شناسه خبر : 15766 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

آیا جنبش معرفی اقتصاد ایران به هدف خود می‏رسد؟

روی موج هشتگ

محسن جلال‌پور این روزها به قول خودش، آتشی در نیستان فعالان اقتصادی انداخته است؛ کسانی که دغدغه اقتصاد ایران را دارند یک به یک به جنبش گسترده‏ای می‌پیوندند تا با هشتگ، اقتصاد ایران و فرصت‏های سرمایه‌گذاری در آن را به دنیا معرفی کنند.

محسن جلال‌پور این روزها به قول خودش، آتشی در نیستان فعالان اقتصادی انداخته است؛ کسانی که دغدغه اقتصاد ایران را دارند یک به یک به جنبش گسترده‏ای می‌پیوندند تا با هشتگ، اقتصاد ایران و فرصت‏های سرمایه‌گذاری در آن را به دنیا معرفی کنند. موج از آنجا به راه افتاد که رئیس اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران که همراه وزیر امور خارجه به اروپا سفر کرده بود در یک پست تلگرامی خود از خلأ اطلاعات و منابع انگلیسی در مورد اقتصاد ایران گفت و از همه دلسوزان کشور خواست با هر ابزاری که در اختیار دارند، به معرفی دوباره اقتصاد کشور به سرمایه‌گذاران خارجی و تشویق آنها به حضور در بازار ایران اقدام کنند. جلال‌پور که قابلیت‏های فضای مجازی و شبکه‏های اجتماعی در نشر اطلاعات و تاثیر بر افکارعمومی را به خوبی دریافته و حضوری فعال در این حوزه دارد، هدف خود را راه‌اندازی جنبشی فراگیر می‌داند؛ جنبشی که در آن با هشتگ‏هایی نظیر:
#IRANECONOMY #IRANMARKET
#IRANINVESTMENTOPPORTUNITIES،
#INVESTMENTINIRAN
مقررات تاسیس شرکت، حساب بانکی، قوانین حاکم بر حساب سرمایه، تملک زمین و مسکن، اجازه کار، ویزا، بیمه، مقررات کار و... در کشور، به دنیا معرفی شود.
این که کنش‏گرایی هشتگی چگونه می‌تواند نگاه دنیا را به اقتصاد ایران تغییر دهد، جای بحث و بررسی دارد. این دو خط متقاطع (#) که زمانی نشانه پوند بود، چه سبب تغییرات اجتماعی شود، چه افراد همفکر را گرد هم جمع کند و چه باعث شود با صدای بلند بخندیم! حالا به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی آنلاین ما تبدیل شده است. هشتگ‌ها به تسخیر دنیای مجازی قانع نیستند، به برچسب‌هایی تبدیل می‌شوند و پشت شیشه ماشین‏ها می‌نشینند تا به رانندگان یادآوری کنند که #بین_ خطوط برانند یا از شهروندان بخواهند تا #آشغال _نریزند.
اینها اما، مثال‏های ساده‌ای هستند از هشتگ‏هایی که در یک جنبش به کار می‌روند تا افکار عمومی را نسبت به موضوعی حساس کنند و به تغییرات اجتماعی یا فرهنگی بینجامند. هشتگ‏ها دستاوردهای بزرگ‌تری هم داشته‌اند؛ تسخیر وال‌استریت، دختران ما را بازگردانید، زندگی سیاهپوستان اهمیت دارد از جمله جنبش‏هایی هستند که به یاری هشتگ جهان را تکان داده‌اند. ایران هم از این انقلاب‏های کوچک هشتگی بی‌بهره نمانده است. جنبش ضدتحریم که به مدد گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد شکل گرفت و با حمایت چهره‌های سرشناس سیاست و اقتصاد کشور همراه شد توانست در مجازستان موجی ایجاد کند و واکنش رسانه‌ها و سیاستمداران غربی را هم برانگیزد. تنها جنبش‏های سیاسی نبوده‌اند که سوار بر موج هشتگ در شبکه‏های اجتماعی، افکار عمومی را قلقلک داده‌اند. جنبش‏هایی نظیر ایران را باید دید #mustseeiran برای معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران، یا کمپین #بین_ خط برای اصلاح فرهنگ رانندگی از نمونه‌های موفق جنبش‌های اجتماعی به شمار می‌روند.
با این همه، این که جنبش‏های فضای مجازی می‏تواند تغییرات اساسی در نگرش یا رفتار افراد ایجاد کند یا خیر، یا قادر است به کنش‏های واقعی منجر شود یا نه، منشأ بحث و گفت‌وگوهای بسیار است. از مخالفان سرسخت جنبش‏های مجازی باشیم یا مدافع آن فرقی نمی‏کند؛ نقش این کمپین‏ها در اطلاع‌رسانی گسترده و افزایش آگاهی عمومی را نمی‏توان نادیده گرفت. از سوی دیگر هرقدر افکار عمومی نسبت به پدیده‌ای حساس‏تر شود احتمال آن که مسوولان و تصمیم‌سازان نیز به اهمیت و حساسیت موضوع پی ببرند، بیشتر خواهد شد. هشتگ‌ها مثل بمب‌های کوچک دست‏سازی هستند که موج انفجارشان، هر قدر اندک، خواب آسوده بخش‏های منفعل جامعه را می‌آشوبد. هرقدر تعداد آن بیشتر شود، می‏توان امید داشت که صدای انفجارش به گوش جهان برسد. این همان آتشی است که جلال‏پور در نیستان انداخته است تا شاید در پرتو نورافشانی‏اش، اقتصاد ایران برای جهان چهره واضح‌تری پیدا کند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید