شناسه خبر : 20677 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

دولت یازدهم باج تحریمی نمی‌دهد

سعید لیلاز
در بحث تعلیق تحریم‌های ایران نخستین نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که بیش از 95 درصد از تحریم‌های اعمال‌شده علیه جمهوری اسلامی ایران، تحریم‌های یکجانبه و فرامرزی است که به هیچ وجه جنبه بین‌المللی ندارد و ایالات متحده آمریکا به تنهایی آن را بر ایران اعمال کرده است. بنابراین باید میان این دو مصرع یعنی تحریم‌های اعمال‌شده از سوی سازمان ملل متحد و همچنین تحریم‌هایی که از سوی آمریکا بر اقتصاد ایران تحمیل شده است تمایز قائل شویم. باید توجه داشته باشیم که قدرت مانور جمهوری اسلامی و ملت ایران در رابطه با تحریم‌های اعمالی سازمان ملل بسیار کمتر از شرایط تحمیلی آمریکاییان است چرا که در مورد نخست اجماع بین‌المللی علیه ما شکل می‌گیرد که به راحتی قابل از بین رفتن نیست. هرچند نیز که اعتقاد دارم اگر ما در هشت سال گذشته سیاست خارجی‌مان را بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحتی که مورد نظر مقام معظم رهبری است پیگیری می‌کردیم هرگز با این شکل از تحریم‌های جهانی مواجه نمی‌شدیم و اجماعی علیه اقتصادمان شکل نمی‌دادیم. متاسفانه ما با طرح شعارهایی خالی و بی‌محتوا که خود دولت نیز اعتقاد چندانی به آن نداشت وارد وادی تحریم‌ها شدیم و به شکل‌گیری اجماع جهانی علیه اقتصاد کشورمان کمک کردیم. بنده نیز با دیدگاه‌های رهبر انقلاب موافق هستم که اساساً در مقوله تحریم‌ها، جامعه جهانی در کار نیست و عنوان جامعه جهانی یک دروغ بزرگ است که از سوی آمریکایی‌ها برای پیشبرد اهداف‌شان مطرح شده است. باید در نظر داشته باشیم که وضعیت فعلی اقتصاد کشور نیز نتیجه عملکرد آقای احمدی‌نژاد و دولت‌های نهم و دهم است و‌الا آمریکا کشورهای بسیاری را مورد تحریم‌های یکجانبه خود قرار داده است بدون اینکه اجماع جهانی علیه آنها شکل گیرد. کشورهایی مانند کره شمالی و یا حتی فرانسه، چین و یا ژاپن. بر اساس آماری که چندی پیش مطالعه کردم بالغ بر 73 کشور جهان به صورت کامل و یا بخشی مورد تحریم آمریکایی‌ها قرار گرفته‌اند و اینکه با گذشت 35 سال از تحریم‌های آمریکا علیه ایران این تحریم‌ها حالا به نتیجه رسیده است نیز به دلیل سیاست‌های نادرست دولت‌های نهم و دهم است و نه هوشمندی و ذکاوت آمریکایی‌ها. آمریکا در مجموع یک قدرت بزرگ اقتصادی رو به افول است اما ایران کشوری است با جایگاه ژئوپولتیک، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بسیار مهم در جهان. با وجود اینکه پس از جنگ جهانی دوم 50 درصد از تولید ثروت جهان در آمریکا شکل گرفت این میزان در حال حاضر به حدود 19 تا 20 درصد کاهش پیدا کرده است. علاوه بر این آمریکا با وجود همه حوزه نفوذی که داشت نمی‌توانست اجماع جهانی را برای اعمال تحریم‌های ایران شکل دهد که متاسفانه این فرصت از سوی دولت‌هایی که در هشت سال اخیر بر سر کار بودند در اختیارش قرار گرفت. دولت‌های پیشین نیز مطمئناً از سوی کشورهای غربی تحت فشار بودند اما خوشبختانه با سیاستی خردمندانه اجازه ندادند که اقتصاد کشور تحت این فشارها قرار گیرد. به طور مثال ما توانستیم در سال 75 با تدبیر مسوولان نظام قانون داماتو را که مانند تحریم‌های فعلی با دلایل غیرمنطقی اعمال شده بود دور بزنیم و با شرکت‌های مهمی چون توتال فرانسه، انی ایتالیا، گازپروم روسیه و استات اویل نروژ قراردادهای مهمی را منعقد کنیم. ما زمانی توانستیم از دایره سیاست‌های ضد‌ایرانی غرب خارج شویم که اراده کشور به صورت یکپارچه حول محور تنش‌زدایی متمرکز بود و وقتی برای طرح موارد غیر‌معقولانه نداشت. در آن زمان ما زمانی برای اینکه بخواهیم هولوکاست را دروغ بپنداریم و یا شعار محو شدن اسرائیل از نقشه روزگار را سر دهیم، نداشتیم. شاید مهم‌ترین دلیلی که تحریم‌های آمریکایی‌ها در سالیان گذشته به ثمر نمی‌رسید نیز پیگیری همین سیاست‌های عاقلانه و منطقی بود. مطمئناً اگر در دولت‌های نهم و دهم نیز دیپلماسی ایران حول محور عزت، حکمت و مصلحت و اولویت قرار دادن هسته‌ای شدن جمهوری اسلامی بدون طرح شعارهای غیرواقعی متمرکز بود ما با شرایط دشوار اقتصادی مواجه نمی‌شدیم. در شرایط فعلی نیز به طور حتم با تغییر سیاست‌های دولت ما می‌توانیم تحریم‌ها را کمرنگ کنیم، بدون اینکه نیاز باشد سر سوزنی از برنامه‌های هسته‌ای‌مان عقب‌نشینی کنیم و یا به خواسته‌های کشورهای غربی تن در دهیم. نکته بعدی اینکه باید توجه داشته باشیم که سیاست‌های اقتصادی ما در داخل کشور کمک بسیار زیادی به پیشبرد تحریم‌های غرب کرده است. یعنی زمانی که درجه وابستگی ایران به دلارهای نفتی از 35 میلیارد دلار سال 83 به 100 میلیارد دلار در سال 90 افزایش پیدا کرد و در طول کمتر از هفت سال سه برابر شد ما به موفقیت خواسته‌های غرب برای تحت فشار قراردادن اقتصاد کشورمان یاری رسانده‌ایم. این در حالی است که اگر ما بر اساس آهنگی که در برنامه چهارم توسعه پیش‌بینی و برنامه‌ریزی شده بود پیش می‌رفتیم تحریم‌های آمریکا به هیچ وجه به این صورت اقتصاد ما را مورد هجمه قرار نمی‌داد. با این وجود اگر دولت آقای روحانی سیاست اقتصادی درستی را در پیش گیرد و با هدف کنترل تورم و بر‌مبنای برنامه رشد اقتصادی را تنظیم کند قطعاً وضعیت اقتصادی کشور از حالت فعلی آن خارج می‌شود. رئیس‌جمهور منتخب نباید بخواهد تورم را از طریق تزریق دلارهای نفتی سرکوب کند. البته همین حالا هم سیاست‌های آقای روحانی در جهت دور زدن تحریم‌ها در حال اجراست. موضع‌گیری‌ها و اعلام برنامه‌های ایشان و در یک کلام اتخاذ سیاست معقول اقتصادی و حرف حساب‌زدن‌های‌شان موجب شده است کنگره آمریکا از مواضع پیشین خود عقب‌نشینی کند. با طرح دیدگاه‌های آقای روحانی ما توانستیم عرصه روابط عمومی جهان را از دولت آمریکا بگیریم؛ عرصه‌ای که دولت‌های نهم و دهم آن را با حرف‌های نامربوط و بی‌حساب و کتاب زدن و شعارهای توخالی سر دادن به آمریکایی‌ها واگذار کرده بودند. آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که در دولت یازدهم دیگر از این خبرها نیست و دولتی با پشتوانه رای مردم بر سر کار آمده است که به دنبال تعامل با جامعه جهانی و جلوگیری از تضییع حقوق خود است. جنبش مدنی «نه به تحریم» که اخیراً شکل گرفته است نیز معلول همین انتخاب بزرگ مردم ایران است. مطمئناً شما در چند ماه گذشته نمی‌توانستید حرفی از شکل‌گیری این‌گونه جنبش‌ها بزنید. اما در حال حاضر مردم ایران با انتخاب خود، صحنه بین‌المللی را کاملاً منقلب کرده‌اند و این نیروی اراده بزرگ مردم ایران است که طرف‌های غربی را وادار به پذیرش خواسته‌هایشان خواهد کرد. در همین اثنی نیز آقای روحانی با اتخاذ سیاست اصولی در سیاست خارجی و یک سیاست اقتصادی معقولانه می‌تواند تحریم‌ها را خنثی کند به گونه‌ای که آمریکایی‌ها وادار شوند تا از اعمال تحریم‌های یکجانبه‌شان عقب‌نشینی کنند. این دولت برخلاف دولت پیشین اجازه نمی‌دهد غربی‌ها کلامی از تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای ایران بر زبان بیاورند و اساساً وارد این عرصه شوند. بنده از جمله افرادی هستم که به شدت با تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای‌مان مخالفت می‌کنم چرا که معتقدم این پروژه یک پروژه ملی است که نه فقط به نظام جمهوری اسلامی بلکه به کشور ایران تعلق دارد. 22 سال از این پروژه ملی در رژیم سابق بوده است که پس از پیروزی انقلاب نیز روند پیشرفت و توسعه آن ادامه پیدا کرده است و ما اجازه نداریم که حکم به تعطیلی آن بدهیم. سیاست‌های غیر‌منطقی آقای احمدی‌نژاد بود که موجب شد ما تا آستانه تعطیلی برنامه هسته‌ای‌مان پیش رویم و بخواهیم به امپریالیسم جهانی باج دهیم اما در دولت یازدهم از این خبرها نیست.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید