شناسه خبر : 18026 لینک کوتاه

ترجمه و تلخیص بخشی از مقاله «اقتصاد رفتاری، مصرف و سوءمصرف مواد مخدر»

افق کوتاه اعتیاد

اقتصاد رفتاری به صورت گسترده‌ای در زمینه استفاده از مواد مخدر به کار گرفته شده است.

جیلی ای تاکر، استاد مدرسه بهداشت عمومی در دانشگاه آلاباما
اقتصاد رفتاری به صورت گسترده‌ای در زمینه استفاده از مواد مخدر به کار گرفته شده است. این چشم‌انداز، توجه را به سمت بررسی این مساله که چگونه الگوهای مصرف و سوءمصرف مواد مخدر طی یک بازه زمانی طولانی، به عنوان تابعی از تغییرات پس‌زمینه محیطی اطراف، ظاهر می‌شوند و توسعه و تغییر پیدا می‌کنند، هدایت می‎کند. این پژوهش، حول سه سوال تجربی اصلی متمرکز شده است.
چگونه ترجیحات مصرف مواد مخدر با تغییر در محدودیت‎های مستقیم بر دسترسی به مواد، تغییر می‎کند (برای مثال از طریق افزایش قیمت و یا محدودیت عرضه)؟ مطالعات از این دست، محدودیت دسترسی مستقیم به مواد مخدر را دستکاری می‎کند و سپس چگونگی تغییر ترجیحات مصرف مواد مخدر را، معمولاً در حالی که دسترسی به فرصت فعالیت‎های دیگر ثابت است، اندازه‌گیری می‎کند.
چگونه ترجیحات مصرف مواد مخدر، با تغییر در محدودیت دسترسی به سایر فعالیت‎های باارزش تغییر می‎کند (برای نمونه کار، اوقات فراغت، یا صرف زمان با یک دوست)؟ این نوع مطالعات، دسترسی به مصرف مواد مخدر را ثابت نگه می‎دارد و دسترسی به انگیزه‌های جایگزین و محدودیت‌های آن را دستکاری می‎کند (برای مثال پول، آب، غذا، و یا فرصت‎های تعامل اجتماعی)، و سپس ترجیحات مصرف مواد مخدر را اندازه می‎گیرد.
وقتی که مصرف‎کنندگان، بین نتایج متفاوت در میزان و تاخیر در هنگام دریافت خروجی‌ها، انتخاب می‎کنند، چگونه تخصیص رفتاری تغییر می‎کند؟ چنین مطالعاتی درباره «انتخاب بین‌دوره‌ای» پیچیده‎تر است و ترجیحات مصرف مواد مخدر را تحت شرایط تجربی که مقادیر متغیری از مواد مخدر، کالاهای دیگر، و یا هر دو را در دسترس قرار می‌دهد، ارزیابی می‎کند.
در ادامه، سه موضوع کلی که به خوبی پشتیبانی و از سوالات مطرح‌شده در بالا منتج شده‌اند، وجود دارد. اول، ترجیحات مصرف مواد مخدر با ویژگی‌های پس‌زمینه محیطی اطراف تغییر می‎کند. به طور خاص، ترجیحات مصرف مواد مخدر به صورت معکوس با محدودیت دسترسی به مواد مخدر و به شکل مستقیم با محدودیت‎های دسترسی به پاداش‎های جایگزین، تغییر می‎کند. علاوه بر این، رابطه اخیر احتمالاً در محیط‌های معمول مهم‎تر نیز هست، جایی‎که فرصت‎های استفاده از مواد مخدر فراوان و نسبتاً ثابت است، در حالی‎که دسترسی به پاداش‎های جایگزین، از تغییرات بیشتری برخوردار است.
دوم، ارزش تمام پاداش‎ها، زمانی‌که دسترسی به آنها قریب‌الوقوع می‌شود، به شدت افزایش می‎یابد؛ یا به عبارت دیگر، ارزش پاداش، با تاخیر فزاینده نسبت به در دسترس بودن، کاهش می‌یابد. تغییر در ارزش پاداش به عنوان تابعی از تاخیر، «تنزیل زمانی» نامیده می‌شود، و به طور‎کلی، رابطه به خوبی در اقتصاد رفتاری و کاربردهای مربوط به مصرف مواد مخدر مورد تحقیق قرار گرفته است. این کار نشان می‌دهد یک تابع هذلولی‌شکل به خوبی با داده‎ها منطبق است، که بدین معنی است که نرخ تنزیل در تاخیرهای کوتاه‎تر از تاخیرهای طولانی‎تر، بیشتر است. بنابراین، یک افزایش ناگهانی در ارزش پاداش در مدت کوتاهی قبل از در دسترس بودن پاداش وجود خواهد داشت، و ترجیحات، بدون اهمیت به اینکه چقدر پاداش بزرگ‌تر بعدی ممکن است وقتی ‎که نقطه انتخاب به لحاظ زمانی دورتر باشد، ترجیح داده شود، به نفع یک پاداش در دسترس فوری، تغییر خواهند کرد. این تابع تنزیل تجربی برای درک الگوهای رفتاری اعتیادآور (که شامل تغییرات ناگهانی در ترجیحات مصرف مواد مخدر یا هوشیار باقی ماندن می‌شود) بسیار مهم است. حتی اگر فرد معتاد، در بیشتر اوقات بسیار مشتاق باشد که مصرف مواد مخدر را ترک کند (به عنوان مثال، به دلیل مشکلات زناشویی یا کاری)، ترجیحات مصرف مواد مخدر و بهبود عملکرد سلامت زندگی، در طول زمان به عنوان تابعی ساده از تاخیر در دسترس ‎بودن پاداش، تغییر می‎کند. تنزیل زمانی همچنین درباره اینکه چرا تغییر رفتارهای اعتیاد‎آور خیلی مشکل هستند، سخن می‌گوید: فرد اکنون باید کاری را انجام دهد (به عنوان مثال، ترک نوشیدن الکل) تا «پرداخت» در زمانی در آینده انجام شود (به عنوان مثال بهبود روابط یا عملکرد شغلی)، اما ارزش آن نتیجه دوردست، اکنون از زمانی که در آینده آن نتیجه دریافت می‎شود، کمتر است.
سوم، افراد به اندازه تنزیل پاداش‌های آتی، از خود تفاوت نشان می‎دهند. هرچه درجه تنزیل زمانی‎شان بیشتر باشد، آنها بیشتر پاداش‎های فوری را ترجیح می‎دهند. آمایش‎های تجربی متداول، شرکت‎کنندگان را بر آن می‌دارد تا انتخاب‎های تکراری بین مقدار فرضی‎ پول در دسترس طی محدوده گسترده‌ای از تاخیرات انجام دهند، و داده‎ها به خوبی بر تابعِ تنزیل هذلولی که رابطه بین ارزش پاداش و تاخیر را نشان می‎دهد، منطبق است.
با استفاده از این رویکرد، یافته‌های قوی این است که مصرف‎کنندگان مواد مخدر، نسبت به غیرمعتادان، درجات بالاتری از تنزیل زمانی را نشان می‎دهند. تنزیل بیشتر در میان مصرف‎کنندگان مواد مخدر نشان می‎دهد الگوهای تخصیص رفتاری این افراد، طی «افق‌های زمانی» نسبتاً کوتاه‎تری سازمان یافته است. مطالعات علوم طبیعی، روابط مشابهی بین استفاده از مواد مخدر و متغیر مشابه به لحاظ مفهومی «چشم‌انداز زمان» پیدا کرده‌اند، که گستره‌ای را منعکس می‌کند که مردم زندگی‎شان را نسبت به گذشته، حال، یا آینده جهت‌دهی می‎کنند. اینکه آیا تنزیل بیشتر و افق زمانی کوتاه‎تر، علت یا معلول سوءمصرف مواد مخدر هستند، نامعلوم است. با این حال، درجه تنزیل ممکن است دارای ارزش پیش‎آگاهی برای تعیین سطح در معرض خطر بودن یک فرد برای توسعه مشکلات مربوط به مصرف مواد مخدر، یا برای از سرگیری سوءمصرف پس از تلاشی راسخ باشد.
اقتصاد رفتاری توجه را به سمت درک ترجیحات وابسته به پس‌زمینه برای مصرف و سوء‎مصرف مواد مخدر هدایت می‎کند، که در آن «پس‌زمینه» به معنای روابط موقت میان در دسترس ‎بودن، و محدودیت دسترسی به عوامل مرتبط و غیرمرتبط با مواد مخدر است. چشم‌انداز در نتیجه نشان می‎دهد مداخلات باید تغییرات مفید ایجاد کنند، اگر آنها 1- دسترسی به مواد با کاربری سوءمصرف را کاهش دهند، 2- دسترسی به فعالیت‎های جایگزین باارزشی را که با مصرف و سوءمصرف مواد مخدر ناسازگار هستند، افزایش دهند و 3- تنزیل زمانی را کاهش دهند و محدوده افق زمانی‎ای را که معتادان الگوهای رفتاری خود را سازماندهی می‎کنند، گسترش دهند. نمونه‌هایی از این سه استراتژی را می‎توان در ادبیات پیشگیری و درمان یافت، و توسعه بیشتر آنها، نویدبخش بهبود استراتژی‎ها و نتایج مداخله‌ای است.
اولین استراتژی در کاهش در کشیدن سیگار و نوشیدن الکل که در پی افزایش قیمت در شرایط مرزی خاص رخ می‎دهد، خلاصه می‌شود. افزایش قیمت‎ها، به این سمت متمایل است که در کاهش تقاضای مصرف الکل و سیگار افرادی که عادات‌شان کمتر شکل گرفته است، بیشتر اثرگذار باشد. علاوه بر این، در صورتی که افزایش قیمت بیش از حد زیاد باشد، مشوق‎های اقتصادی برای توسعه بازار سیاهی که تاثیرات کاهش تقاضای ناشی از افزایش قیمت متعادل‎تر را از بین می‎برد، ایجاد می‎شوند.
استراتژی دوم به دنبال کاهش تقاضا برای استفاده از مواد مخدر به‌وسیله «غنی‌سازی» محیط اطراف با فعالیت‎های جایگزینی است که رقیب مصرف مواد مخدرند و یا با آن ناسازگارند.
نمونه‌های استراتژی سوم کمتر واضح هستند، اما محتمل است برنامه‎های خاص با اثربخشی مثبت، تنزیل زمانی را کاهش دهد و افق زمانی را که معتادان الگوهای رفتاری خود را حول آن سازماندهی می‎کنند، گسترش دهد. اقتصاد رفتاری پیشنهاد می‌کند که حل مشکل، باید با مداخلاتی که تاثیر حوادث آینده بر رفتار حاضر را افزایش می‌دهد، تسهیل شود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید