شناسه خبر : 11707 لینک کوتاه

آشکار شدن قله کوه یخ فساد فوتبال در ایران

آپارتاید آموزشی در ایران از بین خواهد رفت؟

هفته گذشته در حالی وارد نخستین ماه پاییز شدیم که پس از هفته‌ها تکذیب و انکار از سوی مسوولان بهداشتی کشور، سرانجام اعلام شد که نمونه‌هایی از ابتلا به بیماری عفونی «وبا» در پایتخت و شهرهای حاشیه‌ای تهران مشاهده شده است.

حمیده حق‌پرست
هفته گذشته در حالی وارد نخستین ماه پاییز شدیم که پس از هفته‌ها تکذیب و انکار از سوی مسوولان بهداشتی کشور، سرانجام اعلام شد که نمونه‌هایی از ابتلا به بیماری عفونی «وبا» در پایتخت و شهرهای حاشیه‌ای تهران مشاهده شده است. با توجه به آغاز سال تحصیلی خطر افزایش مبتلایان به این بیماری به ویژه در میان دانش‌آموزان افزایش یافته است، در نتیجه به نظر می‌رسد باید نهادهای مسوول از آموزش و پرورش گرفته تا وزارت بهداشت همه امکانات خود را برای جلوگیری از شیوع این بیماری به ویژه در مناطق آسیب‌پذیر پایتخت بسیج کنند. با وجود همه مشکلات هفته اول مهر را باید هفته دانش‌آموزان نامید؛ هفته‌ای که پس از تعطیلات تابستانی صدای فریاد سرخوشانه کودکان در مدارس فضا را پر از نشاط و امید می‌کند. تحصیل حق هر کودک و نوجوان با هر مذهب، نژاد و قومیت است. حال در کشوری مانند ایران که همه از مردم و مسوولان برای هم کارت‌پستال فرستاده و خود را متمسک به اخلاق حسنه می‌دانند، حقوق کودکان غیرایرانی در زمینه تحصیل چگونه تامین می‌شود. روزنامه اعتماد در یادداشتی به این امر پرداخته و با بیان واقعیت‌هایی عرق شرم را بر پیشانی بسیاری از هموطنان‌مان می‌نشاند. این روزنامه می‌نویسد: «مهاجران افغان از اوایل دهه 70 از تمامی یارانه‌های آموزش، حمل و نقل، بهداشت و سوخت محروم شدند و سیاست‌هایی در آموزش و پرورش وضع شد تا تمایزات بین دانش‌آموزان ایرانی و مهاجر، رسمی شود. آنان از این دوره از پناهندگی به مهاجر تغییر وضعیت دادند و در طول زمان مواردی از قبیل داشتن کارت اقامت، پرداخت شهریه، ممنوعیت تحصیل در رشته‌های کار و دانش و فنی و حرفه‌ای، ممنوعیت تحصیل در مدارس تیزهوشان و اعزام به المپیادها و اردوهای علمی، ورزشی و زیارتی و... به عنوان شرط تحصیل آنان در ایران عنوان شد.»
تا به حال خود را جای آن کودک با‌استعدادی گذاشته‌اید که تنها به دلیل شناسنامه خود حتی از اعزام به اردوی ورزشی، علمی و... محروم می‌شود. اگر این اقدامات غیر‌عادلانه و آپارتاید‌گونه در هر کجای این عالم با اتباع ایرانی صورت می‌گرفت، چه آسمان و ریسمانی که به هم نمی‌بافتیم. همین الان رسانه‌های ما پر است از اعتراض به جلوگیری برخی از دانشگاه‌های غربی از تحصیل دانشجویان ایرانی در رشته‌های فوق پیشرفته مرتبط با انرژی هسته‌ای، اما در درون کشور خود حتی تحصیل هم‌نوعان خود در رشته‌های فنی هنرستان را نیز منع کرده‌ایم. حق بدهید که اکثر قریب به اتفاق مهاجرانی که از ایران خارج می‌شوند دید مثبتی نسبت به ما نداشته باشند و در بسیاری از موارد مترصد جبران سریع رفتارهای ما بربیایند. ان‌شاءالله دولت جدید و شخص سرپرست وزارت آموزش و پرورش که خود را حامی گفتمان اعتدال می‌دانند، در این زمینه اقدامی فوری کنند و بیش از این بذر حسرت را که در بسیاری از موارد میوه نفرت به همراه می‌آورد در ذهن کودکان مهاجری که از بد حادثه به این سرزمین پناه آورده‌اند، نکارند. امید که دست کم در آموزش و پرورش شاهد آپارتاید آموزشی نباشیم.

آشکار شدن قله کوه یخ فساد فوتبال در ایران
در روزهای پایانی تابستان امسال فوتبال ایران با رویدادی متفاوت و عجیب مواجه شد. پس از شکست تیم پرسپولیس از سپاهان سرمربی تیم بازنده سخنانی را بر زبان جاری کرد، که بسیاری آن را به معنای محرومیت چندهفته‌ای برای علی دایی ترجمه کردند. او به صراحت تیم داوری این مسابقه را به مفاسد مالی متهم کرد. پس از گذشت چند روز خبر رسید که علی دایی اسناد خود را به فدراسیون ارائه داده است. وی در برنامه جنجالی ۹۰ در هفته گذشته نیز به صورت تلفنی حاضر شد. وی در این باره اعلام کرد: «... بحث شماره حساب‌ها و دوستانی که من مطرح کردم جدای از بحث تماس‌های مشکوک داور مسابقه است. ببینید من آبرویم را ذره‌ذره جمع کردم ولی حالا که وارد این ماجرا شدم تا پای آبرویم می‌ایستم و این ماجرا را تا ته آن پیگیری می‌کنم. من به سپاهانی‌ها اتهامی نزدم. چون فقط این سپاهانی‌ها نیستند که از باخت ما در آن بازی منتفع می‌شدند. من وقتی گفتم داور غش کرده می‌دانستم چه خبر است. شب قبل از بازی برایم تقریباً مسجل شده بود اما گفتم امکان ندارد این اتفاق بیفتد. برای همین بعد از بازی با اطمینان درباره‌اش حرف زدم. در این دو روز هم کلی سند و مدرک درباره مسائل پشت پرده دستم آمده که همه را به مسوولانش داده‌ام تا تحقیق کنند و تصمیم بگیرند...آقای قهرمانی شما برای چه دوست مشترکت را فرستادی که دوستت بیاید پیش من و با من حرف بزنی؟ مگر خودت با من حرف نزدی؟ چرا این را نگفتی که دیروز با من تلفنی حرف زدی؟ ... من سالم زندگی کردم و سالم زندگی می‌کنم. ببینید این آقای قهرمانی که اینقدر خودش را زد به این راه و آن راه چرا یک شب قبل از ۹۰ مرتضی کریمی را فرستاد تا همه چیز را ماست‌مالی کند؟ من زیر بار این ماجرا نمی‌روم... اشتباه با تخلف فرق دارد. یک مثال برایتان می‌زنم از همین آقا تا ماجرا روشن‌تر شود. سال ۱۳۸۷ مس کرمان با راه‌آهن بازی داشت. یک پنالتی به نفع مس گرفته می‌شود و گل زده می‌شود و درحالی‌که هیچ کس دور نورمحمدی نیست گل سالم او خطا اعلام می‌شود. آن مساله پیگیری شد به نتایج مهمی هم رسید اما مسکوت ماند. متاسفانه درد ما همین سکوت‌های بی‌دلیل است که کارمان را به امروز رسانده است. اگر زودتر با این چیزها برخورد می‌کردیم الان نیازی به فریاد زدن علی دایی نبود...من مدارکم را ارائه دادم. کلی آدم آمدند و برای من راجع به اتفاقات پشت پرده حرف زدند اما می‌ترسند بیایند دادگاه. ببخشید مشکل این است که همه از هم آتو دارند و هیچ کس جرات گفتن این اتفاقات را ندارد. بعد کسی تخلف می‌کند شماره حساب خودش را می‌دهد؟ من می‌گویم با متخلف باید برخورد کرد. هر کسی در این فوتبال تخلف کرد باید مجازات شود. مگر می‌شود چنین خطایی را که حق‌الناس را ضایع می‌کند با یک عذرخواهی تمامش کرد؟... اگر مسوولان امنیتی وارد این جریان شوند در دو سوت همه چیز مشخص می‌شود و ماجرا تمام می‌شود...اگر آنها ورود کنند بعضی‌ها از دوران نوجوانی‌شان هم خلاف‌هایشان را می‌گویند. اینکه کجا بودند الان کجا هستند، عین آب خوردن همه چیز در‌می‌آید. اینکه برای دفاع از خود هر چیزی خواستید بگویید ایرادی ندارد اما به شعور مردم توهین نکنید.»
هرچند که علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال در گفت‌وگو با خبرآنلاین دعواهای برنامه 90 را زن و شوهری دانست و از این افشاگری‌ها ابراز نارضایتی کرد. بنا بر شنیده‌ها احتمالاً پای برخی از تیم‌ها، داوران و مربیان مشهور کشور به این پرونده باز شود.
فارغ از اینکه اتهامات علی دایی به داور بازی پرسپولیس و سپاهان صحت داشته باشد یا خیر، به نظر می‌رسد وجود این حجم دادوستد مالی غیرشفاف در فوتبال ایران زمینه‌ساز فسادهای بزرگ و کوچک شده باشد. بدون شک اقدامات چهره‌هایی مانند علی دایی تنها قله کوه یخ فساد فوتبال را از اقیانوس بیرون آورده است. امروز برای نجات فوتبال و ورزش کشور باید با عزمی همگانی به نبرد با این پدیده شوم رفت. در این مسیر باید هزینه پرداخت حتی اگر به ممنوعیت فعالیت برخی از مشهورترین مربیان، بازیکنان و داوران کشور یا حتی سقوط تیم‌هایی مانند پرسپولیس، سپاهان و استقلال به دسته دوم فوتبال کشور منجر شود. اگر این اتفاق رخ ندهد شاید در آینده دیگر چیزی از فوتبال باقی نماند و این ورزش تنها به عرصه جولان گروه‌های مافیایی ورزش و شرط‌بندی‌های ساختگی مانند مسابقات غیررسمی ورزش‌های رزمی در جنوب آسیا بدل شود.

۵۰ درصد سرب در مرغ‌های تهرانی
هر دم از این باغ بری می‌رسد. روزنامه تهران امروز در گزارشی که در روزهای میانی هفته منتشر کرد به بحث آلودگی گوشت مرغ پرداخت و نوشت: «خبرهای آلودگی مواد غذایی یکی‌یکی از راه می‌رسند. یک روز خبر آلودگی برنج‌های وارداتی رسانه‌ای می‌شود، یک روز خبر آلودگی سبزیجات کشت‌شده در مناطق جنوبی تهران، یک روز خبر سبزیجات و آب آلوده و آخرین خبر از آلودگی مرغ‌های عرضه‌شده در تهران حکایت دارد.» خبری که حسین صفایی،‌ مدیرعامل سازمان میادین و تره‌بار تهران در هفتمین جلسه شورای چهارم شهر تهران آن را به زبان آورد. پیش از این نیز معصومه ابتکار، عضو شورای سوم شهر تهران از آلودگی مواد غذایی همچون میوه و سبزیجات به سرب خبر داده بود و از وجود مقادیر بالای سرب در مرغ‌های عرضه‌شده در تهران ابراز نگرانی کرده بود. خبری که وزارت بهداشت در خصوص آن نه موضع مثبت گرفت و نه منفی. این خبر برای بار دوم توسط مدیرعامل سازمان میادین و تره‌بار تهران عنوان شد. به گفته وی مرغ‌هایی که در تهران عرضه می‌شود اگرچه هورمونی نیستند اما دارای ۴۷ درصد سرب و ۱۷ درصد کادمیوم هستند که این ارقام نتیجه آزمایش‌هایی است که در آزمایشگاه طرف قرار‌داد سازمان دامپزشکی کشور انجام شده است. وی با اشاره به آلوده بودن پیاز نیز گفت:‌ «پیاز از جمله آلوده‌ترین محصولات به سرب و نیترات است که به تهران وارد می‌شود.» با این اوصاف و کثرت مواد غذایی آلوده قاعدتاً باید مسوولان لیست مواد غذایی سالم را به صورت هفتگی به اطلاع شهروندان برسانند.

دراین پرونده بخوانید ...

دیدگاه تان را بنویسید