شناسه خبر : 12703 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

مقایسه تاثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی در ایران و کشورهای دیگر

آزادسازی اطلاعات و مساله فیلترینگ

کاربرد شبکه‌های اجتماعی در کسب آگاهی عمومی از طریق دسترسی به مطالب گوناگون است که با این سیستم ارتباطی پخش و منتشر شده و بر نظارت و مشارکت جامعه در خصوص «هم‌افزایی» در تامین نیازهای جامعه دلالت دارند. این مسائل همچنین از مهم‌ترین ویژگی‌های شبکه‌های اجتماعی هستند. از طرف دیگر از طریق این شبکه‌ها، صداهایی که تاکنون به صورت حاشیه‌ای بوده‌اند، این امکان را پیدا می‌کنند تا صدای خود را به گوش همگان برسانند.

وحید معتمدنژاد/ کارشناس رسانهindex:1|width:40|height:50|align:left
کاربرد شبکه‌های اجتماعی در کسب آگاهی عمومی از طریق دسترسی به مطالب گوناگون است که با این سیستم ارتباطی پخش و منتشر شده و بر نظارت و مشارکت جامعه در خصوص «هم‌افزایی» در تامین نیازهای جامعه دلالت دارند. این مسائل همچنین از مهم‌ترین ویژگی‌های شبکه‌های اجتماعی هستند. از طرف دیگر از طریق این شبکه‌ها، صداهایی که تاکنون به صورت حاشیه‌ای بوده‌اند، این امکان را پیدا می‌کنند تا صدای خود را به گوش همگان برسانند.
این شبکه‌ها همچنین می‌توانند برای تامین امکانات لازم به افراد محروم و جهت غلبه بر دشواری‌های مختلف آنان استفاده شوند که این مساله نیز از طریق همین شبکه‌های اجتماعی میسر است. اثری که شبکه‌های اجتماعی در تبادل افکار و تعامل رفتار -‌ چه سیاسی و چه اجتماعی -‌ در جوامع امروزی از خود به‌جا نهاده است از هیچ ذهن روشن‌ضمیری به دور نیست.
در حال حاضر با بسط و گسترش این شبکه‌ها در دنیای مجازی اطلاعات، به نوعی با گسست و شکست فاصله‌ها در جوامع مختلف بشری روبه‌رو هستیم که در آن اطلاعات، در سریع‌ترین زمان ممکن به دست مخاطب آن می‌رسد. باید در نظر داشت که ساختار ارتباطات جهانی، امروز بر اساس معرفت و آگاهی از سبک و سیاق جوامع دیگر بنا شده و در آن روابط قدرت سیاسی و اقتصادی از یک طرف و روابط فرهنگی و اجتماعی از طرف دیگر، نمود پیدا می‌کند.
این امر در ایران با توجه به عدم امکانات و نبود ساختارهای پیشرفته تکنولوژی‌های نوین که جامعه از آن رنج می‌برد، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار نیست. در مورد استفاده از این شبکه‌های اجتماعی در ایران باید تاکید کرد استفاده از آنها هرچند به تازگی وارد مرحله جدیدی از فعالیت جدی شده اما تاکنون توجه خاصی به کارکردهای ارتباطی آنان در جهت دسترسی همگانی و عادلانه به اطلاعات عمومی برای رفع نیازهای جامعه و کشور نشده و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته این شبکه‌ها ابزار اصلی و کارآمد برای تحقق اهداف جامعه در برطرف کردن کلیه نیازهای اولیه در توسعه و غنای ثروتی و فرهنگی این گونه جوامع - چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی- است.
باید تاکید کرد که از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی به خوبی در ایران استفاده نمی‌شود.
این در حالی است که جریان «آزادسازی اطلاعات» امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، به یکی از ارکان مهم توسعه سیاسی تبدیل شده است، در کشور ما این پدیده فراگیر، در تنگنای «فیلترینگ» گرفتار آمده و با کش‌وقوس‌ها و گروکشی‌های سیاسی، دست و پنجه نرم می‌کند. نمونه آن هم بحث‌هایی است که پیرامون مسدود شدن فیلترشکن‌ها در مباحث روزمره می‌شود.
بدیهی است با چنین مولفه‌هایی، پدیده «فیلترینگ» راه را بر هر گونه آگاهی از عوامل آگاهی‌بخش و موثر در پیشبرد اهداف همه‌جانبه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌بندد و در عین حال، جامعه را به انزوا می‌کشاند.
جامعه‌ای که با چنین محدودیت‌هایی روبه‌رو شود، از نمودارهای پیشرفت و ترقی در الگوهای جهانی عقب مانده و در نتیجه به قهقرا می‌رود. طبیعی است که در کشورهایی که در آنها «فیلترینگ» در دستور کار قرار دارد، جامعه از بسیاری فعالیت‌های ارتباطی اقتصادی غافل شده و در الگوریتم رشد اقتصادی خود به پایین‌ سقوط می‌کند. جامعه‌ای که رشد اقتصادی در آن کند باشد، فرهنگ و سیاست هم از این نزول تبعیت کرده و در پایین جدول شاخص‌های اقتصادی و فرهنگی خواهد ایستاد.
انتقال و تسهیل مبادله اطلاعات در کمترین زمان از نکات برجسته شبکه‌های اجتماعی است که با یک کلیک ساده امکان دسترسی به مضامین مختلف اطلاعات در سراسر جهان میسر می‌شود.
از این رهگذر هر گونه خبر یا موضوع قابل بحث و گفت‌وگو که ارزش طرح آن در مبادی اولیه هر پدیده و رویداد اجتماعی و سیاسی پایه‌ریزی شود، می‌تواند در شبکه‌های اجتماعی سرآغاز نشر و تبادل افکار شود. طبیعی است عنوان «چالش سطل آب یخ» نیز از این منظر می‌تواند به ادبیات مرسوم در شبکه‌های مجازی وارد شده و بنا بر سلایق و علایق مخاطبان به اظهار‌نظرهای شخصی و گروهی تبدیل و به چالش کشیده شود.
البته واکنش به چنین موضوع‌های جهانی که کاملاً در حیطه فرهنگی جوامع است، به عکس‌العمل‌های خاص خود رو‌ آورده و بنا بر فرهنگ حاکمیتی و موروثی، جای خود را در تاثیرگذاری و اقدام به هرگونه عملیات اجرایی در همیاری و همکاری با آن پدیده باز می‌کند.
به عنوان مثال این موضوع در ایران ممکن است بر اساس فرهنگ ترحم و احساسی ایرانیان در حد کمک به رفع این موضوع شود در صورتی که در سایر کشورها شاید در حد پروپاگاندا بوده یا برعکس.
موانع کمی و کیفی اینترنت و عدم دسترسی بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی به خدمات آن و نداشتن زبان مشترک جهانی و همچنین عدم «تکثرگرایی» و «شمول‌گرایی» که بنا بر نداشتن سواد اینترنتی در بین افراد جامعه به ویژه جامعه کنونی ایران حاکم است، از یک طرف و ایجاد محدودیت‌های سیاسی از طرف دیگر باعث شده تا حجم عظیمی از جمعیت ایران به این «میهمان تکنولوژی» خوشامد نگفته و از مزایای آن محروم شوند.
این در حالی است که در اکثر کشورهای جهان بنا بر امکانات موجود، زمینه استفاده از این شبکه‌ها فراهم شده و با ایجاد محیطی مساعد و پاسخگو برای فعالیت‌های مختلف مربوط به این شبکه‌ها و تعیین سیاستگذاری و قانونگذاری، امنیت آنها فراهم شده است.
در خصوص اینکه دولت چگونه می‌تواند به رشد تاثیرگذاری این شبکه‌ها کمک کند باید گفت که هر دو گزینه سرعت اینترنت و باز شدن فضای استفاده از شبکه‌های اجتماعی، اجتناب‌ناپذیر است که بر اساس آن شبکه‌های اجتماعی بتوانند در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیشرفت علمی و پزشکی، توسعه آموزش و بهداشت و سایر خدمات عمومی، اشتغال نیروی انسانی، کاهش فقر، رفع تبعیض‌ها و نابرابری‌های اجتماعی، توسعه و گسترش دموکراسی، تجارت الکترونیکی فرامرزی، آزادی بیان و توجه ویژه به نیازهای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران قدم‌های کلان و اساسی بردارند.
به جد معتقدم که محدود‌سازی در همه ابعاد بی‌اخلاقی‌ها و دین‌گریزی‌ها در محدوده شبکه‌های اجتماعی و مجازی، کاری بس پسندیده است و این امر در قاموس فرهنگ و تمدن ایرانی جای خود را باز می‌کند اما اطلاع‌رسانی شفاف در روابط اجتماعی و سیاسی در قالب این شبکه‌ها از اهم و فاالاهم است.
بنابراین لازم است در تبیین اطلاعات، سره از ناسره تشخیص داده شده و بر آگاهی عمومی افزوده شود که اگر چنین شود با جامعه‌ای «آگاه و دانا به مسائل روز» همراه خواهیم بود که از آن به عنوان «جامعه معرفتی» نیز یاد می‌کنند؛ جامعه‌ای که در آن همه افراد با هر سطح سواد و آگاهی، بتواند از اطلاع‌رسانی پاک بهره‌مند شود و در سرنوشت خود چه در تصمیمات سیاسی، اجتماعی و چه تصمیمات فرهنگی و اقتصادی، نقشی فعال و متعهدانه داشته باشد. ‌چنین جامعه‌ای را می‌توان، جامعه رو به رشد یا همان جامعه در حال توسعه دانست که می‌تواند سر از جامعه‌ای آگاه درآورد.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید