شناسه خبر : 21088 لینک کوتاه

کارگران راه کدام کشورها را در پیش گرفتند؟

مهاجران

بازار نیروی کار نه‌تنها همیشه بخشی مهم از بحث‌های آکادمیک اقتصاد را به خود اختصاص داده است که در دنیای واقعی هم نقش مهمی در ظهور و سقوط کشورها و ملت‌ها بازی می‌کند.

ایما موسی‌زاده

بازار نیروی کار نه‌تنها همیشه بخشی مهم از بحث‌های آکادمیک اقتصاد را به خود اختصاص داده است که در دنیای واقعی هم نقش مهمی در ظهور و سقوط کشورها و ملت‌ها بازی می‌کند. همان‌طور که دو دهه رشد اقتصادی بی‌بدیل چین به یمن نیروی کار ارزان رقم خورد؛ حالا هم یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش این رشد، نیروی کار است. البته این تنها اثر نیروی کار چین بر اقتصاد جهان نبود، بلکه این منبع توانست حتی شکل اقتصاد جهان را تغییر دهد.
چند صد میلیون نفر نیروی کار ارزان، تعریف تولید در جهان را تغییر داد. برای همین عجیب نیست اگر روند جابه‌جایی این عامل مهم تولید و رشد، با جزییات بسیار رصد می‌شود. همان‌طور که نیروی کار، یکی از مهم‌ترین عوامل رشد اقتصادی در جهان است، مشکلات اقتصادی در کنار عامل بی‌ثباتی و ناآرامی‌های سیاسی، یکی از مهم‌ترین عوامل مهاجرت آن از منطقه /‌کشوری به منطقه و کشور دیگر محسوب می‌شود.
این روند جابه‌جایی اثرات بسیار مهمی هم بر جامعه مبدا و هم مقصد دارد. اگرچه مهاجرت تقریباً عمری به اندازه تاریخ حضور انسان بر زمین دارد اما قابل کتمان نیست. در دهه‌های اخیر، این روند جنس و نوعی متفاوت به خود گرفته است. جنسیت /گروه سنی و حتی هدف مهاجران در دهه‌های اخیر تفاوت‌های چشمگیری را نشان می‌هد. اگر در گذشته، تنها دلیل نقل مکان از یک منطقه‌ /‌کشور به منطقه /کشوری دیگر، نیاز به کار و درآمد بود حالا نیاز به امنیت، آزادی و آینده روشن نیز به این دلایل اضافه شده است.
اگر در گذشته، اکثریت قریب به اتفاق مهاجران را مردانی تشکیل می‌دادند که به‌تنهایی و به امید یافتن کاری برای تامین مالی خانواده خود، ترک خانه و دیار کرده بودند و در نهایت درآمد حاصل از کار را به شهر و کشوری که آن را ترک کرده بودند می‌فرستادند، حالا این مردان نه تنها با خانواده‌های خود عزم مهاجرت می‌کنند، که بخش نه‌چندان اندکی از مهاجران را زنان تنهایی تشکیل می‌دهند که می‌خواهند زندگی خود را در محیطی آزادتر و امن‌تر شکل دهند.
این نوع جدید مهاجرت، خصوصاً بر جامعه میزبان اثرات شدیدی می‌گذارد که تنها اقتصادی نیست. هنجارهای اجتماعی که با این افراد منتقل می‌شود، تغییر ترکیب جمعیتی جامعه میزبان، زیرساخت‌های جدیدی که کودکان و زنان خانواده‌های مهاجر به آن نیاز دارند و نوع تعامل آنها با جامعه جدید، همه و همه چالش‌های مهمی هستند که اگر به درستی مدیریت نشوند می‌توانند خسارات جبران‌ناپذیری را برای جامعه میزبان به همراه داشته باشند (البته خسارت دیدن جامعه‌ای که نیروی کار مهاجر در حال ترک آن است، جای بحث ندارد). البته آن‌گونه که در وهله اول به نظر می‌رسد، این رابطه‌ای یک‌طرفه به نفع مهاجر نیست بلکه جوامع میزبان هم که اغلب کشورهای توسعه‌یافته یا اقتصادهای نوظهور هستند نیز، از این روند مهاجرت سود مهمی می‌برند.
افزایش میانگین سنی در این کشورها به مرحله خطرناکی رسیده است و این کشورها نه تنها به نیروی کار جدید، که به نسل جوانی در سن باروری هم نیاز دارند. در واقع این جریان مهاجران، قرار است سودی دوجانبه را به همراه داشته باشد، اما این مهم، بدون شناخت دقیق این گروه ممکن نخواهد بود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید