شناسه خبر : 2114 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

فراز و فرودهای توزیع درآمد در ایران

نابرابری ثروت

نابرابری درآمدی نه‌تنها یک متغیر مهم اقتصادی به منظور سیاستگذاری صحیح اقتصادی است، بلکه از آنجا که ارتباط مستقیم با زندگی توده مردم دارد، یک متغیر مهم سیاسی و اجتماعی نیز محسوب می‌شود.

index:1|width:40|height:40|align:right سمیه مردانه/ مدیر واحد مطالعات بازار دنیای اقتصاد
«نابرابری اقتصادی» که از آن تحت عنوان «نابرابری درآمدی» یا «نابرابری ثروت» نیز یاد می‌شود، عبارت است از اختلاف سطح رفاه بین افراد در یک گروه، یا بین گروه‌ها در یک جامعه یا بین کشورهای مختلف. اقتصاددانان برای اندازه‌گیری میزان اختلاف در سطح رفاه اقتصادی معمولاً از سه معیار استفاده می‌کنند: ثروت، درآمد و میزان مصرف. نابرابری درآمدی در بسیاری از مطالعات اقتصادی مورد توجه اقتصاددانان و سیاستگذاران بوده است، چراکه می‌تواند متغیرهای مهم اقتصادی مانند رشد، بیکاری و حتی تورم را تحت تاثیر قرار دهد. توزیع نابرابر درآمدها و تمرکز ثروت در یک گروه خاص دربلندمدت باعث کاهش رشد اقتصادی یک کشور می‌شود. از سوی دیگر، توزیع کاملاً برابر درآمدها نیز برای اقتصاد مخرب است، زیرا در این صورت میزان ریسک‌پذیری افراد به منظور افزایش ثروت کاهش یافته و انگیزه‌ای برای افزایش بهره‌وری وجود ندارد.
بنابراین به منظور تعیین سطح بهینه نابرابری درآمدی و سیاستگذاری مناسب، اندازه‌گیری سطح نابرابری بسیار اهمیت می‌یابد. برای اندازه‌گیری این متغیر معیارهای متفاوتی وجود دارد اما همه آنها با روش‌های متفاوت میزان پراکندگی توزیع درآمد را تعیین می‌کنند. لازم به توضیح است که مفهوم نابرابری درآمدی با مفاهیمی همچون فقر و عدالت متفاوت است، اگرچه در مقام تحلیل ممکن است این متغیرها با هم ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند ولی به لحاظ استنتاجی کاملاً متفاوت هستند.
توزیع درآمد از دیرباز یکی از مولفه‌هایی بوده که هم به لحاظ تئوریک و هم از منظر سیاستگذاری مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته است. اقتصاددانان کلاسیک از جمله آدام اسمیت، توماس ماتئوس و دیوید ریکاردو از اولین اقتصاددانانی بودند که در این مورد مطالعه و اظهارنظر کردند، اما آنها بیشتر از منظر توزیع درآمد بین عوامل تولید به این موضوع پرداختند.
اقتصاددانان مدرن نیز در این مورد مباحثات و مطالعات بسیاری را انجام داده‌اند، اما نگاه آنها بیشتر به توزیع درآمد بین افراد و خانوارها معطوف بوده است. بخش مهمی از این مطالعات به رابطه بین نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی اختصاص داشته است. این دسته از اقتصاددانان در بررسی‌های خود از معیارهای پیش‌گفته بهره برده‌اند. معیارهای متفاوتی که برای این منظور طراحی و استفاده شده است، همه به دنبال پاسخگویی به یک سوال مشترک هستند و تنها تفاوت آنها میزان دقت و جامعیت آنهاست که در طول زمان افزایش یافته است. در ادامه به معرفی اجمالی این شاخص‌ها پرداخته و سپس به بررسی وضعیت نابرابری درآمدی در ایران خواهیم پرداخت. از میان معیارهای مختلفی که برای اندازه‌گیری نابرابری درآمدی طراحی شده است، شاخص جینی (که تحت عنوان ضریب جینی شناخته شده است)، شاخص 20 /20 و شاخص هوور مهم‌ترین و پرکاربردترین هستند.

نابرابری درآمدی در ایران
index:2|width:300|height:200|align:left نابرابری درآمدی نه‌تنها یک متغیر مهم اقتصادی به منظور سیاستگذاری صحیح اقتصادی است، بلکه از آنجا که ارتباط مستقیم با زندگی توده مردم دارد، یک متغیر مهم سیاسی و اجتماعی نیز محسوب می‌شود. صرف‌نظر از اینکه چه دولتی و با چه تفکر سیاسی روی کار است، از آنجا که توزیع نابرابر درآمد همواره به ترویج اختلاف طبقاتی برداشت می‌شود، همواره یکی از مسائلی است که توده برای ارزیابی عملکرد اقتصادی یک دولت یا جناح در نظر می‌گیرد. گرچه گاهی با سیاست‌های کوتاه‌مدت غیربهینه می‌توان توزیع درآمد را برابرتر کرد، اما بدون تفکر بلندمدت و اتخاذ استراتژی صحیح چنین سیاست‌هایی تنها منجر به بدتر شدن توزیع درآمد در میان‌مدت و بلندمدت خواهد شد. به بیانی ساده، اگر سیاست‌های توزیع درآمد بدون ریشه‌یابی علل واقعی صورت گیرد، نتیجه معکوس خواهد داشت. بین سال‌های 1376 و 1380 ضریب جینی ثابت بوده و در سال 1380 افزایش می‌یابد، اما این افزایش چندان پایدار نبوده و پس از یک‌سال روند کاهشی آن آغاز می‌شود و برای حدود سه سال ثابت می‌ماند. از سال 1386 (سال دوم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) این ضریب شروع به کاهش کرده و سرانجام در سال 1390 به کمترین مقدار خود در طول دوره می‌رسد. این نتیجه‌گیری سطحی با ادعای احمدی‌نژاد مبنی بر توزیع برابرتر درآمد همخوانی دارد، اما بسی جای تامل است.
در بررسی صحت این ادعا باید به چند نکته توجه داشت. اول اینکه ضریب جینی ساده‌انگارانه‌ترین شاخص در ارزیابی توزیع درآمد است. چرا که منحنی لورنز مبنای توزیعی ندارد و نتیجه حاصله تنها پایه تجربی دارد نه مبنای تئوریک. دوم اینکه این شاخص نمی‌تواند به ما بگوید که نابرابری دقیقاً در کجا اتفاق می‌افتد تا بتوان کاهش و افزایش نابرابری را تحلیل کرد. بر اساس نمودار 20 درصد ثروتمندترین افراد جامعه به 20 درصد فقیرترین آنها اگرچه روند مشابهی دیده می‌شود اما در هنگام ثبات شاخص جینی شاهد نوسان شاخص 20 /20 هستیم.
به منظور بررسی صحت نتایج به‌دست آمده در نمودار 1 رشد درآمد سرانه در دوره زمانی مشابه محاسبه شده است. همان‌طور که در این نمودار دیده می‌شود، به‌رغم اینکه در سال 1381 شاهد بیشترین مقدار شاخص جینی بوده‌ایم، درآمد سرانه نیز شاهد بیشترین رشد بوده است و در سال 1386 که روند کاهشی ضریب جینی آغاز شده است رشد درآمد سرانه نیز روند نزولی خود را آغاز کرده است.
از این تحلیل می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که اگرچه در دوره احمدی‌نژاد توزیع درآمد بهبود یافته است اما به چند دلیل نتوانسته تاثیر بلندمدت داشته باشد. اول اینکه به جای اصلاحات صحیح ساختاری و سیاستگذاری مناسب، تنها با سیاست‌های کوتاه‌مدت پوپولیستی توزیع درآمد برای یک دوره کوتاه برابرتر شده و پس از محو اثرات کوتاه‌مدت روند بهبود معکوس شده است. ثانیاً اگر درآمد کل جامعه را کیکی در نظر بگیریم که هر کس برشی از آن را به خود اختصاص می‌دهد، در دوره مذکور اگرچه سهم کیک افراد مساوی‌تر شده اما کل کیک اقتصاد کوچک‌تر شده است. کوچک شدنی که مضرات آن برای قشر کم‌درآمد به مراتب مضرتر است.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید