شناسه خبر : 3021 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

آینده بازار جهانی نفت در دوران دونالد ترامپ به چه شکل رقم خواهد خورد؟

سرریز شدن ذخایر نفت

تکانه انتخاب غیرمنتظره دونالد ترامپ به ریاست‌جمهور آمریکا امواج سترگی از تغییر را در اقتصاد دنیا به راه انداخته و به تلاش وسیعی برای برآورد اثر این رویداد بر بخش‌های مختلف دامن زده است. یکی از بازارهایی که ممکن است با بزرگ‌ترین تغییرات روبه‌رو باشد بازار انرژی است که برای اقتصاد ایران اهمیت ویژه‌ای دارد.

هادی صالحی‌اصفهانی / استاد اقتصاد دانشگاه ایلینویز اوربانا شیمبن
تکانه انتخاب غیرمنتظره دونالد ترامپ به ریاست‌جمهور آمریکا امواج سترگی از تغییر را در اقتصاد دنیا به راه انداخته و به تلاش وسیعی برای برآورد اثر این رویداد بر بخش‌های مختلف دامن زده است. یکی از بازارهایی که ممکن است با بزرگ‌ترین تغییرات روبه‌رو باشد بازار انرژی است که برای اقتصاد ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. آقای ترامپ پیش از پیروزی انتخابات بارها روی تمایلش به مقررات‌زدایی از تولید انرژی‌های فسیلی و تشویق سرمایه‌گذاری در آن بخش تاکید کرده بود و حالا هم وعده داده که چنین سیاستی را به زودی عملی کند. سوال مهمی که در این مرحله مطرح است این است که در عمل این سیاست به چه شکل خواهد بود و چه آثاری روی تولید و قیمت نفت در بازارهای جهانی خواهد گذاشت.

سیاست نفتی ترامپ
ترامپ اعتقادی به اثر استفاده از انرژی‌های فسیلی روی تغییرات اقلیمی ندارد و به احتمال زیاد بسیاری از مقررات محدودکننده پخش گازهای گلخانه‌ای و «شکافت با آب» یا «فرکینگ» (Fracking) را لغو کرده و آهنگ خروج آمریکا از پیمان محیط زیست پاریس را خواهد نواخت. او همچنین اخذ مجوز برای پروژه‌های بزرگ زیربنایی را ساده یا لغو خواهد کرد تا راه برای توسعه لوله‌های انتقال انرژی هموار شود. به علاوه، او امکان حفاری در زمین‌های دولتی را گسترش خواهد داد و احتمالاً اجازه حفاری در اقیانوس اطلس، آلاسکا، اقیانوس منجمد شمالی، و کرانه شرقی خلیج مکزیک را به حراج خواهد گذاشت.
گذشته از اینها، ترامپ قصد دارد تا نرخ مالیات بر درآمد و سود شرکت‌ها را شدیداً کاهش دهد و این نیز عامل تشویقی دیگری برای افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در بخش انرژی و نفت خواهد بود. اجرای برخی از این سیاست‌ها راحت‌تر از برخی دیگر است و بخشی از آنها نیاز به تصویب کنگره آمریکا دارد. ولی با توجه به اینکه هم مجلس نمایندگان و هم سنا تحت کنترل جمهوریخواهانی است که با این رویکردها موافق‌اند، پیشبرد اکثر آنها مشکل نخواهد بود. در مورد اصرار آقای ترامپ بر مقررات‌زدایی در تولید و استفاده از انرژی فسیلی، باید به این نکته کلیدی توجه داشت که هدف اصلی او ایجاد شغل برای طبقه متوسطی است که در نتیجه عوامل مختلفی چون جهانی‌شدن و تغییرات تکنولوژی با کمبود کار و ایستایی درآمد روبه‌رو شده و از افزایش نابرابری در توزیع درآمد و فرصت‌های شغلی در ایالات متحده می‌نالد.
این گروه در انتخاب آقای ترامپ نقش محوری داشت و او برای حفظ حمایت سیاسی آنها باید برایشان اشتغال و درآمد بیشتری ایجاد کند. برای این کار بخش‌هایی باید تقویت شوند که نتوانند فرآیند تولیدشان را به راحتی به کشورهای دیگر ببرند و محصولشان را از آنجا وارد کنند. به همین دلیل آقای ترامپ سعی دارد تا بخش‌های زیربنایی که به ساخت و ساز محلی وابسته هستند و همین‌طور استخراج و انتقال انرژی در داخل آمریکا را توسعه بدهد و علاقه زیادی به تشویق شرکت‌هایی که در فناوری اطلاعات پیشرو بوده‌اند ندارد.
با این زمینه می‌توان انتظار داشت که سیاست‌های ترامپ در چند سال آینده شرکت‌های نفتی را به استخراج بیشتر گاز و نفت شیل در آمریکا تشویق کند. این رشد در تولید طبیعتاً موجب کاهش قیمت نفت در آینده خواهد شد چون سال گذشته آمریکا قانون منع صادرات انرژی‌اش را لغو کرد و در حال حاضر تولید نفت شیل آن کشور نقش نوسانگیر بازار نفت را بازی می‌کند، به این معنی که هزینه تولید نفت شیل آمریکا یک تعیین‌کننده اصلی قیمت نفت در بازار جهانی شده است. در ضمن به خاطر انتظارات قیمتی که ایجادشده، این روند حتی در کوتاه‌مدت هم اثر منفی روی قیمت نفت گذاشته که نتایجش در بازارهای جهانی به طور کامل مشهود است.
طبیعی است که انتظار پایین آمدن قیمت نفت باعث خواهد شد که انگیزه برای تولید نفت قدری ضعیف شده و سرمایه‌گذاری‌ها در این حوزه به اندازه‌ای که آقای ترامپ مدنظر دارد افزایش پیدا نکند. یک عامل دیگر هم که ممکن است توسعه منابع انرژی فسیلی آمریکا را قدری محدود کند، قوانین و مقررات ایالتی است. تا به حال قوانین و دستورالعمل‌های دولت مرکزی درباره محیط‌زیست یک محدودیت اصلی برای افزایش تولید نفت در آمریکا بوده که دست‌وپای بسیاری از شرکت‌ها را بسته است. منتها برخی ایالت‌های آمریکا، قوانین و محدودیت‌های مشابه یا سخت‌تری اعمال می‌کنند. بعضی ایالت‌ها نیز ممکن است به این نتیجه برسند که استخراج نفت شیل، می‌تواند آثار مخربی روی محیط‌زیست‌شان از خود برجا بگذارد. برای مثال در اوکلاهما، این گمانه‌زنی به وجود آمده که افزایش شدید استخراج نفت شیل موجب ایجاد زمین‌لرزه شده و بحثی هست که شاید باید سیاست‌های سختگیرانه‌تری را برای استخراج نفت شیل در نظر گرفت.
با وجود این محدودیت‌ها، برنامه آقای ترامپ برای تشویق سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های حفاری و استخراج انرژی بدون شک تولید نفت آمریکا را در یکی دو سال آینده افزایش خواهد داد، و به تبع آن، قیمت نفت در سه، چهار سال آینده چندان بالا نخواهد رفت. بعید نیست که برای مدتی قیمت نفت در حول و حوش 40 تا 45 دلار به ازای هر بشکه نوسان داشته باشد.

واکنش تولیدکنندگان دیگر
پرسش مهمی که در اینجا مطرح می‌شود این است که اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و دیگر کشورهای تولیدکننده نفت چگونه به سیاست‌های جدید انرژی ترامپ عکس‌العمل نشان خواهند داد؟ به نظر من، اعضای اوپک که قرار بود در نشست آینده خود (30 نوامبر در وین) در مورد جزئیات طرح کاهش تولید نفت به منظور تقویت قیمت به توافق برسند، احتمالاً انگیزه کمتری برای حصول چنین توافقی خواهند داشت، چرا که هرگونه کاهش تولید برای کمک به بالابردن قیمت نفت، با ازدیاد تولید در آمریکا جایگزین خواهد شد. به همین دلیل، اثر احتمالی توافق اوپک، روی بازارهای نفتی کمرنگ خواهد شد. در واقع عکس‌العمل اوپک به افزایش تولید نفت و گاز در آمریکا احتمالاً صرف‌نظر کردن از توافق روی تعیین سقف تولید خواهد بود. در نتیجه ایران و بعضی از تولیدکنندگان بزرگ دیگر به افزایش تولیدشان ادامه خواهند داد. به خصوص که کشورهایی چون عربستان و روسیه به شدت به درآمدهای نفتی وابسته‌اند و کم کردن تولیدشان، در شرایطی که آمریکا در پی افزایش تولید است، به شدت به آنها ضرر خواهد زد.
در این شرایط، آنها حتی ممکن است تولیدات خود را بازهم افزایش دهند. عربستان سعودی که بالقوه روی قیمت‌های جهانی تاثیرگذار است، با مشکل دیگری هم مواجه است: در صورتی که این کشور بخواهد تولیدات خود را کاهش دهد، ممکن است سهمیه اوپکی خود را هم به دیگر کشورهای عضو اوپک ببازد. بنابراین در چند سال آینده اوپک با مشکلات بزرگ‌تری نسبت به سال گذشته مواجه خواهد بود و انگیزه‌های کشورهای عضو این سازمان برای رسیدن به یک توافق جامع ضعیف‌تر خواهد بود.
از جمع‌بندی بحث بالا می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که سیاست‌های پیشنهادی ترامپ، هزینه‌های تولید و مصرف انرژی‌های فسیلی را کاهش خواهد داد و شرکت‌های آمریکایی توانایی رقابت بیشتری با رقبای قدرتمند بین‌المللی خود خواهند داشت. سرمایه‌گذاری‌ها در بخش نفت آمریکا افزایش خواهد یافت و مانع رشد قیمت نفت خواهد شد. البته این رشد احتمالاً آنقدر نخواهد بود که موجب افت شدید قیمت (شبیه نصف شدن قیمت در سال 1393) و استمرار آن در سطوحی زیر 35 دلار به ازای هر بشکه شود. حتی احتمال افزایش قیمت تا سطح 50‌دلاری نیز دور از ذهن نخواهد بود. ولی رسیدن مستمر قیمت به سطوحی بالاتر از آن بعید به نظر می‌رسد. احتمالاً تا پایان سال 1396 تعادلی نسبی در قیمت نفت در بازارهای جهانی ایجاد خواهد شد و شاید تا مدتی نوسان قیمت چندانی را شاهد نباشیم.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید