزه اقتصادی فعال هستند و این حوزه اقتصادی فعال تاثیر بسزایی در حوزه تحرکات سیاسی دارد. اگرچه در ایران بخش خصوصی از منظر قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی مانند کشورهای پیشرفته دیگر جهان تاثیرپذیری ندارد اما نمی‌توانیم تاثیر آن را بر عوامل قدرت نادیده بگیریم. بنابراین هرچند که می‌توان گفت اهمیت آن نسبت به پیشران‌های دیگر زیاد نیست، در عین حال که به این نکته اذعان داریم، راه‌اندازی اتاق‌های بازرگانی مشترک ایران و کانادا در آینده‌ای نزدیک یعنی اردیبهشت‌ماه سال آینده وزن چندان زیادی را در مجموعه عوامل تاثیرگذار به خود اختصاص نمی‌دهد اما در جای خود دارای وزن قابل توجهی است و می‌تواند گام مهمی در بازگشایی حرکت‌های موثرتر در ارتباطات ایران و کانادا باشد.

برخی بر این باورند اگر کانادایی‌ها تمایلی به سرمایه‌گذاری در ایران ندارند و امیدی به همکاری‌های احتمالی در آینده نیست، می‌توانیم با بهره‌مندی از سرمایه ایرانیان مقیم کانادا و تشویق آنها به سرمایه‌گذاری، میزان مبادلات‌مان را افزایش دهیم و با نقش‌آفرینی آنها صنایع کشور را متحول کنیم. چرا که تعداد ایرانیان مقیم این کشور به بیش از صد هزار نفر می‌رسد که این تعداد ایرانی بسیار قابل توجه است. به نظرتان آیا ایرانیان ساکن کانادا به فضای اقتصادی پساتحریم اطمینان می‌کنند و سرمایه از این طریق جذب خواهد شد؟ ‌
اصولاً سرمایه در جایی جذب می‌شود که احساس امنیت در سرمایه‌گذاری وجود داشته باشد. اما ایرانیان و شهروندان ایرانی بر اساس تربیت تمدنی که دارند و خود را وابسته به حوزه تمدنی بزرگی به نام ایران می‌دانند، نسبت به جغرافیای کنونی ایران که بسیار کوچک‌تر از آن حوزه تمدنی است، احساس قرابت و نزدیکی می‌کنند و با عشق به این جغرافیا می‌نگرند. این باعث می‌شود که ایرانی‌ها حاضر باشند در هر کجای جهان که زندگی می‌کنند اگر احساس امنیت برای سرمایه و از سوی دیگر احترام برای خود کنند، سرمایه‌شان را با سود کمتری در ایران بیاورند و سرمایه‌گذاری کنند اما باز این به منطق گفتمانی حاکم دولت در ایران برمی‌گردد. اگر دولت نتواند چالش‌های فراروی خود و بخشی از ایرانیان خارج از کشور را حل و فضای مثبتی برای ایجاد سرمایه‌گذاری فراهم کند، حتی ایرانیان عاشق ایران به هر شکل سرمایه خود را در جایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که بتوانند به سود بالاتری دست یابند. در نتیجه این احساس عدم امنیت سرمایه‌گذاری در ایران است که موجب شده است هم سرمایه‌های معنوی به نام فرار مغزها از ایران امروز مقام اول را داشته باشند و هم سرمایه‌های مادی گریزپا از جغرافیای ایران به جغرافیای پیرامونی نقل مکان یابند و این از نقاط ضعفی است که باید برای اصلاح آن تمهیدات ویژه‌ای اندیشید و استراتژی‌های جدیدی را در جهت بازپرورش آن مورد نظر قرار داد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید