شناسه خبر : 14343 لینک کوتاه

محمد ایرانی می‌گوید: آشوب‌های منطقه نتیجه تکروی سعودی‌هاست

کمیته حقیقت‌یاب، راه‌حل بحران تهران و ریاض

این انرژی می‌تواند در همکاری با کشورهایی چون عربستان به کاهش مسائل و مشکلات جهان اسلام و بازگشت آرامش به منطقه استراتژیک خاورمیانه منجر شود.

سیده آمنه موسوی: مناسبات ایران و عربستان این سال‌ها حال و روز خوشی ندارد. یک روز عراق و روز دیگر سوریه، زمانی بحرین و بعد هم یمن. وقتی حمایت‌های مالی و سیاسی سعودی‌ها از جریان‌های تروریستی و فرقه‌گرای منطقه و حالا هم فاجعه منا. تحولاتی که هر یک مانند شوکی سهمگین بر پیکره نیمه‌جان این مناسبات فرود می‌آیند و حال آن را بدتر از روز پیش می‌کنند. بیشتر این اختلافات نیز شاید تنها یک دلیل داشته باشد، رقابت‌هایی از جنس قرارگیری در جایگاه ذی‌نفوذترین کشور منطقه. اقدامی که به گفته محمد ایرانی، سفیر سابق ایران در کشورهایی چون اردن و لبنان اتلاف امکانات و زمان در دستیابی به اهداف موردنظر است چرا که بهبود اوضاع منطقه و بازگشت آرامش به آن اقدامی با کمک و همکاری تمامی کشورهای ذی‌مدخل و ذی‌نفع است و مقامات ریاض نباید چندان به نتیجه‌گیری از تکروی‌های منطقه‌ای‌شان خوش‌بین باشند؛ باید تمامی اختلافات را روی میز قرار دهیم و راه‌حلی برای رفع آنها پیدا کنیم و در نهایت به سعودی‌ها نشان دهیم بحران‌های یمن، بحرین، سوریه و عراق تنها با کمک‌های تمامی کشورهای منطقه و با اعمال نظر دو قدرت اصلی آن یعنی ایران و عربستان قابل حل و فصل شدن است.
‌ایران و عربستان هیچ‌گاه از روابط گرم و دوستانه‌ای برخوردار نبوده‌اند اما همین روابط نیز در سال‌های اخیر با فراز و فرودهای بسیار مواجه بوده و وارد فاز جدیدی شده است. یک روز عراق و سوریه و روز دیگر نیز بحرین و یمن و حالا نیز موضوع سوء‌مدیریت سعودی‌ها در فاجعه منا که برخی خواستار برخورد قاطع ایران با آن شده‌اند، بعضی هم از لزوم خویشتنداری تهران سخن می‌گویند.
وضعیت روابط فعلی ایران و عربستان بسیار پیچیده است و پیچیدگی آن نیز بیشتر به دلیل پرونده‌های متعدد و اختلافات فراوانی است که این روابط را به شرایط فعلی آن رسانده است. اختلافاتی که هر کدام ملغمه‌ای را فراهم کرده تا مناسبات دو کشور را به بحران بکشد و البته قطعاً خطاهایی نیز در آن دخیل بوده است. خطاهایی که می‌تواند این روابط را با وضعیت‌های نامتقارنی مواجه سازد و برای بهبود و عادی‌سازی روابط باید به صورت تک به تک و ویژه مورد بررسی صاحب‌نظران و مسوولان قرار گیرد. هرچند که معتقدم شرایط فعلی روابط به اندازه‌ای پیچیده است که قطعاً هر یک از طرفین منازعه تمایل دارند با ارائه راهکاری جدید این روابط را از شکل حاضر آن خارج کنند و از حجم بار برخوردهای خصمانه طرف مقابل بکاهند. این خواسته مطمئناً یکی از برنامه‌های دستگاه دیپلماسی ایران نیز هست.
ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که موضوعات زیادی برای همگرایی مناسبات یا در سوی مقابل برای واگرایی آن وجود دارد اما حسن همجواری و تکیه بر لزوم بهبود و عادی‌سازی روابط با همسایگان ما را مجاب به انتخاب گزینه نخست در ارائه یک رویه منطقی با کشورهای پیرامون‌مان می‌کند. جمهوری اسلامی ایران که خود مبدع سیاست تنش‌زدایی است تمایلی ندارد که در گیر و دار برخی از سیاست‌های نادرست کشورهای دیگر انرژی و توان خود را صرف رفع و رجوع وقایع پس از آن کند. این انرژی می‌تواند در همکاری با کشورهایی چون عربستان به کاهش مسائل و مشکلات جهان اسلام و بازگشت آرامش به منطقه استراتژیک خاورمیانه منجر شود. تدبیر مقامات دولت آقای روحانی و همین‌طور شخص وزیر امور خارجه موجب کاهش حجم عظیمی از تنش‌های منطقه‌ای و جهانی ایران و کشورهای جهان و حتی دشمنان دیرینه‌مان شد. تدبیری که موجب شد یکی از امنیتی‌ترین پرونده‌های جهان که در طول یک دهه گذشته شرایط ناصوابی را بر ما تحمیل کرده بود مورد حل و فصل قرار گیرد و ایران بتواند دوباره در همکاری با کشورهای جهان فصل نوینی را در ارتباطات جهانی رقم زند. حالا این شرایط در مناسبات ما با سعودی‌ها نیز تکرار شده است و در این مسیر برخی از کشورها در کنار ایران، بعضی با سعودی‌ها و برخی نیز موضعی خنثی‌ داشته‌اند. این شرایط در مورد کشورهای عراق، سوریه، یمن و بحرین مورد تکرار قرار گرفته و هر بار ما را با چالش جدیدی مواجه ساخته است. نحوه برخورد با وضعیت سیاسی این کشورها نخستین مورد اختلافی ایران و عربستان است. موضوع دیگر توافق جامع هسته‌ای ایران و شرایط منطقه‌ای ما پس از گذار از دوره تنش‌زای گذشته است. سعودی‌ها نگران هستند تا با حل و فصل شدن اختلافات ایران و غرب از نفوذ منطقه‌ای آنها کاسته شود.
بر همین اساس هم از هیچ اقدامی در به چالش کشاندن این توافق فروگذار نکردند. حتی همسویی با برخی از جریانات خطرناک منطقه و همراهی با طرف‌هایی که نه موجودیت ایران و نه عربستان را برنمی‌تابند نیز در همین راستا انجام شد. تردد افراد و چهره‌هایی از رژیم صهیونیستی که دشمنی اثبات‌شده‌ای با تمامی مسلمانان جهان دارند. اما سعودی‌ها با چشم بستن بر اقدامات سفاکانه این رژیم در فلسطین و لبنان و تنها به واسطه دشمنی با ایران درصدد همکاری با آنها هستند. مورد اختلافی دیگر ما با سعودی‌ها موضوعاتی است حول محور فرقه‌گرایی و اختلافاتی که تحت عنوان شیعه و سنی شناخته می‌شود. حمایت‌ها و پشتیبانی مقامات ریاض از گروه‌های تروریستی منطقه چون داعش و دامن زدن به مناقشات کشورهایی چون سوریه و یمن یا حتی عراق ثبات منطقه خاورمیانه را تحت تاثیر جاه‌طلبی‌های سعودی‌ها قرار داده و مردم این کشورها را با بحران‌های عدیده‌ای مواجه کرده است. این موارد در کنار بحران فعلی روابط دو کشور یعنی فاجعه منا شرایط را به بدترین حالت خود رسانده است. فاجعه‌ای که به زعم بسیاری از کارشناسان نشان‌دهنده این است که عربستان توجه لازم را در حفاظت و صیانت از حقوق زائران بیت‌الله‌الحرام مبذول نداشته و البته چندان هم راغب به پاسخگویی در این زمینه نیست. این سیاست شرایط پیچیده‌ای را به وجود آورده است و قطعاً هر نوع موضع‌گیری غیراصولی از سوی هر یک از طرف‌های درگیر این بحث می‌تواند شرایط را برای بروز درگیری و تنش آماده سازد.
ما باید فارغ از موضوعات میدانی حادثه منا موضع‌گیری دوراندیشانه‌ای در این میان داشته باشیم و سعودی‌ها نیز باید بدانند که هرگونه اهمال‌کاری در پاسخگویی به سوالات افکار عمومی جهان اسلام نسبت به دلایل بروز این فاجعه می‌تواند تبعات پیش‌بینی‌نشده‌ای را برای آنها به دنبال داشته باشد. مقامات ایرانی می‌توانند با ارائه یک سیاست حساب‌شده علاوه بر ملزم کردن سعودی‌ها برای ریشه‌یابی دلایل بروز این فاجعه در همکاری با تمامی کشورهای آسیب‌دیده، خیال خانواده‌های زائران آسیب‌دیده یا جان‌باخته در منا را از حیث پیگیری‌های دستگاه دیپلماسی کشور آسوده سازند و اجازه ندهند غم و تالمی جدید بر داغ‌های آنها افزوده شود. متاسفانه سعودی‌ها هر نوع انتقادی از فاجعه منا را در جهت زیر سوال بردن مدیریت مراسم حج تعبیر می‌کنند و حتی به موضع‌گیری‌های بحق آقای روحانی که در چارچوب پاسداری از حقوق مردم و زائران ایرانی بیان شده بود نیز از سوی وزیر خارجه‌شان پاسخ‌های غیر‌دیپلماتیکی دادند. آنها با یک سیاست فرار به جلو این‌گونه موضع‌گیری می‌کنند چرا که نمی‌خواهند که از تعداد زوار در مراسم‌ حج سال‌های آینده‌شان کاسته شود یا متهم به سوء مدیریت شوند. متاسفانه در این میان برخی از مقامات سعودی در اظهارات و رویکردهایشان به گونه‌ای عمل کرده‌اند که به قوت‌گیری عدم تمایل برای پیگیری دلایل بروز این فاجعه دامن زده و آن را قوت بخشیده‌اند. رفتارهایی که تنها موجب تحریک افکار عمومی جهان اسلام و آسیب دیدگان این فاجعه می‌شود که قطعاً نتیجه آن نیز دامنگیر خودشان خواهد شد.
اما در برابر این حرکت نسنجیده مقامات سعودی ما باید با دوراندیشی بیشتر این روابط را به سمتی هدایت کنیم که علاوه بر عدم موضع‌گیری‌های احساسی از بهانه‌تراشی‌های جدید ریاض هم جلوگیری کرده باشیم. ما که همواره شعار امت واحده اسلامی را سر داده‌ایم نباید اجازه دهیم کشورهای دیگر از این فضای یأس‌آور سوءاستفاده کرده و منافع و مصالح جهان اسلام را به چالش بکشند. این وضعیت هیچ‌گاه به سود جهان اسلام و امت واحده اسلامی نیست. البته این دیدگاه‌ها به معنای نفی مطالبات ایران و خواسته‌های برحق خانواده‌هایی که عزیزان خود را در فاجعه منا از دست داده‌اند، نیست. منظور من این است که تدبیر و تفکر و دوراندیشی و تعقل ما، امکان سوءاستفاده کشورهای دیگر و حتی سعودی‌ها از این شرایط را به حداقل می‌رساند. یکی از خواسته‌های ما بازگشت آرامش به مراسم حج در میعادگاه تمامی مسلمانان جهان است و باید سعودی‌ها را وادار کنیم تا با برگزاری مطلوب این مراسم از هر اقدامی که موجب هتک حرمت و تعرض به حقوق حجاج بیت‌الله‌الحرام می‌شود، جلوگیری کنند.

متاسفانه سعودی‌ها هر نوع انتقادی از فاجعه منا را در جهت زیر سوال بردن مدیریت مراسم حج تعبیر می‌کنند و حتی به موضع‌گیری‌های بحق آقای روحانی که در چارچوب پاسداری از حقوق مردم و زائران ایرانی بیان شده بود نیز از سوی وزیر خارجه‌شان پاسخ‌های غیر‌دیپلماتیکی دادند.
‌اما شاید این خواسته یک‌طرفه‌ای از جانب ما باشد نه کشوری مانند عربستان که با تحریک کشورهایی نظیر بحرین و یمن آنها را به قطع روابط کامل با ایران ترغیب کرده است.
سیاست خارجی برخی از کشورهای کوچک شورای همکاری خلیج فارس کاملاً متاثر از سیاست خارجی عربستان است و به عبارت دیگر برای اتخاذ هر تصمیمی ابتدا ملاحظات عربستان را در نظر می‌گیرند و بعد موضع‌گیری می‌کنند. البته این امر موضوع جدیدی نیست. در هر صورت عربستان گرداننده اصلی شورای همکاری خلیج فارس و هدایت‌کننده برنامه‌های این شوراست و سیاست‌های آن تماماً بر اساس خواست و تمایلات ریاض تنظیم می‌شود. بقیه اعضای این شورا با فاصله نسبتاً زیادی با سعودی‌ها در سیاست‌ها و عملکردهای شورای همکاری خلیج فارس نقش‌آفرینی می‌کنند که آن هم تماماً با رضایت ریاض است. آنها اعضایی با حقوق غیر‌برابر هستند.
بر همین اساس هم هست که در زمان بروز اختلافات ایران و عربستان اعضای این شورا به جای چاره‌اندیشی بیشتر خود به سوی ایجاد بحران جدیدتری گام بر می‌دارند. کشورهایی نظیر بحرین، امارات و یمن و حتی کویت که برخی از مقامات آنها اخیراً موضع‌گیری‌های تندی را علیه ایران مطرح کرده‌اند. قطعاً جنجال و غائله جدید بحرینی‌ها در قطع کامل روابط با ما یا آنچه تحت عنوان توقف مناسبات با ایران که از سوی مقامات یمنی مطرح می‌شود، همه بر‌خاسته از خواست و نیات سعودی‌هاست. بر همین اساس نیز معتقدم این شکل از رفتارهای نابخردانه برخی از مقامات کشورهای عربی که در گذشته نیز مسبوق به سابقه بوده است تنها تحت‌الشعاع روابط این روزهای تهران و ریاض مطرح شده که در صورت بازگشت آرامش این کشورها نیز ناچارند روابطشان با ایران را به حالت پیشین خود باز گردانند و در غیر این صورت با اصرار بر حفظ سیاست تنش، بحران و بی‌اعتمادی طبیعی است کشورهایی که سیاست خارجی‌شان متکی بر سیاست‌های سعودی‌هاست واکنش‌ها و موضع‌گیری‌های تندی را مانند آنچه در هفته‌های اخیر شاهد بودیم علیه ما ابراز کنند.

‌البته مقامات ایرانی و برخی فرماندهان نظامی نیز پاسخ تهدیدها و فرافکنی‌های سعودی‌ها و برخی از هم‌پیمانان‌شان را داده‌اند.
به هر حال با پیچیده‌تر شدن شرایط، زبان دیپلماسی نیز دیگر به کار نمی‌آید و ما نباید اجازه دهیم روابطمان با سعودی‌ها به آن نقطه برسد. معتقدم تنها راه‌حل خروج از این بحران موضع‌گیری‌ها و رویکردهای سنجیده و معقولانه هر دو سوی این جریان است. چه تهران و چه ریاض باید در مدیریت روابط با دقت بیشتری اعمال‌نظر کنند و اجازه ندهند برخی سخنان نسنجیده این روابط را به سوی آشوبی فزون‌تر هدایت کند. در هر صورت هر دو کشور همسایه ناگزیر به مذاکره و ریشه‌یابی اختلافات هستند و اگر اراده جدی برای رفع این اختلافات وجود داشته باشد بی‌شک در مدت زمانی معین این مشکلات که تماماً ناشی از یک بی‌اعتمادی دوجانبه است حل و فصل خواهد شد. نباید اجازه داد گرهی که با دست باز می‌شود با دندان باز کرد و بحران روابط ایران و عربستان نیز بیش از پیش عمیق‌تر شود. بحرانی شدن این شرایط نه به نفع تهران است و نه ریاض و تنها برخی از کشورهای ثالث را راضی و خشنود از این غائله می‌کند.

‌در همان روزهای نخست بروز فاجعه منا شایعاتی مطرح شد که این اقدامات از سوی مخالفان پادشاه فعلی عربستان و محمد بن سلمان پسر او صورت گرفته است تا نشان‌دهنده بی‌کفایتی هیات حاکمه عربستان باشد.
در تحلیل چرایی این اتفاق و دلایل بروز آن نمی‌توان موضع‌گیری روشن و مشخصی داشت و شاید هنوز برای قضاوت و موضع‌گیری زود باشد. فرضیه‌های متعددی ارائه شده که صرفاً در قالب احتمالات است. بنابراین برای پاسخ به این سوال باید منتظر مشخص شدن ابعاد این ماجرا ماند.

‌یعنی این اختلافات طایفه‌ای به اندازه‌ای است که جان تعداد زیادی از افراد بی‌گناه برای نشان دادن سوء مدیریت یک فرد به خطر بیفتد؟
برخی این نظریه را مطرح کرده‌اند که این فجایع منبعث از اختلافات داخلی خاندان آل سعود است. اما به همان دلیلی که گفتم یعنی مشخص نبودن ابعاد ماجرا نمی‌توان موضع‌گیری قاطعی در این زمینه داشت. البته منکر افزایش اختلافات داخلی سعودی‌ها با روی کار آمدن هیات حاکمه جدید این کشور نیز نیستم. این اختلافات را می‌توان در سطوح مقامات بالای مدیریتی این کشور و جابه‌جایی ولیعهدها و ورود نسل جدید و افرادی چون محمد بن سلمان به چرخه قدرت مشاهده کرد. بعد هم باید توجه داشته باشید که این نخستین بار نیست که مراسم حج درگیر و دار سوء مدیریت مقامات سعودی به فاجعه می‌انجامد. در سال‌های گذشته نیز ما شاهد بروز این وقایع بودیم. در آن زمان که نه اختلافی وجود داشت و نه نارضایتی مطرح بود. بنابراین شاید ارتباط دادن این موضوعات به یکدیگر چندان درست و منطقی نباشد. ضمن اینکه باید توجه داشت مراسم حج از اهمیت بسیار زیادی برای خاندان سعودی برخوردار است و اجازه نمی‌دهند تا موضوعات داخلی این کشور بر مراسمی این‌چنین که اعتبار و حاکمیت بین‌المللی آنها را به چالش می‌کشد، تاثیرگذار باشد.

‌ایران درخواست تشکیل کمیته حقیقت‌یاب را مطرح کرده است. آیا تشکیل این کمیته به سرانجام می‌رسد؟
بله! همین‌طور است و این کمیته حتماً باید با توافق طرفین و با رضایت دوجانبه شکل بگیرد و بعد هم از سوی یک نهاد یا ارگان بین‌المللی مورد تایید قرار گیرد تا دولت عربستان را ملزم به پاسخگویی در این زمینه کند. این کمیته باید از نزدیک و به صورت میدانی به بررسی موضوع بپردازد و پس از مشاهده تمامی دوربین‌های مداربسته و گفت‌وگو با مجریان این مراسم اعلام نظر کند. هرچند در شرایط فعلی بعید می‌دانم سعودی‌ها با تشکیل این کمیته موافقت کنند. بر همین اساس هم معتقدم ایران باید برای نتیجه‌گیری از تلاش‌های خود با برخی از کشورهای آسیب‌دیده در این فاجعه همکاری کرده و با یارگیری و در اقدامی هماهنگ درخواست خود را برای تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مطرح کند.

‌بنابراین با ارزیابی آنچه تاکنون مطرح کرده‌اید نمی‌توان به آینده این روابط امیدوار بود.
من ریشه بخش عمده‌ای از اختلافات تهران و ریاض را مرتبط با مسائل منطقه‌ای می‌دانم و گمان می‌کنم در صورت بهبود اوضاع منطقه از این کشمکش‌ها نیز کاسته می‌شود. سعودی‌ها با درک ارتقای موقعیت جهانی و منطقه‌ای ایران احساس می‌کنند در بسیاری از کشورهای عربی پیرامون‌شان جایگاه گذشته را ندارند. هم در عراق و سوریه و هم در برخی از کشورهای دیگر.
بنابراین سعی می‌کنند ناخشنودی و نارضایتی خود را به این شکل نشان دهند. بعد هم بر این باورم نباید ارزیابی سیاسی از آنچه در منا رخ داد، داشته باشیم. اگرچه این فاجعه در اثر سهل‌انگاری و سوء مدیریت مقامات عربستانی صورت گرفته است اما قطعاً تعمدی در انجام آن نبوده است. عمده‌ترین مشکل ما با سعودی‌ها حمایت‌های ریاض از گروه‌های تکفیری منطقه است که برای پیگیری اهداف عربستان و به چالش کشاندن نفوذ منطقه‌ای ایران تشکیل شده‌اند. اظهارات برخی از مقامات سعودی نسبت به افزایش نگرانی‌های ریاض از ارتقای جایگاه تهران و تغییر خط‌مشی عربستان در برابر ایران همه از این دیدگاه نشات می‌گیرد. بنابراین تا زمانی که راه‌حلی برای رفع تنش‌های دوجانبه و اعتمادسازی نسبت به فعالیت‌های منطقه‌ای دو کشور طراحی نشده باشد نمی‌توان به افق‌های جدیدی در مناسبات دوجانبه خوش‌بین بود. ما باید تمامی اختلافات را بر روی میز قرار دهیم و راه‌حلی برای رفع آنها پیدا کنیم. بعد هم به سعودی‌ها نشان دهیم بحران‌های یمن، بحرین، سوریه و عراق تنها با کمک‌های تمامی کشورهای منطقه و با اعمال‌نظر دو قدرت اصلی آن یعنی ایران و عربستان قابل حل و فصل شدن است بنابراین چندان به موفقیت تکروی‌های منطقه‌ای خود خوش‌بین نباشد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید