شناسه خبر : 1723 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

غلامعلی ثبات می‌گوید: مهم‌ترین عامل استقبال مردم از پوشش‌های بیمه‌ای، رضایت از کیفیت خدمات است

چهارضلعی استفاده از بیمه‌های بازرگانی

در جامعه امروز پویا شدن صنعت بیمه یکی از مولفه‌های پیشرفت اقتصادی کشورها محسوب می‌شود. شاخص پویایی صنعت بیمه، کمیت و کیفیت پوشش‌های بیمه‌ای است که شرکت‌های بیمه به بیمه‌گذاران ارائه می‌کنند.

در جامعه امروز پویا شدن صنعت بیمه یکی از مولفه‌های پیشرفت اقتصادی کشورها محسوب می‌شود. شاخص پویایی صنعت بیمه، کمیت و کیفیت پوشش‌های بیمه‌ای است که شرکت‌های بیمه به بیمه‌گذاران ارائه می‌کنند. هر اندازه پوشش بیمه‌نامه‌های صادره در رشته‌های مختلف بیمه‌ای گسترده‌تر و مقدار حق بیمه دریافتی کمتر باشد شاخص کمی خدمات بیمه‌ای شرکت بیمه بالاتر و هرچه که شرکت بیمه تعهدات خود را به موقع و به اندازه انجام دهد کیفیت خدمات بیمه از نظر بیمه‌گذار مطلوب‌تر خواهد بود و موجب افزایش نفوذ بیمه در جامعه می‌شود. متاسفانه به دلیل عدم رعایت ضوابط و استانداردهای ایمنی، حوادث و خسارات جاده‌ای، ساختمانی، کارگاهی، پزشکی و... آمار بالایی در ایران دارند. اغلب این حوادث علاوه بر آنکه موجب وارد شدن خسارت به مال و جان شهروندان می‌شود برای مقصران حوادث نیز ایجاد مسوولیت می‌کند و اهمیت توجه به خدمات شرکت‌های بیمه (بیمه‌های بازرگانی) را که طیف گسترده‌ای را در برمی‌گیرد افزون‌تر می‌کند. با این حال به‌رغم افزایش سطح آگاهی شهروندان و سرعت اطلاع‌رسانی در زمینه‌های مختلف اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و...، ارزیابی‌های کارشناسی حاکی از این است که مردم استقبال لازم از این نوع بیمه‌ها نمی‌کنند و اهمیت بیمه‌های بازرگانی و نقش موثر آنها در زندگی شخصی و شهروندی برای تعداد زیادی از مردم محرز نشده است. غلامعلی ثبات، عضو منتخب رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در شورای عالی بیمه، عوامل چهارگانه‌ای را در عدم استقبال مردم از بیمه‌های بازرگانی برمی‌شمرد. به اعتقاد وی، سطح آگاهی مردم از پوشش‌های بیمه‌ای و به‌موازات آن شناخت از ریسک‌های زندگی و فعالیت، توان مالی، میزان اعتماد آنها به شرکت‌های بیمه‌ای و رضایت از کیفیت خدمات آنها و در نهایت اعتقاد و نگرش‌های قضا و قدری مردم، از جمله عواملی هستند که در ضریب نفوذ بیمه‌های بازرگانی در میان مردم تاثیر گذاشته است.

در حال حاضر بیمههای بازرگانی یا خدمات شرکتهای بیمه چه جایگاهی در جامعه دارند؟

به نظرم پیش از پاسخ به این سوال باید به تقسیمبندی بیمهها اشاره کنم. بهطور کلی سه دسته نظام بیمهای شامل نظام بیمههای بازرگانی، نظام بیمههای اجتماعی که به تامین اجتماعی معروف است و نظام بیمههای تعاونی و متقابل در کشور داریم. مهمترین ویژگی بیمههای بازرگانی آن است که انگیزه اصلی عرضهکنندگان بیمههای بازرگانی سودآوری است، اغلب قریب به اتفاق بیمههای بازرگانی اختیاری هستند و دولت سهمی در پرداخت حق بیمهها ندارد و کل حق بیمه را بیمهگذار پرداخت میکند. بهعلاوه، بیمههای بازرگانی نیازمند فضای کسبوکاری هستند که دولت باید به نحو مطلوبی برای شرکتهای بیمه آماده کند. همچنین دولت ضمن آنکه باید نظارتهای موثری بر فعالیت شرکتهای بیمه داشته باشد نباید در این نوع بیمهها دخالت عملیاتی داشته باشد. در حال حاضر نظارت بر این نوع بیمهها بر عهده بیمه مرکزی است و مقررات لازم هم در شورای عالی بیمه تصویب و به شرکتهای بیمه ابلاغ میشود. از سوی دیگر بیمههای اجتماعی عامل اجرای وظایف حمایتی دولت برای حفظ زندگی و سلامت مردم در قبال حوادث و اوضاعی است که روال عادی آحاد جامعه را تهدید میکند. دولت بر اساس قانون موظف است مردم را در مقابل خطراتی که زندگی عادی آنها را تهدید میکند و خیلی ربطی به نوع فعالیت، وضع اقتصادی و شیوه کار و فعالیت افراد ندارد حمایت کند. خطراتی مثل بیماری، حادثه، بازنشستگی و... . دولت برای انجام این وظیفه نظامهایی مانند بازنشستگی، تامین اجتماعی و خدمات درمانی را مستقر کرده است. بیمههای تعاونی و متقابل هم شباهت زیادی به بیمههای بازرگانی دارند اما مکانیسم مشارکت بیمهگذاران در پرداخت حقبیمهها و اداره بنگاهها فرق میکند یا ممکن است بیمهگذار مانند سهامدار در سود و زیان شرکت بیمه سهیم باشد. در کشور ما بیمه تعاونی به مفهومی که مرتبط با تعریف تعاون باشد، نداریم اما دو شرکت بیمه با مکانیسم متقابل در مناطق آزاد فعالیت میکنند. البته یک شرکت بیمه با عنوان تعاون هم داریم که به خاطر این است که موسس اصلی آن وزارت تعاون بوده و سهامداران آن هم تعاونیهای سراسر کشور هستند ولی ساختار و مکانیسم تصمیمگیری آن مثل بقیه شرکتهای بیمه است و بیمه تعاونی محسوب نمیشود. با توجه به اینکه موضوع این مصاحبه بیمه بازرگانی است باید به این نکته اشاره کرد که در حال حاضر 30 شرکت بیمهای در کشور داریم که از میان آنها چهار شرکت در مناطق آزاد فعالیت میکنند. دو شرکت خاص بیمههای اتکایی است و بقیه شرکتهای بیمه مستقیم هستند که آحاد مردم با آنها سروکار دارند و برای فروش محصول با هم در حال رقابت هستند. در کنار همه آنها یک نهاد نظارتی به نام بیمه مرکزی وجود دارد که طبق قانون موظف است بر فعالیت شرکتهای بیمه نظارت کند و یکی از ارکان آن شورای عالی بیمه است که مرجع تقنینی یا تصویب مقررات صنعت بیمه کشور محسوب میشود. بیمه مرکزی بهعنوان ناظر و سیاستگذار صنعت بیمه، هر سیاستی را که بخواهد اجرا کند باید در قالب مقرراتی طراحی کند و به تصویب شورای عالی بیمه برساند و در نهایت آن را به شرکتهای بیمه ابلاغ کند. علاوه بر این نهادهای دیگری اعم از نهادهای صنفی و جانبی در صنعت بیمه وجود دارد؛ مانند صندوق تامین خسارتهای بدنی، سندیکای بیمهگران ایران، انجمنهای صنفی نمایندگی،کارگزاری، ارزیابان خسارات و غیره.

بیمههای بازرگانی چه مزیتهایی برای بیمهگذاران دارد؟

هر شخصی در هر سطحی از معیشت و فعالیت، در معرض وقوع رویدادهایی است که خودش بهتنهایی نمیتواند عواقب آنها را تحمل یا جبران کند. بنابراین برای اینکه نگرانی خودش را در قبال این رویدادها برطرف کند، متوسل به سیستم بیمه میشود. مکانیسم بیمه به این صورت است که افرادی را که در معرض یک ریسک همگن و مشابه هستند دورهم جمع میکند، هر کدام از این افراد مبلغی را بهعنوان حقبیمه پرداخت میکنند، این پولها جمع میشود و اگر به هر یک از افرادی که دارای ریسک همگن هستند، خسارتی وارد شود، از محل آن پول، خسارات جبران میشود. در اصل ایده اصلی بیمه این است که مردم از طریق همیاری گروهی به کمک افرادی بشتابند که در شرایط دشوار قرار گرفتهاند. بنابراین، مردم به خاطر تامین آتیه خودشان در قبال رویداد و حوادثی که ممکن است روال زندگیشان را به هم بریزد، نیاز به پوششی به نام بیمه دارند. در عین حال با آنکه این مفهوم بیمه ساده به نظر میرسد، اما انواع مختلف بیمه، نحوه محاسبه حقبیمه و انعقاد قرارداد و نحوه پرداخت خسارت دارای پیچیدگیها و ظرایف خاص خود است و حرفه بیمهگری بسیار تخصصی استindex:1 .

با توجه به اینکه در بیمههای بازرگانی بیمهگذار به میل خود و آزادانه به تهیه انواع پوششهای بیمهای اقدام میکند، شرکتهای بیمهگر تا چه اندازه توانستهاند مردم را برای استفاده از این نوع بیمهها ترغیب کنند؟

الان به جز بیمه شخص ثالث وسایل نقلیه و البته تا حدودی بیمههای باربری وارداتی، بقیه بیمهها اختیاری است. اما اقبال مردم به شرکتهای بیمه تحت تاثیر چند عامل است: یک عامل، میزان آگاهی و شناخت مردم از پوششهای بیمهای است و بهموازات آن شناخت از ریسکهایی است که کار و زندگی آنها را تهدید میکند. در واقع اگر مردم ریسکهای خود را نشناسند و از پوششهای بیمهای مطلع نباشند میزان استقبال آنها از خدمات بیمهای هم کم خواهد بود. نکته دوم این است که بعد از اینکه مردم ریسکهای خود را شناختند و از پوششهای بیمهای هم خبردار شدند باید توان مالی لازم را برای خرید بیمهنامه داشته باشند. سومین پارامتر موثر در رابطه با استقبال مردم از پوشش بیمهای، میزان اعتماد آنها به شرکتهای بیمه و رضایت آنها از کیفیت خدمات است. این موضوع به کیفیت عملکرد شرکتهای بیمه و گرایش و نگرش جامعه نسبت به شرکتهای بیمه بستگی دارد. چهارمین عامل به اعتقاد و نگرشهای بدوی آحادی از مردم بستگی دارد که علیالاصول ممکن است بر اساس قضا و قدر زندگی کنند و به استفاده از بیمه اعتقادی نداشته باشند. در مجموع، استقبال یا عدم استقبال مردم از پوششهای بیمهای شرکتها به این عوامل چهارگانه بستگی دارد. اما روشن است که مهمترین عامل در استقبال از پوششهای بیمهای، کیفیت خدمات شرکتهای بیمه و میزان رضایت مردم از آنها و چگونگی اعتماد به این بنگاههاست.

آیا راهکاری وجود دارد که نگرش مردم را در جهت استقبال از بیمههای بازرگانی تغییر دهد؟

وقتی که راجع به صنعت بیمه صحبت میکنیم باید این نکته را مدنظر قرار داد که این صنعت مجموعهای از رشتههای مختلف بیمه است که ماهیتهای بسیار متفاوتی دارند و هر نوع بیمه دارای بیمهگذاران، بازار هدف و شرایط عمومی متفاوتی است. بنابراین، نمیتوان نسخه یکسانی برای ترویج همه آنها ارائه کرد. برای مثال، محتوای پوشش، ویژگی بیمهگذاران و بازار بیمه هواپیما خیلی با بیمه شخص ثالث وسایل نقلیه متفاوت است و برای استقبال و استفاده از پوششهای بیمهای هر کدام از این بیمهها، باید روشهای متفاوتی را به کار برد. اگر بخواهیم یک روش فراگیر و کلی را برای همه بیمهها پیشنهاد بدهیم، میتوان به این نکته اشاره کرد که چون خرید بیمه، انعقاد یک قرارداد به نسبت پیچیده حقوقی است و در این قرارداد مفاهیمی مطرح میشود که اغلب بیمهگذاران اشراف کافی نسبت به آنها ندارند، بهتر و شاید لازم است که خرید بیمه از طریق واسطههای بازار بیمه به خصوص کارگزاران بیمه انجام شود. در بازار بیمه دو نوع واسطه خرید بیمه وجود دارد؛ نمایندگی شرکت بیمه که فقط برای همان شرکت، بیمه میفروشد و کارگزار بیمه که میتواند سراغ همه شرکتهای بیمه برود و برای بیمهگذار پوشش مناسب را با قیمت منصفانه خریداری کند. بنابراین، اگر رویکردی اتخاذ شود که خرید بیمه و حتی دریافت خسارت از طریق کسانی انجام شود که به مفاهیم بیمه، ساختار بازار و کیفیت خدمات شرکتهای بیمه آگاه هستند، خیلی کمک میکند که مردم به پشتوانه واسطه خرید بیمه و دریافت خسارت، کمتر نگران دریافت بیمهنامهای باشند که کیفیت مطلوب را نداشته است یا اینکه موقع دریافت خسارت نتوانند در کمترین زمان و به میزان کافی خسارت دریافت کنند. از طرف دیگر در حالی که واسطههای بازار بیمه هنوز جایگاه لازم را در حمایت از بیمهگذار ندارند، مهمترین ابزار شرکتهای بیمه در جذب مشتری، کاهش هرچه بیشتر حق بیمه است حتی اگر همراه با کاهش تعهدات بیمهنامه یا کم کردن خسارت قابل پرداخت باشد. البته، شرکتهای بیمه تلاش میکنند تا به مردم ثابت کنند که شرکتی توانمند و توانگر در ارائه خدمات بیمه هستند و به تعهدات خود در زمان مقرر عمل خواهند کرد. در عین حال نکته اصلی این است که معمولاً بیمهگذارانی که به شرکتهای بیمه مراجعه میکنند، موقع خرید بیمه به نحو کافی نسبت به بیمهنامهای که خریداری کردهاند توجیه نمیشوند و شرایط بیمهنامه را نمیخوانند یا برخی از مفاهیم بیمهنامه برای آنها نامشخص است؛ در این میان وقتی حادثهای اتفاق میافتد حتی اگر مقدار خسارتی که شرکت بیمه بهدرستی و بر اساس مفاد بیمهنامه به بیمهگذار پرداخت میکند با انتظارات او فاصله داشته باشد نارضایتی بیمهگذار را به دنبال خواهد داشت. البته برخی مواقع حق واقعی بیمهگذار برای دریافت خسارت بیشتر از میزانی است که شرکت بیمه پرداخت کرده و این وضعیت باعث ایجاد اختلاف بین بیمهگر و بیمهگذار خواهد شد. برای حل این اختلافها میتوان از شیوههای داوری یا رجوع به بیمه مرکزی استفاده کرد یا برای شکایت از شرکت بیمه به دادگاه مراجعه کرد. در عین حال بهتر است که اختلافات بین شرکت بیمه و بیمهگذار درون صنعت بیمه حلوفصل شود تا اینکه از طریق مراجع خارج از صنعت بیمه که خیلی به مباحث بیمه اشراف ندارند، موضوع اختلاف پیگیری بشود

خرید بیمه، ‌ انعقاد یک قرارداد به نسبت پیچیده حقوقی است و در این قرارداد مفاهیمی مطرح می‌شود که اغلب بیمه‌گذاران اشراف کافی نسبت به آنها ندارند، بهتر و شاید لازم است که خرید بیمه از طریق واسطه‌های بازار بیمه به خصوص کارگزاران بیمه انجام شود.
.

تجربه کشورهای موفق در زمینه بیمههای بازرگانی به چه صورت است؟

پیشتاز صنعت بیمه در دنیا و باسابقهتر از همه، انگلستان است. در کنار آن کشورهای آمریکا و در آسیا ژاپن بسیار در صنعت بیمه پیشرفته هستند. معیار مقایسه صنعت بیمه کشورها با یکدیگر، نسبت حقبیمه تولیدی به تولید ناخالص داخلی کشور است که این شاخص بهعنوان شاخص نفوذ بیمه معروف است. منتها این شاخص معیار خیلی دقیقی برای مقایسه کشورها نیست. چون نقش بیمههای اجتماعی در خیلی از کشورها متفاوت است، در کشورهایی که نقش بیمههای اجتماعی کمتر است، حضور بیمههای بازرگانی پررنگتر است و در کشورهایی مانند ایران که تامین اجتماعی پوشش گستردهای دارد، پوشش بیمههای بازرگانی نقش کمتری دارد. ضریب نفوذ بیمه در ایران حدود دو درصد است که در مقایسه با کشورهای پیشرفته وضعیت خوبی را نشان نمیدهد. ولی این شاخص در سالهای اخیر در ایران رو به رشد بوده و نشان میدهد صنعت بیمه ما در مقایسه با کل اقتصاد رشد بیشتری داشته است.

به نظر شما تا چه اندازه گسترده بودن بیمههای اجتماعی که تحت نفوذ دولت است، باعث کاهش ضریب نفوذ بیمههای بازرگانی میشود؟

بیمههای اجتماعی تاثیر بازدارنده روی فعالیت شرکتهای بیمه ندارد ولی چون بخش عمدهای از نیازهای مردم را بهخصوص در بخش درمان، بازنشستگی و... تامین میکند، بیشترین تاثیر را روی بیمههای زندگی و بیمههای درمان شرکتهای بیمه میگذارد. از سوی دیگر، برای رشتههای بیمهای که در تامین اجتماعی مطرح نیستند، مثل بیمههای اتومبیل، آتشسوزی، بیمههای حادثه، بیمههای مسوولیت و سایر رشته بیمههای غیرزندگی زمینه خیلی باز است و شرکتهای بیمه بهراحتی میتوانند فعالیت خود را گسترش بدهند. عامل محیطی بسیار مهم رکود یا رونق صنعت بیمه فضای کسبوکار صنعت بیمه است که به دولت و نهادهای خارج از صنعت بیمه مربوط میشود. پیشنیاز اصلی بهبود فضای کسبوکار شرکتهای بیمه آن است که دولت و نهادهای حاکمیتی کشور صنعت بیمه را فضای کسبوکاری بدانند که در آن تعداد کثیری بنگاه اقتصادی شامل شرکتهای بیمه و واسطههای بازار بیمه مشغول فعالیت و رقابت هستند. نباید صنعت بیمه را سازمانی تلقی کرد که میتوان از آن بهعنوان ابزاری برای اخذ عوارض و کسب درآمد و راهکار رفع کسری بودجه، استفاده کرد. از سوی دیگر، درون صنعت بیمه نیز بهشدت نیازمند چند تحول است. باید متناسب با سرمایه انسانی مورد نیاز مجوز فعالیت در صنعت بیمه داده شود. لازم است در همه سطوح صنعت بیمه از نهاد نظارتی تا شرکتهای بیمه و واسطههای بازار، داشتن تخصص و تجربه در یک رشته یا زمینه معین، ملاک انتصاب و ارتقای نیروی انسانی باشد و از دوره سنتی علامههای بیمه عبور کرد. افزایش تعداد شرکتهای بیمه ایجاب میکند که جایگاه نهادهای صنفی صنعت بیمه ارتقا پیدا کند و نهاد ناظر، با در پیش گرفتن رویکرد تقویت نهادهای صنفی بخشی از امور نظارتی را که از اهمیت کمتری برخوردار است به این نهادها محول کند تا بتوان امر نظارت در صنعت بیمه را به نحو مطلوبتری انجام داد. نهایت آنکه لازم است طی پژوهشی معلوم شود که تعداد بهینه شرکت بیمه در بازار بیمه ایران چقدر باید باشد تا منجر به رقابتی سازنده و پویا بین شرکتهای بیمه شود و عواقب روشهای مخرب برخی از شرکتهای بیمه برای تصاحب سهم بیشتر از پورتفوی بازار بیمه به حداقل برسد. شاید نتیجه این پژوهش آن باشد که بهتر است به جای تاسیس شرکتهای جدید بیمه، رویکرد ادغام یا خرید سهام عمده شرکتهای موجود ترویج و در پیش گرفته شود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید