شناسه خبر : 15882 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

توجه به زنان

بودجه‌بندی جنسیتی

بدبینی نسبت به دولت به آ‌سانی شکل می‌گیرد و در اغلب موارد پیامدهای خوبی دارد. به عنوان نمونه به سیاست‌های مربوط به زنان توجه کنید. برخی سیاستمداران اعلام می‌کنند که برای نقش خاص و منحصر به فرد زنان ارزش قائلند.

بدبینی نسبت به دولت به آ‌سانی شکل می‌گیرد و در اغلب موارد پیامدهای خوبی دارد. به عنوان نمونه به سیاست‌های مربوط به زنان توجه کنید. برخی سیاستمداران اعلام می‌کنند که برای نقش خاص و منحصر به فرد زنان ارزش قائلند. این گفتمان بدان معناست که زنان متاهل باید در خانه بمانند و از فرزندان مراقبت کنند. دیگر سیاستمداران وزارتخانه‌هایی را برای امور زنان اختصاص دادند که ابزاری برای به حاشیه کشیدن مسائل زنان بود به‌گونه‌ای که سیاست‌های مرتبط با آنان هیچ‌گونه آسیبی ایجاد نکند. در کنار این دو گروه، سیاستمدارانی هستند که واقعاً به آنچه می‌گویند اعتقاد دارند. آنها قوانینی را تصویب می‌کنند که به زنان فرصت‌هایی معادل مردان می‌دهند. به هر حال پایان دادن به تبعیض جنسیتی با به‌وجود آوردن آن تفاوت زیادی دارد. در میان این همه هیاهو، وعده‌های نیم‌بند و نیت‌های خیرخواهانه، برخی سیاستگذاران به تکنیکی روی آورده‌اند که آن را «بودجه‌بندی جنسیتی» می‌نامند. این تکنیک نه‌تنها وعده می‌دهد نتایج خوبی برای زنان به بار آورد بلکه درس‌هایی را برای طرفداران جنبه‌های مختلف به همراه دارد: راه رسیدن به قلب دولت از میان جیب‌های آن می‌گذرد.

محاسبات مهم هستند
در ساده‌ترین سطح، بودجه‌بندی جنسیتی تلاش می‌کند تاثیرات مختلف سیاست‌ها بر زنان و مردان را کمی‌سازی کند. این گام ظاهراً ساده تلاش‌های مربوط به برخورد عادلانه با زنان را به پول دولت تبدیل می‌سازد و هزینه‌ها و سودها، سرمایه‌گذاری‌ها و بازگشت سرمایه را در آن مشخص می‌کند. نیازی نیست یک فمینیست باشید تا همانند اتریش درک کنید چگونه کاهش مالیات بر درآمد دومین فرد خانواده می‌تواند زنان را تشویق کند به نیروی کار بپیوندند و به این ترتیب رشد اقتصادی شکوفا و درآمدهای مالیاتی بیشتر شود. یا اینکه بفهمید کم‌کردن بودجه برنامه‌های کاهش خشونت‌های اجتماعی می‌تواند هزینه‌های درمان و روزهای کاری از دست رفته را بالا ببرد.
بودجه‌بندی جنسیتی علاوه بر شناسایی فرصت‌ها و خطاها، مسائل زنان را مستقیماً به قلب دولت یعنی وزارت اقتصاد و دارایی می‌کشاند. سیاستگذاران معمولاً برای اجرای سیاست‌هایی پول می‌دهند که به قهرمان‌سازی منجر شوند و سیاست‌هایی غیر از آن (هرچند که منطقی باشند) را نادیده می‌گیرند. اما اگر قضاوت‌های مربوط به سیاست‌های عاقلانه در مورد زنان و منافع آنها در درون وزارت اقتصاد انجام شوند نیمی از راه پیموده شده است. بودجه‌بندی جنسیتی موضوع تازه‌ای نیست. اقتصاددانان فمینیست از دهه 1980 در طرفداری از آن استدلال‌هایی را مطرح کرده‌اند. تعداد اندکی از کشورها از جمله اتریش و آفریقای جنوبی آن را پذیرفتند هرچند تغییرات در رهبران سیاسی فراز و فرودهایی را به همراه داشت. بودجه‌بندی جنسیتی به عنوان موضوعی چپگرایانه و ضدریاضت تلقی می‌شد. کشورهای اسکاندیناوی پیشتاز این عرصه در غرب بودند و سوئد که دولت خود را «دولت فمینیست» می‌خواند الگوی دیگران شد. اکنون و با حمایت‌های بانک جهانی، سازمان ملل و صندوق بین‌المللی پول کشورهای زیادی به این موضوع علاقه‌مند شده‌اند و با آشکار شدن نتایج مثبت آن به این قلمرو وارد می‌شوند.
کره جنوبی را مثال می‌زنیم. از آنجا که این کشور سرمایه‌گذاری اندکی در مراقبت‌های اجتماعی انجام داده بود زنان مجبور بودند بین داشتن فرزند (که مشارکت نیروی کار را کاهش می‌دهد) یا بی‌فرزندی (که نرخ باروری را در کشور پایین می‌آورد) دست به انتخاب بزنند.
بودجه‌بندی جنسیتی نشان داد چگونه این کشور که جمعیتی رو به پیرشدن دارد می‌تواند از افزایش هزینه‌های مراقبت‌های اجتماعی بهره‌مند شود. در روآندا دولت متوجه شد که سرمایه‌گذاری بر آب سالم و بهداشتی نه‌تنها بیماری‌ها را کاهش می‌دهد بلکه زمان دخترانی را که مسوول آ‌وردن آب برای خانواده بودند آزاد می‌سازد و آنها می‌توانند به مدرسه بروند. پژوهش‌های فراوانی هستند که نشان می‌دهند کنار گذاشتن نیمی از جامعه به رشد اقتصادی کشور آسیب می‌زند. مواردی مانند خشونت علیه زنان، عدم تحصیل مناسب دختران، دستمزدهای نابرابر و عدم دسترسی به مشاغل همگی تبعات اقتصادی منفی به همراه خواهند داشت.
این راه طبیعتاً دشواری‌هایی دارد. تقسیم سهم زنان و مردان در هزینه‌ها و منافع یک سیاست کاری و دشوار است. در برخی موارد حتی هزینه ساعات عدم حضور در مدرسه را باید برآورد کرد. طراحی مجدد فرآیند بودجه‌بندی روندی را که دهه‌ها در حال اجرا بود برهم خواهد زد. اگر تمام گروه‌هایی که خواهان تغییر هستند یک رویکرد را اتخاذ کنند مدیریت آن غیرممکن می‌شود اما نکته همین‌جاست؛ برای دولت‌ها آسان‌تر است که در مورد حقوق زنان فقط صحبت کنند. اقدام عملی مستلزم انتخاب‌های دشوار است.
منبع: اکونومیست

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید