شناسه خبر : 12022 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

مدیرعامل بیمه ملت از الزامات آشنایی مردم با خدمات بیمه می‌گوید

یک کالای ضروری

بیمه‌های مکمل، مسافرتی، حوادث، آتش‌سوزی، مسوولیت، عمر و پس‌انداز، بیمه‌های مهندسی و باربری، بیمه شخص ثالثاتومبیل و بیمه‌های بدنه و‌… همه و همه به گوش برخی ایرانیان آشناست، اما چرا بسیاری هنوز نمی‌دانند هر یک از این خدمات بیمه‌ای قرار است یک گره از مشکلات آنها را باز کند؟

بیمه‌های مکمل، مسافرتی، حوادث، آتش‌سوزی، مسوولیت، عمر و پس‌انداز، بیمه‌های مهندسی و باربری، بیمه شخص ثالث اتومبیل و بیمه‌های بدنه و‌... همه و همه به گوش برخی ایرانیان آشناست، اما چرا بسیاری هنوز نمی‌دانند هر یک از این خدمات بیمه‌ای قرار است یک گره از مشکلات آنها را باز کند؟ آیا درگیری‌های روزمره و کم‌توجهی ایرانیان به موضوعی خیالی به نام «آینده» باعث آن شده یا اطلاع‌رسانی ناکافی دولت، بخش خصوصی یا حتی مطابق نبودن خدمات با نیازها؟ اینکه چرا بعد از گذشت سال‌ها از حضور صنعت بیمه در ایران، این خدمت به عنوان جزو ضروری زندگی - چیزی شبیه هوا یا آب برای تداوم زندگی مطلوب- شناخته نمی‌شود، نیاز به واکاوی جدی پیرامون آن را دوچندان ساخته است. از همین‌رو در گفت‌و‌گو با «مدیرعامل بیمه ملت» پیرامون این پرسش اساسی صحبت کردیم که برای آشنایی بیشتر جامعه ایرانی با خدمات بیمه، چه باید کرد؟ علیرضا ابراهیم‌پور معتقد است، فرهنگ‌سازی و آموزش، نقش موثری در آشنایی مردم با این کالای ضروری ایفا می‌کنند.


به نظر میرسد ایرانیان با خدمات شرکتهای بیمه آشنایی زیادی ندارند. علت چیست؟

اصلیترین مشکل عدم توسعه فرهنگ بیمه در کشور است. در گام اول برای فرهنگسازی به شناخت و دانش نیاز داریم و تبلیغات یکی از ابزارهای موثر در این زمینه است. فقر تبلیغات دلیل عدم اقبال مردم به بیمههاست. بنابراین برای به حرکت درآوردن بازار، ارتقای فرهنگ بیمه و استفاده از ابزار قدرتمند، تبلیغات نیاز اول به شمار میرود. در واقع عدم شناخت و در نتیجه شفاف نبودن نیاز واقعی مردم به بیمه یکی از علل عدم اقبال عمومی جهت خرید انواع بیمهنامههاست. باید این موضوع برای مردم تفهیم شود که از تولد تا کهنسالی، در جریان زندگی و حتی هنگام مرگ، فرد و خانواده به بیمه نیاز دارند. محصولات بیمه یک خدمت و کالای لوکس نیست، بلکه امروزه بیمه یکی از ضرورتهای زندگی است. این شناخت با آگاهیبخشی و تشریح خدمات بیمه عملی خواهد شد و تبلیغات یکی از ابزارهای موثر و کارساز در این راه است.

کشورهای توسعهیافته در این زمینه چه اقداماتی انجام دادهاند که بیمه به عنوان یکی از ارکان توسعه اقتصادی از سوی مردم پذیرفته شده است و آنها با خدمات بیمه آشنایی دارند؟

امروزه در بیشتر کشورها بیمه بخش جداییناپذیر نظام مالی محسوب میشود. شرکتهای بیمـه از نهادهای مهم در بازار سرمایه هستند و در کنار دیگر نهادهای مالی، در تهیـه و تخصیص سرمایه و کمک به تامین مالی واحدهای اقتصادی موثرند. سهم صنعت بیمه از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعهیافته بین 6 تا 10 درصد است. ترکیب دارایی صنعت بیمه در این کشورها نشان میدهد که داراییها به اشکال مختلف وارد بازار مالی شده و سرمایهگذاری میشود. همچنین بیمه پایه در دنیا تنوع زیادی دارد، متاسفانه در کشور ما این تنوع وجود ندارد و این یک مشکل بزرگ برای توسعه صنعت بیمه در ایران است. در کشورهای پیشرفته سهم بیمهنامه زندگی، بیش از 50 درصد از کل بازار بیمهای این کشورها به حساب میآید، در صورتی که این سهم در ایران بسیار اندک است. ضریب نفوذ بالای بیمهنامه در کشورهای توسعهیافته به این دلیل است که بیمهنامه به یک ضرورت تبدیل و نهادینه شده است، بهطوریکه این کالا در سبد خرید خانوارها به عنوان یک کالای ضروری جایگاه دائمی دارد. همچنین تقاضای بیمه ایران نسبت به جهان حدود یکششم است، این آمار علاوه بر ناکامی صنعت بیمه در توسعه، همگام با دیگر بازارهای مالی مانند بورس و بانک، پایین بودن سطح درآمد سرانه کشور را نشان میدهد. چون درآمد را عامل تاثیرگذار بر میزان تقاضا و استفاده از خدمات بیمه میدانند. جامعه ایرانی ترجیح میدهد، منابع نقدی خود را به جای بیمه در بانکها سرمایهگذاری کند و یکی از دلایل این موضوع، تورمی بودن اقتصاد ایران است. هنگامی که تورم بالا میرود، بازارهای دیگر به ظاهر جذابیت بیشتری دارند و کسی برای خرید بیمهنامه اقدام نمیکند.

«فرهنگ بیمه» یا به عبارت بهتر «فرهنگ بیمهپذیری» در کشور ما چرا در سطح نازلی قرار دارد؟

در عدم توسعه فرهنگ بیمه دو عامل «بنیادی و ساختاری» و «اقتصادی و اجتماعی» دخیل است

محصولات بیمه یک خدمت و کالای لوکس نیست، بلکه امروزه بیمه یکی از ضرورت‌های زندگی است. این شناخت با آگاهی‌بخشی و تشریح خدمات بیمه عملی خواهد شد و تبلیغات یکی از ابزارهای موثر و کارساز در این راه است.
.

مواردی مثل اشکال در ساختار عملکردی بیمه، وجود انحصار در صنعت بیمه، ضعف در قوانین و مقررات، وجود نرخهای تکلیفی، عدم توجه به آموزش فراگیر مدیریت ریسک، عدم اعتقاد به اهمیت صنعت بیمه در سالمسازی اقتصاد و عدم هماهنگی بین مجموعه، مواردی هستند که در دستهبندی عوامل بنیادی و ساختاری قرار دارند. همچنین، ضعف آگاهی، دانش عمومی و کمبود آموزش، ضعف تبلیغات، مشکلات اقتصادی و تورم، عدم توجه به رضایت مشتری، عدم توجه به نیازهای خاص اقشار و گروههای جامعه، کمبود نیروهای انسانی متخصص، ضعف خلاقیت و نوآوری و نامناسب بودن نرخهای بیمهای هم از جمله مواردی هستند که در دسته عوامل اقتصادی و اجتماعی قرار دارند.

برای اینکه عموم جامعه با خدمات بیمه به ویژه بیمههای زندگی آشنا شوند، باید سیاستگذار کلان چه برنامهریزیهایی انجام دهد؟

با توجه به اینکه بیمه میتواند به یک فرهنگ و ارزش تبدیل شود، باید یک نقطه شروع استراتژیک را به منظور نهادینه کردن فرهنگ بیمه تعیین کنیم. این نقطه شروع میتواند از پایینترین سطح نظام آموزش و پرورش باشد. همچنین رسانه ابزاری مهم در فرهنگسازی است. برای تبدیل کنش به فرهنگ، زمانی طولانی نیاز داریم و رسانه در این میان نقش کلیدی دارد. تبلیغات جاذبههای زیادی برای مخاطب ایجاد میکنند. یکی از مهمترین ابزار تبلیغاتی رسانه ملی است و میتواند با ساخت فیلمهای کوتاه و بلند، مفاهیم بیمه را به زبانی ساده و هنری برای اقشار مختلف جامعه بیان و فرهنگسازی کند. شبکه فروش بیمه هم باید به مردم اطلاعات کافی دهد، تا مردم بتوانند اطلاعات مفید را از عوامل فروش اخذ و مطمئن شوند هنگام بروز هرگونه حادثه برای آنها در کوتاهترین زمان به فرد یا خانواده خسارت پرداخت خواهد شد.

نقش شرکتهای بیمه در فرهنگسازی و اطلاعرسانی به عموم جامعه در زمینه فراگیر کردن خدمات بیمه چیست؟

مصنوعات و نمادها، ارزشها و هنجارها و مفروضات اساسی و عمل سه بعد اساسی در شکلگیری فرهنگ هستند. با این توضیح که محصول مناسب، قیمت مناسب، کیفیت و خدمات، شبکه کارآمد، اطلاعرسانی هدفمند عوامل موثر بر مصنوعات هستند. مدتزمان متوسط ساخت فرهنگ بین سه تا هفت سال است و برای اینکه فرهنگ به شکل رفتار، گفتار و نوشته ظاهر شود سه برابر این میزان زمان نیاز داریم. فرآیند فرهنگسازی در سه بستر خانواده، نهاد آموزشی و جامعه انجام میشود. اولویت در فرهنگپذیری با خانواده است و فرهنگپذیری یکسویه مربوط به کودکان و به دو گونه آگاهانه و ناآگاهانه انجام میشود. فرهنگپذیری دوسویه به شخصیت تکوینیافته ارتباط دارد و فرهنگپذیری در این مقطع پیچیده است. مهاجرتهای بینالمللی، برخوردهای تاریخی اقوام، سلطه استعمارگران و فرهنگ استعمارپذیری در این موضوع موثر است. توسعه فرهنگ بیمه به موارد زیادی وابسته است. آموزش مستمر برای نمایندگان، مردم و دستاندرکاران صنعت بیمه، استفاده از فناوری اطلاعات، گسترش خصوصیسازی و کاهش انحصار، تبلیغات حرفهای و هدفمند، استفاده از محرکها، استفاده از مشوقها مانند معافیت مالیاتی و تخفیف ویژه، احساس مسوولیت و ملزم بودن تمامی نهادهای درگیر، در قبال توسعه فرهنگ بیمه و اعمال اجبار در صورت عدم توجه و بیتفاوتی به موارد فوق، از جمله مواردی هستند که در توسعه فرهنگ بیمه نقش موثری دارند. دولت و بیمه مرکزی، نهادهای قانونگذار، سندیکای بیمهگران ایران، رسانه ملی، نهاد آموزشی، وزارت بهداشت و درمان، قوه قضائیه، پلیس راهنمایی و رانندگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله نهادهایی هستند که در توسعه فرهنگ بیمه نقش دارند. توسعه فرهنگ بیمه به چند مورد وابسته است؛ تشکیل شورا یا کمیته فرهنگی زیر نظر بیمه مرکزی، با حضور نمایندگان نهادهای تاثیرگذار، استفاده بهینه توام با برنامه زمانبندیشده، فرهنگسازی مبتنی بر آموزش زیربنایی برای نسلهای آینده به منظور ایجاد فرهنگ بیمه در سه لایه نمادها، ارزشها و مفروضات با عمل.

بازار بیمه در ایران را از زاویه رقابت چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این رقابت از نظام استانداردی پیروی میکند؟

در دنیای امروز رقابت شرکتها با یکدیگر، نسبت به گذشته به مراتب پیچیدهتر و فشردهتر شده است. مشتریان در انتخاب محصولات و خدمات دلخواه خود، قدرت بیشتری دارند و حق انتخاب را به معنای واقعی به دست آوردهاند. در صنعت بیمه رقابت از پیچیدگیها و ظرافتهای بیشتری برخوردار است، چون فاصله بین خرید و ارائه خدمات در این صنعت زیاد است. مشتری بیمهنامه مورد نظر خود را تهیه میکند، اما ممکن است در ازای این خرید با خسارتی روبهرو نشده، خدمتی را دریافت نکند یا در صورت بروز خسارت، پرداخت آن با تعلل یا کجخلقی متصدیان همراه باشد. از طرف دیگر، یکی از محصولات مهم در جذب مشتری بیمه ثالث است که تا پیش از این شاهد بداخلاقی برخی شرکتها در ارائه نرخهای غیراستاندارد و ارائه تخفیفات غیرمنطقی و به تبع آن آشفتگی بازار این محصول بودهایم، اکنون با درایت بیمه مرکزی اقدامات جدی و منطقی در این رابطه در حال پیگیری است. بهطورکلی جنبه رقابت در صنعت بیمه از نظام استاندارد و قانونی پیروی نمیکند و شرکتها ممکن است در رقابت ریسکهایی را بپذیرند که به ضرر باشد. به این ترتیب نه خود سودی میبرند و نه اجازه میدهند شرکتهای دیگر سود کنند.

به نظر شما مهمترین موانع و محدودیتهای فضای کسبوکار در صنعت بیمه چه مواردی است؟

صنعت بیمه یکی از کلیدیترین صنایع کشور بوده که میتواند ریسک همه ساختارهای کشور را تحت پوشش قرار دهد. چنانچه صنعت بیمه قوی و توانمندی در کشور وجود داشته باشد، شاهد پویایی صنایع و اقتصاد مولد در کشور خواهیم بود. اما در سالهای اخیر این صنعت به دلیل مشکلاتی چون تحریمهای ظالمانه، با مشکلاتی دستبهگریبان شد که تاثیر زیادی بر عدم بالندگی آن داشت. با وجود این در حال حاضر آن مشکلات رو به پایان بوده و صنعت بیمه چشم به راه شرکتهای بیمهگر خارجی است تا بتواند خود را با استانداردهای جهانی منطبق کند. صنعت بیمه در سالهای اخیر از دو بخش درون و برون‌‌سازمانی با مشکلات متعددی روبهرو بوده است. مباحث درونسازمانی به موضوعاتی چون توانمندی مالی و شبکه فروش و دیگر مسائل اشاره دارد، اما مسائل برونسازمانی که بسیار ریشهدار و عمیق است با اقتصاد کلان ارتباط دارد. از طرفی شرکتهای بیمه با مشکلات داخلی مواجهاند، این شرکتها توانایی مالی بالایی نداشته و نمیتوانند به تعهد بیمهگری خود عمل کنند، بنابراین آنها در اندازه بزرگ فعالیت بیمهگری ندارند. به عنوان مثال شرکتها در خصوص بیمه کشتی یا هواپیما ناتوان هستند و شرکتهای حمل و نقل باید برای بیمه دست به دامن بیمهگران خارجی باشند یا در اتفاقی دیگر، ناوگان هما در حال نوسازی است و هواپیماهای گرانقیمت به ایران وارد میکند، این در حالی است که شرکتهای داخلی در بیمه این هواپیماها حضور ندارند. علاوه بر این قانون جدید بیمه شخص ثالث در حال عملیاتی شدن است و با توجه به سطح توانگری مالی بیمهگرها و برنامههای بیمه مرکزی در این خصوص مشخص میشود که به چه میزان شرکتها میتوانند پذیرش ریسک کنند. از سوی دیگر و در خصوص مسائل برونسازمانی، باید گفت وضعیت صنعت بیمه متاثر از وضعیت اقتصادی کشور است. با توجه به رکود کسبوکار میتوان گفت که وضعیت صنعت بیمه مناسب ارزیابی نمیشود.

امروزه در بیشتر کشورها بیمه بخش جدایی‌ناپذیر نظام مالی محسوب می‌شود. شرکت‌های بیمه از نهادهای مهم در بازار سرمایه هستند و در کنار دیگر نهادهای مالی، در امر تهیه و تخصیص سرمایه و کمک به تامین مالی واحدهای اقتصادی موثرند. سهم صنعت بیمه از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه‌یافته بین ۶ تا ۱۰ درصد است.

با اشاره به صحبتهای شما درباره وضعیت اقتصادی مردم و تاثیر آن در بیتوجهی به خدمات بیمه، آیا میتوان این عدم اقبال را به تجربه تلخ برخی بیمهشوندگان در زمینه پرداخت خسارت متعهدشده از سوی بیمهگذاران مرتبط دانست؟ چگونه میتوان عدم اطمینانی را که در این زمینه وجود دارد برطرف کرد؟

متاسفانه تا پیش از این شرکتهای بیمه در ارائه نرخ بیمههای اتومبیل بهصورت دلبخواه عمل میکردند و این به ضرر خود، ذینفعانشان و حتی سایر شرکتهای بیمه تمام شد. این آزادی و نبود مقررات نظارتی کافی و اجرایی صنعت بیمه را با مشکلات جدی مواجه ساخته است و امروز برای درمان به توجه جدی شرکتها و نظارت دقیق بیمه مرکزی نیاز است. از اصلیترین مشکلات صنعت بیمه در حال حاضر فرهنگسازی است. وقتی کشور در وضعیت رکود اقتصادی قرار دارد، باید مردم به این موضوع فکر کنند که برای جلوگیری از زیان به سمت بیمه بروند اما برعکس، در زمان رکود توجه به بیمه کمتر میشود در حالی که در دنیا برعکس بوده و بیمهگذاران برای پوشش ریسک اقتصادی خود به سمت شرکتهای بیمهگر میروند تا زیانهای احتمالی را پوشش دهند. در واقع خیلی از شرکتهای کوچک در حال حاضر فاقد بیمهنامه هستند و در حوزه سلامت، آتشسوزی، مهندسی، مسوولیت و غیره به خرید بیمهنامه اقدام نمیکنند. این در حالی است که وقتی در دوران رکود دچار آتشسوزی یا حادثهای دیگر شوند، میتوانند خسارتهای خود را جبران کنند. بنابراین صنعتگران ما برخلاف دنیا به دنبال این نیستند که از طریق بیمهنامه ریسکهای خود را کاهش دهند.

برخی کارشناسان معتقدند پیچیده بودن قراردادهای بیمه و غیرقابل فهم بودن آنها باعث شده که عامه جامعه کمتر به سمت انواع خدمات بیمه جذب شوند. در این زمینه چه تدابیری باید اتخاذ کرد؟

بله؛ از دیگر مشکلات داخلی صنعت بیمه، شبکه فروش است. شبکه فروش در ایران نتوانسته خود را ارتقا دهد و ارتباط خوبی با جامعه بگیرد. این در حالی است که شبکه فروش باید روشها و قوانین را خوب بشناسد تا بتواند ارتباط خوبی با مردم داشته باشد و مخاطبان را متقاعد کند. اما در عمل این اتفاق تاکنون نیفتاده است.

تنوع محصولات بیمهای در بازار بیمه ایران در چه وضعیتی قرار دارد؟ نوآوری در بازار بیمه ایران در چه وضعیتی است؟

تنوع محصولات بیمه در ایران وضعیت نسبتاً خوبی دارد و برخی شرکتها از جمله بیمه ملت در حوزه بیمههای زندگی فعالیتهای خوبی دارند اما در مقایسه با سایر کشورها هنوز جای کار بسیار است. فرهنگ بیمه در جامعه بسیار ضعیف است و متاسفانه هیچ اقدام هدفمند و برنامه جدی نیز تاکنون برای معرفی این صنعت، جوانب مختلف، اهمیت و تاثیر آن در زندگی افراد انجام نگرفته است. به نظر میرسد قبل از ایجاد محصولات جدید یا نوآوری در ارائه محصولات متنوع باید برای فرهنگسازی و پذیرش بیمه اقدامات اساسی را انجام دهیم که بیمه مرکزی اقداماتی را در این خصوص شروع کرده، ورود مباحث بیمهای به کتابهای درسی و قراردادهای تبلیغاتی با صداوسیما و... از جمله آنهاست.

در راستای بهبود فضای کسبوکار و رقابتی شدن بازار بیمه چه راهکارهایی برای ارتقای همکاریهای بینالمللی در حوزه اتکا و تبادل خدمات بیمه دارید؟

طرفهای خارجی هنوز بازار ایران را به خوبی نمیشناسند، زیرا سالها از بازار ایران دور بودهاند و ورود برای آنها سخت است. بنابراین این مذاکرهکنندگان داخلی هستند که باید بازار را به خوبی معرفی کنند و آنان را برای سرمایهگذاری در ایران ترغیب کنند. حضور شرکتهای خارجی میتواند صنعت بیمه ایرانی را نوسازی و احیا کند. توجه داشته باشید که بیمهگری در ایران از سطح جهانی خود عقب مانده است و باید خود را بهروز کند. حضور این شرکتها در ایران هم میتواند انتقال دانش و هم انتقال سرمایه و نقدینگی به ایران باشد. البته ورود بیمهگران خارجی نباید به قیمت تضعیف و کاهش پورتفوی بیمهگران داخلی تمام شود.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید